Home > من و جامعه > پرونده مشارکت زنان ایرانی در دفاع مقدس-قسمت چهارم

پرونده مشارکت زنان ایرانی در دفاع مقدس-قسمت چهارم

مقدمه:

در سازمان مطالعات علوم انسانی ما، کمیسیون حقیقت­یاب تشکیل شد. ماموریت ما این بود که ظرف سه ماه، پرونده جامعی از مشارکت زنان ایرانی را در جنگ ۸ ساله تدوین کنیم. من به عنوان مدیر پروژه ده تن از بهترین محققان مسلط به زبان فارسی و دانشجویان ایران­شناسی را به کار گرفتم.

تمام منابع تحقیقی از قبیل کتاب، روزنامه و نرم افزارهای مرتبط را در اختیار گروه قرار دادم.

یکی از مهمترین منابع ما، منشور سخنان رهبر انقلاب اسلامی بود که در طول سالهای پس از جنگ درباره این موضوع با مردم مطرح کرده بودند.

این پرونده در هشت فصل تقدیم می­ شود.

شماره ۴

گوشه سالن پژوهش نشسته بود و روی صفحه کتابی، میخکوب شده بود. دقایقی بود که او را زیر نظر داشتم. بی­ حرکت در فکر غرق مانده بود؛ بی­ آنکه متوجه سکوت جمع و تعجب بقیه شود. تا آنکه خودم او را صدا کردم و پرسیدم: خانم جوان! چه شده؟ چه چیزی شما را تا این اندازه در خود محو کرده است؟

دختر پژوهشگر روی صندلی­ اش جابجا شد و در حالیکه سعی می­ کرد یکه خوردن خود را از ما پنهان کند، جواب داد: آقای رییس!  من هم یک زن هستم. اما نمی­دانم برای یک زن چه چیزی می ­تواند باارزش­تر و حیاتی­ تر از امنیت وجود داشته ­باشد؟ چه چیزی باعث می­ شود که زنی جان خود و فرزندش را به خطر بیاندازد و خانه ­اش را در اختیار مبارزانی قرار دهد که مخالفان آنها تمام توان خود را برای نابودیـشان به کار بسته­ اند؟

یکی از محققان که بیش از همه مجذوب جملات او شده بود، گفت: لطفا اصل جریان را با سندش ذکر کنید تا ما هم بتوانیم به بررسی ابعاد آن بپردازیم.

دختر نفس عمیقی کشید و گفت: سند من جریان سیده آمنه حسینی است. اتفاقی که برای او افتاده، در نظر من بیشتر به یک افسانه شباهت دارد تا واقعیت! اما وقتی می­بینم که این زن در خانواده­ای روحانی و اهل عرفان رشد کرده، مصمم می­ شوم بیشتر روی او تامل کنم و در پرونده زنان ایران، نام او را هم بیاورم. این زن با حمایت از نیروهای انقلابی سپاه، نظیر همت و متوسلیان و… خانه خود را مرکز خشم ضد انقلاب قرار داده بود. تا روزی که به خانه ­اش حمله شده و با پرتاب نارنجک، او را در حالیکه باردار بود، کشتند. با آنکه بارها به او پیشنهاد پول داده شده بود تا دست از حمایت انقلابیون بردارد؛ اما او هربار دست رد به سینه دشمنان ایران زده ­بود. آمنه اولین زنی بود که در منطقه به استقبال رزمندگان اسلام رفته و شعارهای انقلابی را بر روی دیوار منزل می ­نوشت.

سخنان مستند دختر مرا به یاد کلمات رهبر ایران انداخته بود: زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه­ ترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند.[۱]

 


[۱]  پیام مقام معظم رهبری به کنگره هفت هزار زن شهید کشور۱۳۹۱/۱۲/۱۶

Check Also

پرونده مشارکت زنان ایرانی در دفاع مقدس- قسمت۵

در آن دوران سخت، نقش زنان، یک نقش فوق‌العاده بود؛... نقش زنان مباشر در میدان جنگ، در کارهاى پشتیبانى و بعضاً بندرت در کارهاى عملیاتى و نظامى- که من بخش کارهاى پشتیبانى‌اش را خودم از نزدیک در اهواز دیدم- یک نقش فوق‌العاده بود...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *