Home > من و خانواده > من و میوه دلم > کمک به مسئولیت پذیری فرزند دلبندمان-۱

کمک به مسئولیت پذیری فرزند دلبندمان-۱

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

« همان چیزهایى که سبب مى شود تا فرزند مورد نفرین پدر و مادرش قرار گیرد، باعث مى شود که پدر و مادر نیز مورد نفرین فرزندشان قرار گیرند.»
بی احترامی، تحقیر و تنبیه و سرزنش نابجا و عدم احساس مسئولیت، باعث می شود والدین نیز توسط فرزندان عاق شوند.۱

پدر و مادر دلسوز و دانا کسی است که به فرزندش اجازه می دهد تا سختی های زندگی را بکشد و مسئولیت آن را به عهده بگیرد و فرزندی مسئولیت پذیر به جامعه تحویل دهد.

چگونه از بچگی فرزندمان را مسئولیت پذیر بار بیاوریم؟

به وجود آمدن مسئولیت در ۶ماهگی در فرزندمان شکل میگیرد.زمانی که از فرزند ۶ماهه ی خود میخواهیم خودش به تنهایی چهار دست و پا به سمت ما بیاید.کودک از ۱ تا ۳سالگی نیز آماده ی پذیرش مسئولیت خواهد بود.
در این دوران کم کم به فرزندمان کمک کنیم این ویژگی را در خودشان رشد دهند؛ برای مثال به او اجازه دهیم در انداختن سفره و جمع کردن آن،تا کردن لباسها، آب دادن به گل ها و انجام کارهای کوچک… به ما کمک کند.با اینکار یاد میگیرد مسئولیت کارش را برعهده بگیرد و آن را انجام بدهد.
اگر از شما میخواهد که اجازه بدهید در کارها به شما کمک کند هرگز فرصت ایجاد مسئولیت را در او از دست ندهید.
توجه: حد و اندازه ی مسئولیت دادن به فرزندمان را رعایت کنیم. 
نکته: از بین چند کار از او نظر بخواهیم تا  مسئولیتی کاری که مورد علاقه اش است را انتخاب کند و انجام دهد.زیرا مسئولیتی که با علاقه انجام دهد به رشد شخصیتی او کمک خواهد کرد.

استاد سلطانی: "واگذاری مسئولیت به کودک از یک سالگی شروع می شود. به کودک باید مسئولیت داد و تاییدش کرد. درحالیکه ما بیشترین ناتوانی را در همین دوران به کودک می دهیم. حتی اگر پدر ومادر درس خوانده و مهربانی باشیم، وقتی که او میخواهد به چیزی دست بزند میگوییم؛ "دست نزن تو نمیتونی؛ نکن تو کوچیکی، نکن حالا زوده، نکن اوخ میشی!"
و دائم به کودک پیام ناتوانی میدهیم، بعد در ۱۵ سالگی وقتی میگوییم فلان کار را انجام بده، فرزند میگوید نمیتوانم و آنوقت مادر ناراحت میشود میگوید: یعنی چی نمیتونم!!!!!
وقتی مادر اعتماد به نفسش را از بین برده ،ناتوان بار امده است و اکنون هم نمیتواند…
درواقع ما به او مسئولیت ندادیم و به او کمک نکردیم تا مسئولیتش‌را انجام دهد.
بزرگتر که می شود و به سن ازدواج می رسد ما یک دفعه می‌خواهیم او را در مقابل مسئولیت بزرگی مانند همسری و بعد مسئولیت بزرگ تر والدینی بگذاریم، خب مسلم است که او نمیتواند نقش های خودش را به خوبی ایفا کند زیرا ضمیر ناتوانی در ناخود آگاهش حک شده است.
ضمیر ناخودآگاه کودک مانند مومی است نرم که هر مهری روی آن بزنیم حک می شود و تا آخر عمر همراه فرزندمان خواهد ماند، و سخت اصلاح خواهد شد.
یک نکته ی بسیار مهم: ما وقتی می گوییم حوزه ی عمل، یعنی به کودک مسئولیت می دهیم و ما راجع به کودک مسئول صحبت می کنیم. کار و مسئولیت به کودک می دهیم، کارش را تأیید می کنیم، اشتباهش را هم با تأیید می بینیم به نسبت سن و سال کودک؛ 
"عزیزم سفره را پهن کن، خوب پهن کردی، این بشقاب سبزی را هم ببر" بشقاب سبزی وسط راه برمی گرده روی زمین! مادر چه کار می کند؟ با روی باز اِه ه ریختی؟ بیا با هم جمع کنیم، دفعه ی بعد یاد می گیری. بیا باهم بشوریمشون، قربون اون سبزی بردنت بشم بیا دوباره ببر عزیزم
اگر کودک دچار شکست شد حتی ده باره، هیچ عیبی ندارد، تأیید پشت تأیید. چون او دارد مسئولیت می پذیرد و جبران کردن را باید ببیند و یاد بگیرد."

فرزندمان با پذیرفتن مسئولیت و انجام دادن آن متوجه خواهد شد که خودش باید مشکلش را حل کند و عزت نفس هم در او رشد می یابد.یادمان باشد که هیچ چیز به اندازه ی مسئولیت دادن به فرزندمان اعتماد به نفس او را افزایش نمیدهد
                                                                ادامه دارد…

۱. وسائل الشیعه/ج۱۵/ص۱۹۹

 

 

Check Also

کمک به مسئولیت پذیری فرزند دلبندمان-۲

شاید شما والدین بارها و بارها این اشتباه را تکرار کرده باشید که دائما به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *