Home > آنچه بر ما گذشت

آنچه بر ما گذشت

به لطف خداوند متعال و با یاری مهدی موعود (عج) یک دهه فعالیت در قالب سمن (سازمانهای غیر دولتی – NGO) را پشت سر گذاشتیم، در حالیکه کوله باری از تجربه را با خود آورده ایم.

این تجربیات از برنامه ریزی و تألیف کتب درسی گرفته تا تدریس در مراکز تیزهوشان، حوزه (مدرسه عالی شهید مطهری)، دانشگاه امام صادق (ع)، مراکز تربیت معلم را در بر می گیرد و مهمترین بخش این سابقه و تجربه، مدرسی فن آوری آموزش(تکنولوژی آموزش ) و واحد سمعی و بصری (ماکروتیچینگ یا بزرگ نمایی در آموزش) می باشد.

۱-     آیه گذاری فیلم سینمایی ده فرمان با صوت استاد عبدالباسط و متن آیه در سال ۷۵: و این در حالی بود که کمترین امکانات در واحد سمعی و بصری (ماکروتیچینگ) مرکز تربیت معلم شهید ثانی (که یادش بخیر) فراهم شده بود.  دانشجوی خطاط می نوشت و ما با توجه به حرکت خورشید و تابش نور آفتاب فیلم برداری می کردیم و آنگاه با همان امکانات اولیه در حد چند دستگاه ویدئو vhs، یک دوربین پاناسونیک m3ooo و یک دستگاه میکس که از واحد سمعی و بصری کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران!!! به امانت گرفته بودیم، آیات نوشته شده فیلم برداری می شد سپس با میکس عاریتی! روی نوار vhs کپی می شد. تأثیر این کار را بسیار فراوان تر از آنچه که پیش بینی کرده بودیم یافتیم، اگر به این کار توجه می شد یک وسیله کمک آموزشی چند منظوره بود شامل: ۱- پرکردن مفید اوقات فراغت   ۲- حفظ موضوعی قرآن   ۳- تحقیق و پژوهش در کلاسهای معارف

۲-     از تهران تا هرزگوین: اولین نماهنگ ما قبل از اینکه تلویزیون رسماً این کار انجام دهد در جریان جنگ بالکان و نسل کشی مسلمانان در بوسنی و هرزگوین تهیه شد . آهنگ و شعر معروف از تهران تا هرزگوین که ابراز احساسات دانشجویان با دیدن این کلیپ وصف ناپذیر بود. و بعد از آن این کار با همان روشهای ابتدائی و تجربیات کم ولی با عشق و ایمان به کار، ادامه یافت تا آنجا که سخنرانیهای اساتید بزرگی چون شهید مطهری را بصورت کلیپ هایی در آوردیم . و این در سال ۷۶ بود

۳-     ایران منادی گلدسته های تمدن: را با استفاده از کلام شهید مطهری از مجموعه “خدمات متقابل ایران و اسلام” به مدت ۳۰ دقیقه، با هدف هویت بخشی به جوان ایرانی تهیه کردیم. سالها قبل از اینکه مسئولین فرهنگی حتی فکر این مسئله را داشته باشند، چه رسد به دغدغه اش!!! (تبصره: در سال ۸۲ این کار مجدداً مورد باز بینی قرار گرفت و این بار با استفاده از سیستم مونتاژ کامپیوتری و هوا گیری صدای شهید مطهری، این کار به مراتب جذاب تر از آب در آمد. آن را به اولین کنگره حکمت مطهر ارائه دادیم و دست اندرکاران گفتند که: “حیف است ، این مناسب شبکه های تلویزیون می باشد.” بعد از آن آنرا به دفتر مدیر کل بانوان وزارت آموزش و پرورش دادیم و گفتیم این کار مجانی در اختیار شما بدون هیچ پولی، (در حالیکه چند صد هزار تومان رایج را جهت تجهیز و دستمزد تدوینگر حرفه ای پرداخت کرده بودیم) و تقاضا کردیم در هفته معلم بجای چاپ پوستر به هر مدرسه ای در ایران یک نسخه از آن را بفرستند تا حداقل در کتابخانه مدارس خاک بخورد اما اگر شما دیدید! ما هم دیدیم! البته بعدها بوسیله دوستان (با استفاده از رابطه) این نمونه به صدا و سیما راه پیدا کرد، چند سال است در صف نوبت ملاقات با مسئولین گروه معارف هستیم! البته نا گفته نماند شاید خیلی هم بی نتیجه نبود، چند سال است که مسابقه از تو می پرسند را تلویزیون اجرا می کند و برنامه مفید و موفقی هم است. ما هم فکر می کنیم شاید این ایده برگرفته از تولید ما باشد – چه از خود راضی هستیم نه ؟ -)

۴-     نگارگر زندگی: را برای معرفی زن مسلمان تهیه کردیم.

۵-     انسانهای همچون فاخته: که نگاهی به زندگی زن غربی می باشد و گفتیم فاخته تنها پرنده ای است که تخم خود را در زیر پرندگان دیگر به عمل می آورد.

هر دو اینها “نگارگر زندگی” و “انسانهای همچون فاخته” از مجموعه سخنرانیهای دکتر شریعتی در ” فاطمه فاطمه است ” و “انتظار عصر حاضر از زن مسلمان” برداشت شده بود، هر کدام به مدت کمتر از ۳۰ دقیقه. و به نظر منِ معلم، برای کلاسهای جامعه شناسی، روانشناسی، علوم اجتماعی می توانست به عنوان یک وسیله کمک آموزشی به شاگرد و معلم کمک کند .

۶-     آری این چنین بود: که تلویزیون بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، صدای دکتر شریعتی را روی یک نوار تصویر پخش کرد درحالیکه سراسر تصاویر، یا کویر بود و یا دشت و یا کوه در حالیکه ما در همین سخنرانی برای هر کلامش تقریباً یک فریم ، متناسب با کلام گذاشتیم – ولی خوب دیگه… آخر وزارت آموزش و پرورش دفتر تکنولوژی آموزشی داشت و دارد! –

۷-     استخراج و تلخیص سریالها و مستندات تاریخی: که سالهای سال از آنها در کلاسهای تاریخ معاصر و درس ریشه های انقلاب اسلامی در دانشگاه و تربیت معلم استفاده کردیم، دو سه بار هم به بعضی از مسئولین تلویزیون پیشنهاد دادیم که آموزش و پرورش را تشویق کنند تا از این منابع و سرمایه گذاری کلان در کلاسهای درس استفاده شود و با شناختی که از دفتر تکنولوژی آموزشی وزارت خانه و خروجی آن داشتیم احتمالاً هم با کمترین هزینه می توانستند بیشترین و شاید بهترین فیلم های کمک آموزشی را برای مدارس فراهم کنند.

آی یادش بخیر که طرح فیلم های آموزشی علوم دبستان و بعضاً دینی دبستان را با استفاده از کارتون تام وجری از این در به آن در، از این مسئول به آن مسئول ارائه دادیم آخرش هم…

۸-     در کوچه های بی کسی: با این کلیپ از اولین کسانی بودیم که به مردم مظلوم قانا تسلیت و تعزیت گفتیم.

۹-     مروارید و شبه: کاری بود برای احیای پیام شهدا که با هدف نشان دادن روند جامعه به سوی نزول از ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس در کمتر از یک دهه پس از پایان دفاع مقدس و سفر ابدی بنیانگذار جمهوری اسلامی تهیه شد و در آنجا از قول شهدا گفتیم” میان ماه من تا ماه گردون فاصله از زمین است تا… (شبه یک سنگ بدلی در مقابل یک مروارید حقیقی). باز خورد این برنامه در مدارسی که توانستیم از طریق آشنایان و رابطه در معرض دید جوانان قرار دهیم، بسیار قابل توجه بود، بطوری که ما را تشویق کردند تا دوباره “مروارید و شبه” را مثل “ایران منادی گلدسته های تمدن” بازسازی کنیم. اما با کدام حمایت؟!!!

۱۰-نقد و بررسی کشتی تایتانیک: هنوز پیام رهبر معظم انقلاب و هشدارهای ایشان مبنی بر شبیخون فرهنگی برای سردمداران حکومتی جا نیافته بود که این بار هجوم دشمن با ” کشتی تایتانیک ” شروع شد، خوشبختانه از آنجا که کشتی بیش از چهار روز دوام نیاورد تب آن هم خیلی زود در جامعه به زیر آب فرو رفت ولی ما در همان فاصله اندک با استفاده از نقد و بررسیهای مختلف و استفاده از آیات قرآن کریم بجای سانسور، مسئله را برای دانشجویان حل کردیم و بجای پاک کردن صورت مسئله به حل آن اقدام نمودیم این روش باعث شد که درِ خوابگاههای دانشجویی به روی ما باز شود و برای تکمیل کردن منابع مورد استفاده این نقادی ها، هر آنچه که پنهانی بین دانشجوها رد و بدل می گردید با دست خودشان به ما برسد و پایان کار کشتی تایتانیک را با آخرین آیه سوره نباء به پایان رساندیم .

اما چه کنیم … دوم خرداد ۷۷ با پایان پذیرفتن نقد و بررسی فیلم تایتانیک، زنگ پایان کار ما نواخته شد و با پرتاب ما به جائی که حتی خودمان از آن اطلاع نداشتیم کارها و فعالیت ها و سرمایه جمع آوری شده در تربیت معلم شهید ثانی راکد ماند و زیر گرد و غبار آرام گرفت. از آنجا که احساس مسئولیت  و تکلیف نمی توانست ما را خانه نشین کند از سال ۷۸ کار را در قالب سازمانهای غیر دولتی (NGO) آغاز کردیم.

۱۱-دیروز ایران، امروز فلسطین: شروع مجدد کار ما قرین شد با انتفاضه دوم مردم فلسطین، اینجا بود که با بر پایی اولین نمایشگاه صوتی تصویری، جهت یاری مردم مظلوم و مبارز فلسطین که دریافته بودند فقط قرآن و اسلام راه نجات آنهاست نه دولتهای مزدور و وابسته منطقه کمر همت گماشتیم.

۱۲-نقد و بررسی آثار رولینگین: این کار با بهترین کیفیت به لحاظ تحقیق، تصویر و تکنیک تهیه شده است و از آنجا که جامعه هدف ابتدا مربیان تربیتی و اولیاء و مربیان سپس نوجوانان و جوانان بودند لذا سعی کردیم که کفۀ آموزشی آن سنگین تر باشد بویژه برای مربیان تربیتی و اولیاء، جالب تر از همه پس از ۹ ماه پی گیری و سماجت ما دفتر تکنولوژی آموزشی وزارت آموزش و پرورش!! ، این پاسخ را به ما داد:

 مهر تأیید وزارتخانه بر این اثر تحقیقی و تصویری و تأکید آنها بر مفید بودن این برنامه برای دبیرستانها یک طرف و دریغ از گرفتن و خریدن حتی یک نسخه از آن طرف دیگر!!! در حالیکه بابت تهیه و تولید این کار، مقروض ۱۵ میلیون ریال وام بودیم، سرانجام شبکه ۲ سیما در دو نوبت آنرا پخش نمود و ما پس از سالها توانستیم پولی به میزان همان وام را بگیریم. این ماجرا در حالی بود که در سال ۸۶ آمار دانش آموزان دبیرستانی ایران چهار میلیون نفر برآورد شده بود و اگر آموزش و پرورش برای هر کدام یک تومان (۱۰) ریال هزینه می کرد حداقل مخارج کل پروژه تأمین می شد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *