Home > من و رسانه > سینه‌چاکان کدخدا و عاشقان آمریکا، سریال «ریشه‌ها» را تماشا کنند! – قسمت اول

سینه‌چاکان کدخدا و عاشقان آمریکا، سریال «ریشه‌ها» را تماشا کنند! – قسمت اول

«ریشه‌ها» نام رمانی ۷۰۰ صفحه‌ای است که توسط الکس هیلی، سیاهپوستِ آفریقایی تبار نوشته شده است. وی نواده‌ی یکی از سیاهپوستانی است که توسط سفیدپوستان آمریکایی در قرن ۱۷ میلادی از آفریقا ربوده و توسط کشتی برای بردگی به آمریکا منتقل شد. وی داستان اسارت و بردگی هفت نسل از سیاهپوستان خانواده‌اش را به نحو زیبایی در این کتاب به تصویر کشیده است. شاید تنها نگاهی سطحی به مقدمه‌ی این کتاب که توسط مترجمش علیرضا فرهمند نگارش شده است، کافی باشد تا حقیقت‌جویان خواندن این کتاب را کنار نگذارند، در مقدمه‌ی نگارش‌یافته توسط مترجم آمده است: “نخستین کشتی بردگان در سال ۱۶۱۹ از آفریقا وارد امریکا شد. تا ۱۵۰ سال بعد که اعلامیه استقلال امریکا امضاء شد تعداد بردگان سیاه امریکا به ۵۰۰ هزار نفر رسید، درحالی که جمعیت امریکا بیش از ۳ میلیون نفر نبود. در نتیجه جنگ داخلی امریکا که از سال۱۸۶۰ تا ۱۸۶۵ طول کشید، بردگی لغو شد. اما جنگ داخلی، به عقیده بسیاری از تاریخ‌نویسان، الغای بردگی نبود. در جنوب که نیمه مستعمره شمال بود، برده‌داران بزرگ رفته رفته قدرت نگران‌کننده‌ای پیدا کرده بودند و شمال می‌بایست استیلای خود را تثبیت کند. جنگ با پیروزی شمال پایان یافت و الغای بردگی محصول فرعی آن بود. این را نیز باید گفت که مخالفت اخلاقی با بردگی از هنگامی آغاز شد که زیان برده‌داری در بسیاری از نقاط بیش از سود آن شد و افزایش تعداد بردگان به جای خطرناکی رسیده و شورش بردگان، سفیدها را متوحش کرده بود.

خانواده الکس هیلی، نویسنده کتاب ریشه‌ها، بخت خوشی داشتند که پس از جنگ داخلی و الغای بردگی، کم و بیش وضعشان خوب شد. اما برای بیشتر سیاهان امریکا چنین نبود. در فاصله سال های۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰، هر سال ۱۰۰ سیاهپوست لینج شدند، یعنی یا آنها را زنده زنده سوزاندند، یا قطعه قطعه کردند، یا به دار آویختند. پس از سال ۱۹۰۰، سفیدهای شمال به خشونت وحشتناکی علیه سیاهان دست زدند. در سال ۱۹۱۷ شدیدترین شورش‌ها علیه سیاهان در شهر سنت لوئیس روی داد و علت این بود که سفیدها از پیشرفت‌های اقتصادی سیاهان در وحشت بودند و آنان را خطری برای کارگران سفید می‌دانستند. در گزارشی که برای رئیس جمهور آمریکا در این باره تهیه شده بود، چنین آمده است: «در منطقه‌ای به طول ۸۰۰ متر سه یا چهار ساعت خون جاری بود. جلو اتوبوس‌ها را می‌گرفتند و سیاهان را از هر سن و جنسی پیاده و سنگباران می‌کردند، یا با چماق و لگد می‌زدند و با خونسردی سیاهانی را که در خیابان در خون خود افتاده بودند، با هفت‌تیر می‌کشتند. عده‌ای از شورشیان خانه‌های سیاهان را آتش زدند و وقتی شب به نیمه رسید، محله سیاهپوست‌نشین سنت‌لوئیس در شعله‌های آتش بود و سیاهان از شهر می‌گریختند. چهل و هشت نفر کشته، صدها نفر زخمی شدند و بیش از ۳۰۰ خانه در آتش سوخت.»

حتی امروز هم نمی‌توان گفت که سیاهان از خشونت سفیدها رسته‌اند. در سال۱۹۶۰ شورش‌های بزرگ سیاهان آغاز شد. در سال ۱۹۶۷ در ۱۲۸ شهر امریکا شورش براه افتاد. رهبران شورش عقیده داشتند که پس از جنگ داخلی امریکا، بردگی تمام نشد، بلکه فقط تغییر شکل داد. در گزارش کرنر که در سال ۱۹۶۸ برای رئیس جمهوری وقت امریکا تهیه شده بود، گفته می شود: «کشور امریکا بسوی دو جامعه جداگانه پیش می‌رود، جامعه سیاه و جامعه سفید.»

در تابستان سال ۱۹۷۸ به دنبال خاموشی بزرگ نیویورک، سیاهان به خیابان‌ها ریختند و هرچه را یافتند غارت کردند. آنها آنچه را برمی‌داشتند، حق خود می‌دانستند، زیرا در آمریکای امروز درآمد سالانه سیاهان و سفیدهایی که پایه تحصیلاتشان یکسان باشد، بین ۱۵۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار اختلاف دارد. در سال ۱۹۴۸ که رقم بیکاری در سراسر امریکا ۸/۳ درصد بود، ۵/۳ درصد سفیدها و ۹/۵ درصد سیاهان بیکار بودند. در سال ۱۹۶۲ که رقم بیکاری سراسر امریکا ۷/۶ درصد بود، ۶ درصد سفیدها و ۹/۱۰ درصد سیاهان بیکار بودند. و در سال ۱۹۷۶ که رقم بیکاری ۷/۷ درصد بود، ۷ درصد سفیدها و ۱/۱۳ درصد سیاهان بیکار بودند.

ارقام و آمار مشابهی در زمینه جنایت‌ها و زندانیان و نسبت سیاهانی که در مقایسه با سفیدها (در شرایط مساوی) در کارشان ترقی می‌کنند، و نسبت استخدام و اخراج سفیدها و سیاهان، پوچی حرف کسانی را نشان می‌دهد که می‌گویند، درست است که وضع بد است، اما بهتر شده است.»

واقعیت این است که در سراسر تاریخ هیچ قومی به اندازه سیاهان آمریکا زجر و آزار «مردمان متمدن اروپایی» را تحمل نکرده است. وقتی «متمدن‌ها» پا به افریقا و امریکا گذاشتند، خود را ملزم به رعایت هیچ یک از موازین انسانی و تمدن در برابر کسانی که آنها را «بومیان» می‌گفتند نمی‌دانستند. سرخپوستان امریکایی را که با روحیه میهمان‌نوازی تازه واردها را پذیرفته بودند، از مرد و زن و کودک کشتند و در افریقا هر که را که نکشتند، به بردگی گرفتند.

ادامه دارد …

Check Also

نقد فیلم بن هور

بن هور درست پنجاه وهفت سال پیش (۱۹۶۰) به‌عنوان بهترین فیلم سال برگزیده شد، که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *