Home > من و جامعه > پرونده مشارکت زنان ایرانی در دفاع مقدس- قسمت۷

پرونده مشارکت زنان ایرانی در دفاع مقدس- قسمت۷

مقدمه:

در سازمان مطالعات علوم انسانی ما، کمیسیون حقیقت یاب تشکیل شد. ماموریت ما این بود که ظرف سه ماه، پرونده جامعی از مشارکت زنان ایرانی را در جنگ ۸ ساله تدوین کنیم. من به عنوان مدیر پروژه ده تن از بهترین محققان مسلط به زبان فارسی و دانشجویان ایران شناسی را به کار گرفتم.
تمام منابع تحقیقی از قبیل کتاب، روزنامه و نرم افزارهای مرتبط را در اختیار گروه قرار دادم. 
یکی از مهمترین منابع ما، منشور سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود که در طول سالهای پس از جنگ درباره این موضوع با مردم مطرح کرده بودند. 

هربار سکوت در سالن تحقیق جریان می گرفت، در چهره هریک از اعضای تیم، تمرکز می کردم تا آثار تاثیری را که از مطالعه متون پیش رویشان، حاصل می شد، تماشا کنم. اکثر آنها جزء زبده ترین افرادی علمی من بودند که سالهای زیادی را با هم کار کرده بودیم. پروژه های علمی و جامعه شناسی من با این تیم، همیشه برای دولتمردان کارگشا بوده است. دلیلش هم به قوه عقلانیت و تحلیل افرادم برمی گشت. با اینحال خصوصیت مشترک همه آنها در عین عقلانیت، انصاف و حقیقت جویی بود. پس من باید تاثیرپذیری روحی آنان را از بسیاری از حقایق می پذیرفتم و آن را درک می کردم. کنار صندلی یکی از آنها ایستادم. دستی بر شانه اش زدم و پرسیدم: چه خبر؟ یافته جدید تو چیست؟
روی صندلی اش جابجا شد و جواب داد: رییس! من امشب به دریافت جالبی از ماهیت زنان ایران رسیده ام. زنانی که در جبهه حاضر می شدند یا به هر نحوی در جنگ، جانشان را از دست دادند، خودشان خواستار این اتفاق بودند.
برای نمونه درباره دیانا کاکاوند باید بگویم این دختر در چهار سالگی پدرش را از دست داد و مادرش به تنهایی سرپرستی او و خواهر و برادرانش را به عهده گرفت. وقتی که جنگ تحمیلی ایران و عراق شروع شد، دیانا می گفت ای کاش من پسر بودم و به جبهه می رفتم و شهید می شدم. 
مادر در جوابش می گفت: دخترم! به خدا من تو را به یتیمی و بدبختی بزرگ کرده ام.
و دیانا پاسخ می داد: مادر! مگر خون من از این همه جوان رنگین تر است؟
در روزهای آخر که شهر به خاطر بمبارانهای پیاپی خالی شده بود، در جواب اصرار خانواده اش برای رفتن از شهر، می گفت: نه! ما باید بمانیم و پافشاری کنیم. اگر هم شهید شدیم که چه بهتر. ما نباید خانه و کاشانه مان را رها کنیم و برویم تا دشمن احساس پیروزی کند. 
سری تکان دادم و گفتم: خب!‌ از این گزارش به چه نتیجه ای می خواهی دست پیدا کنی؟
محقق جواب داد: نتیجه من تقریبا همان عبارتی است که رهبر ایران بیان کرده. اینکه اگر جوانان و نور چشمان شما این‌طور مجذوب حق به سمت مقتلِ خودشان نمى‌رفتند و فداکارى نمى‌کردند، امروز از اسلام در دنیا خبرى نبود؛ که هدف استکبار هم این بود. 
 

Check Also

خانواده مطلوب

  آغاز بشریت با خانواده شروع شده و به کل عالم هستی جهت و معنا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *