Home > پیشینه > ۵ ساله‌های خیابان هم شاغل می‌شوند!!

۵ ساله‌های خیابان هم شاغل می‌شوند!!


روز به روز بر تعداد این بچه‌ها افزوده می‌شود و انگار دیگر این کودکان رها شده‌اند تا در خیابان‌های شهر بچرخند. نه تنها با توجه به شرایط اقتصادی تعداد این کودکان بیشتر شده بلکه سن‌ آنان نیز کمتر شده‌است. حتی می‌بینیم کودکی که به نظر می‌آید ۵ سال هم ندارد تنها در وسط میدان می‌ایستد و هیچ‌کس دور و بر او نیست.

در مورد کودکان خیابانی نمی‌توانیم بگوییم آنها دارای شغل هستند. زیرا آنان به اجبار بدون آن‌که آمادگی یا مهارت‌های لازم را کسب کرده باشند مشغول به کار می‌شوند و عمدتا نیز به کارهای سیاه مانند زباله‌گردی می‌پردازند.
 در حالی که براساس قوانین بین‌المللی کنوانسیون حقوق کودک، زیر هجده”‹ساله‌ها و براساس قانون کشور خودمان زیر پانزده”‹ساله‌ها نباید کار کنند. هر فرد باید به صورت طبیعی در زندگی رشد کند. دوران کودکی زمان آموزش است و طبیعتا کار در سن کودکی در آینده برای جامعه نیز آسیب‌رسان است. این کودکان رشد طبیعی خود را ندارند و نمی‌توانند چه در حال و چه در آینده زندگی شاد و همراه با سلامت کامل روحی داشته و برای جامعه خود مفید باشند.

طبیعتا هر فردی احساس کند حقوقش پایمال می‌شود نسبت به این موضوع عکس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد. وقتی به نیازهای سنی این کودکان نیز پاسخی داده نشود، آنان نسبت به هم‌سن و سال‌های خود پرخاشگرتر و دارای روحیه خصمانه‌ای می‌شوند. وقتی می‌بیند کودک هم سن او در سرمای هوا درون ماشین و کنار پدر و مادر خود نشسته و او می‌خواهد برای به دست آوردن پولی شیشه همان ماشین را تمیز کند مطمئنا نوعی نگاه خصمانه در او شکل می‌گیرد و به لحاظ عاطفی و اجتماعی در بین این کودکان خصوصیاتی به‌وجود می‌آید که این خصوصیات مانند بی‌اعتمادی، انتقام‌جویی و پرخاشگری است.

در مورد این‌که آیا باید به این کودکان کمک کرد یا نه باید گفت این کودکان به دو صورت هستند برخی از آنان در سنین بسیار کم مشغول به تکدیگری می‌شوند و این امر اصلا صحیح نیست و بهتر است از این کار حمایتی نشود اما در مورد کودکانی که جنسی را می‌فروشند کمی قضیه متفاوت‌تر است و این‌که آیا پرداخت پول به این کودکان خوب است یا خیر بستگی به خانواده آنان دارد.

بچه‌های کار اما فقط اینها نیستند. یکسری‌شان هم از پنج یا شش سالگی به کارگاه‌های تاریک و غیرقانونی در حاشیه شهر تبعید می‌شوند و خبرهای قطع عضو، سوختگی و حتی مرگشان در دنیای آدم بزرگ‌ها به گوش رسانه‌ها و مدافعان حقوق کودک هم نمی‌رسد

برخی از خانواده‌ها به نیازهای کودکی فرزند خود توجهی ندارند و تمام پول او را می‌گیرند و حتی چون بسیاری از این خانواده‌ها درگیر اعتیاد هستند همه پول کودک را گرفته و خرج اعتیاد خود می‌کنند، بدون آن‌که ذره‌ای خرج تحصیل و آموزش خود کودک شود اما برخی از این کودکان به ناچار و به‌دلیل شرایط اقتصادی بد خانواده مجبورند برای کمک خرج کار کنند، آنان چند ساعتی را مشغول به کار می‌شوند و ساعات دیگری را به مدرسه یا مراکز آموزشی که برای چنین کودکانی در نظر گرفته شده می‌روند. با وجود آن”‹که کار برای کودکان ممنوع محسوب می‌شود اما این کار برای گذران زندگی این کودکان است. اگر بخواهیم بگوییم این کودک نباید کار کند پس باید سازمان‌ها و مراکز دولتی به کمک آنان بیایند و شرایط بهتری را برای آنان فراهم کنند.

کودکان خیابانی شاغل می شوند
«کودکان خیابان، مهارت‌های حرفه‌ای را می‌آموزند.» آنها که چند روز قبل این خبر را از زبان مدیرکل آسیب‌های اجتماعی شنیدند، دو گروه می‌شوند؛ کسانی که خوشحال شدند و از ذهنشان گذشت که اگر بچه‌های کار و خیابان، حرفه‌ای یاد بگیرند شاید دیگر صاحبکارهای بی‌انصاف، به کارهای سخت و پرخطر وادارشان نکنند، اما عده‌ای هم با شنیدن این خبر غبار غم نشست روی دلشان و آه کشیدند که اصلا چرا باید حدود سه میلیون کودک به درآمدزایی مجبور شوند که حالا مسئولان ناچار باشند برای آسیب دیدن کمتر آنها، حرفه‌ای یادشان بدهند؟

همه‌مان بچه‌ها را دیده‌ایم. خودروهای بهزیستی و شهرداری که می‌آیند به جوجه‌های طلایی و ترسانی می‌ماندند که از کارتن مقوایی دستفروشی بیرون ریخته باشند، جیغ می‌کشیدند و از زیر دست ماموران بهزیستی یا شهرداری فرار می‌کنند.مامورها دست آخر، جوجه‌های طلایی و وحشت‌زده را می‌گیرند و می‌برند مراکز ویژه نگه می‌دارند و آن‌وقت، غروب نشده سر و کله والدین بچه‌ها پیدا می‌شود.نقص قانون دست پدر و مادرها را بازگذاشته است تا همان‌ها که پیشتر طفلک‌هایشان را به زور فرستاده‌اند خیابان تا نان بازوهای نحیف‌شان را بخورند، حق دارند بچه‌هایشان را از بهزیستی و شهرداری پس بگیرند و آنها را بی‌آن‌که فرصت کنند یک وعده غذای گرم بخورند یا حتی حمام کنند و سیاهی خیابان را از تن بشویند، برمی‌گردانند خانه و یکی دو روز بعد بازمی‌فرستند سر کار تا سرگردان خیابان‌هایی شوند که در آنها تصادف می‌کردند، کتک می‌خوردند، فحش می‌شنیدند، مصرف موادمخدر و انواع دیگر بزه را یاد می‌گرفتند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند.

بچه‌های کار اما فقط اینها نیستند. یکسری‌شان هم از پنج یا شش سالگی به کارگاه‌های تاریک و غیرقانونی در حاشیه شهر تبعید می‌شوند و خبرهای قطع عضو، سوختگی و حتی مرگشان در دنیای آدم بزرگ‌ها به گوش رسانه‌ها و مدافعان حقوق کودک هم نمی‌رسد.

طرحی برای آموزش مهارت
آمارهای رسمی از شمار کودکان کار در کشورمان وجود ندارد، اما آمارهای غیررسمی اعلام شده از سوی سازمان‌های مردم‌نهاد نشان می‌دهد، دست‌کم سه میلیون کودک کار در ایران وجود دارد. ایران از ۱۳۸۴ با تدوین آیین‌نامه‌ای برای ساماندهی این کودکان برنامه‌ریزی کرده است و خبری که ولی‌الله نصر، مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی اعلام کرد نیز جزئی از اجرای این برنامه است.

بهزیستی تاکنون بارها سعی کرده است این کودکان را جمع آوری کند اما خلأ قانونی باعث می‌شود والدین آنها را بسرعت از مراکز نگهداری بهزیستی تحویل بگیرند و بار دیگر برای کار به کارگاه‌ها و خیابان‌هایی بفرستند که از دیدگاه مددکاران محیط‌های پرخطر و آسیب‌زایی محسوب می‌شود. در حالی که اگر طرح حرفه‌آموزی به طور کامل اجرایی شود، آن وقت این بچه‌ها می‌توانند برای کار به محیط‌های کم‌خطرتری بروند و زیرنظر بهزیستی باشند

این مسئول اعلام کرد که قرار است در مراکز حمایتی بهزیستی به کودکان و نوجوانان کار و خیابان، خدمات آموزشی مهارت‌های زندگی، پیشگیری از اعتیاد، ایدز و هپاتیت ارائه شود و بهزیستی تفاهم‌نامه‌ای را نیز با سازمان فنی و حرفه‌ای امضا کرده است که براساس آن به این کودکان حرفه‌هایی نیز آموزش داده می‌شود.

حتی ۵ ساله‌ها هم کار یاد می‌گیرند
حمیدرضا خانپور مدیرکل سازمان فنی و حرفه‌ای کشور درباره این تفاهم خبرهای تازه‌ای دارد. او می‌گوید: ما معتقدیم اگر این کودکان به حال خود رها شوند در بزرگسالی امکان درگیر شدن آنها با آسیب‌های اجتماعی بیشتر می‌شود، چون مشاغل آنها تولیدی نیست و هیچ تخصصی کسب نمی‌کنند و در بزرگسالی به سمت بزهکاری کشیده می‌شوند و سازمان فنی حرفه‌ای و بهزیستی با همین استدلال به نتیجه رسیده‌اند که این کودکان را آموزش دهند.

به گفته خانپور،در این طرح حتی کودکان بالای پنج سال هم با انواع مشاغل آشنا می‌شوند و بزرگ‌ترها به شکل تخصصی مهارتی شغلی را یاد می‌گیرند. این مهارت‌ها در حوزه صنعت، خدمات و کشاورزی است که البته خدمات، سهم بیشتری از آموزش‌ها دارد.

خلأ قانونی و مقاومت بهزیستی
محمد نفریه، معاون امور اجتماعی نیز درباره جزئیات طرح حرفه آموزی به کودکان می‌گوید: ۳۰ تا ۷۰ درصدکودکان کار و خیابان اتباع بیگانه هستند که مشمول این طرح نمی‌شوند و با رایزنی هیاتی که با اداره امور اتباع بیگانه داشته‌ایم در صورت نداشتن کارت باید به کشورشان برگردند، اما باقیمانده کودکان ایرانی هستند که حدود ۱۵ درصدشان یا خانواده ندارند یا از خانواده‌های بشدت فقیر هستند. نفریه توضیح می‌دهد که قرار نیست در این طرح فقط به کودکان، حرفه‌ای آموخته شود و آنها از انواع خدمات روان‌شناسی و درمانی هم استفاده می‌کنند و حتی به آنها غذای گرم هم داده می‌شود.

بهزیستی تاکنون بارها سعی کرده است این کودکان را جمع آوری کند اما خلأ قانونی باعث می‌شود والدین آنها را بسرعت از مراکز نگهداری بهزیستی تحویل بگیرند و بار دیگر برای کار به کارگاه‌ها و خیابان‌هایی بفرستند که از دیدگاه مددکاران محیط‌های پرخطر و آسیب‌زایی محسوب می‌شود. در حالی که اگر طرح حرفه‌آموزی به طور کامل اجرایی شود، آن وقت این بچه‌ها می‌توانند برای کار به محیط‌های کم‌خطرتری بروند و زیرنظر بهزیستی باشند.

طرح حرفه‌آموزی به کودکان کار و خیابان هم اکنون در استان‌های تهران، همدان، خوزستان و خراسان به شکل آزمایشی در حال اجراست و بهزیستی در سال گذشته حدود ۵۶۰۰ نفر از این کودکان را جذب مراکز خود کرده است.

 

فرآوری: نسرین صفری
برگرفته از سایت تبیان

Check Also

جایگاه زن در جمهوری اسلامی/۷

در‌‌مجموع زنان ایرانی در دوران پس از انقلاب در مسیر رشد قرار گرفته و به بسیاری از عرصه­های اجتماعی ورودی موفق داشته اند. امروز برای زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی­ترین سطوح وجود ندارد تا جایی که حتی حضور آنان در دانشگاه­ها از مردان نیز بیش‌‌تر شده است...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *