Home > پیشینه > جایگاه زن در ایران باستان

جایگاه زن در ایران باستان

آن گونه که در کتب متعدد و دست ­نوشته ­های قدیمی آمده، زنان در ایران قدیم فراز و فرودهایی را طی کرده اند و از پیچ و خم­ های تاریخی گذشته ­اند. زمان ­هایی دارای ارج و مقام و صاحب عزت و شوکت بوده­ اند و زمانی چون کالایی بی ­ارزش در دست مردان ظالم و زورگو قرار می ­گرفتند.

در تمدن آریایی، خانواده نقش مهمی داشت، زنان وظیفه داشتند از آتش نگهبانی کنند، ظروف سفالی بسازند و میوه و گیاهان خوراکی جمع­ آوری کنند. مردان نیز بیشتر گرفتار جنگ و شکار بودند و در روزهایی دور از خانواده به سر می ­بردند و در این دوران زنان مسئولیت خانواده و بچه­ ها را به عهده می ­گرفتند و امور کشاورزی را انجام می ­دادند. در این دوران زنان مهم­ ترین عضو خانواده بودند و امتیازات زیادی داشتند. زمانی نیز که مردان به خانه بر می­ گشتند، ریاست خانه دوباره با مردان بود، اما زنان باز هم مورد احترام بودند و بانوی خانه به حساب می ­آمدند. اما وقتی با سامی­ ها همسایه شدند زنان مقام قبلی خود را تا حدودی از دست دادند، ولی همیشه مورد احترام بودند. خرید و فرش زن آریایی هیچ ­گاه رایج نبود در صورتی که این مسئله در بین اقوام دیگر رایج بود. (ر.ک.رحمانی۱۳۹۲، ۱۳۰)

زنان  سرزمین ایران در دوره­ ی ایلامی (هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد) دارای شأن و منزلت خاصی بودند و از این نظر با همسایگان خود تفاوت بسیاری داشتند. اسناد بدست آمده از آن دوران نشان می ­دهد که حوزه­ ی فعالیت زنان در آن دوره محدود به خانه نبود و در فعالیت ­های اقتصادی و اجتماعی مشارکت داشتند. آنان اسناد را امضا می­ کردند و در داد و ستدها فعالیت داشتند.

«در اسناد واگذاری اموال ایلامی، علاوه بر مردان نام زنان نیز مشاهده می ­شود و گاهی زنان تنها وارث بودند. اینها نشانه ­ی حق مالکیت زنان در تمدن ایلامی است. زنان هم­ چنین اجازه داشتند به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شوند». (جودی۱۳۸۹، ۲۱)[۱]

بومیان ایران از قدیم­ الایام دارای نظام زن سالار بودند و تا اواسط هزاره ­ی دوم امور قبیله و دولت شهرهای کوچک را اداره می­ کردند، اما به تدریج به سمت و سوی نظام مردسالار کشیده شدند و بعد از مهاجرت آریایی­ ها به ایران این مسئله گسترش پیدا کرد و به تدریج پایگاه اجتماعی زن در ایران متزلزل شد اما مقام و حقوق او  در خانه هم­ چنان محفوظ بود و در چرخه ­ی اقتصاد مانند قبل فعالیت می ­کرد. با گسترش تولید و صنعت حیطه‌ ی کاری زنان و مردان کم کم از هم جدا شد و در دوره­ ی مادها هر زنی ابزار بافندگی و ریسندگی در خانه ­اش پیدا می ­شد.

در دوران سلطنت هخامنشیان، پایگاه اجتماعی زنان مجدداً رشد کرد و زنان در امور سیاسی نفوذ و قدرت بسیاری پیدا کردند. زنان در دربار هخامنشی استقلال مادی نیز داشتند و املاک و ثروت ایشان زبانزد یونانیان بود.

 اسناد تخت جمشید نشان می ­دهد میزان جیره ­ی زنان و مردان در دوره­ ی هخامنشی بر اساس مهارت آنها مشخص می ­شد و اگر کار تخصصی نبود زنان یک سوم مردان جیره دریافت می ­کردند، در ضمن زنان برای زایمان نیز پاداش دریافت می ­کردند، البته این پاداش برای نوزاد پسر دو برابر نوزاد دختر بود [و این نشان می ‌دهد با وجود احترامی که برای زنان قائل بودند اما جنس مذکر برایشان ارزشمندتر بود].

پس از حمله ­ی اسکندر به ایران و کشته شدن داریوش سوم، جانشینان اسکندر برای مدت هشتاد سال به ایران حکومت کردند. یونانیانی که به ایران حمله کرده بودند با زنان ایرانی ازدواج کردند و ایران هم دچار تحول فرهنگی و هم اختلاط نژادها شد. پس از روی کار آمدن اشکانیان این تحول فرهنگی و نفوذ فرهنگ یونانی بیش از پیش نمایان شد و جامعه ­ی ایران و به ­خصوص بانوان ایرانی را با مشکلات جدی روبرو ساخت. در دربار اشکانیان زنان منزوی و دور از اجتماع بودند و حق هیچ­ گونه دخالتی در امور را نداشتند.

با روی کار آمدن سلسله ­ی ساسانی حضور زنان [احتمالاً گروه قلیلی از زنان درباری] و دخالت آنان در امور تا حدی رونق گرفت و حضور و تلاششان برای حفظ خاندان ساسانی تا پایان دوره­ ی پادشاهی این سلسله هم چنان دیده می­ شد. یکی از کارهای مهمی که در سرنوشت ایرانیان بسیار تأثیر داشت و سایه ­ی جنگ را از سر آنان کوتاه کرد اقدام شایسته ­ی پوران دخت، دختر و جانشین خسرو پرویز، در بازگرداندن صلیب مقدس به رومیان و خاتمه­ ی جنگ بین ایران و روم بود. (ر.ک. جودی۱۳۸۹، ۲۰ تا ۳۹)

«در بررسی موقعیت اجتماعی زنان عصر ساسانی، آنچه گفته شد یک روی سکه است که نشان می­دهد زنان دربار از مسائل مهم مملکتی غافل نبودند و در مواقع لزوم، رسالت­های گران بر دوش می ­گرفته­ اند، اما روی دیگر سکه آن است که نیروی عظیم خرد، اندیشه و کار زنان که می ­توانست در رشد و پیشرفت جامعه نقش مهمی ایفا کند، همیشه در جایگاه واقعی خود به کار گرفته نمی­شد و به انحاء مختلف توسط مردان تباه می گشت. وجود حرمسراها یکی از راه­ های به هرز رفتن نیروی زنان بود که عده­ ی بسیاری از ایشان را تنها به منظور هوسرانی ­های شاه از متن جامعه حذف می­ کرد و به تعبیری در قفس طلایی محبوس می­ ساخت». (جودی۱۳۸۹، ۳۸)

در تمام دوره­های ایران باستان، حرمسرا و تعدد زوجات وجود داشته است، اما در دوران ساسانی به اوج خود رسید به طوری که خسروپرویز حدود سه هزار زن را در حرمسرای خود نگه داشته بود و باز هم سفارش می‌کرد که در هر شهر یا روستایی زنی با مشخصات مد نظرش دیدند برایش ببرند. (ر.ک جودی۱۳۸۹، ۳۹)[۲]

 

 

کلیدواژه ها: جایگاه زن، ایران، باستان

 

 

منابع

– رحمانی، بهروز، تاریخ سرزمین کهن(۱): ایران پیش از اسلام، تهران، نشر یادداشت، ۱۳۹۲، چاپ اول

– جودی نعمتی، اکرم، «وضع پوشش و جایگاه زنان در ایران باستان»، مجموعه مقالات تأملی بر مفهوم حجاب در ادیان الهی، به اهتمام محمد جواد جاوید، تهران، نشر پژوهشکده ­ی مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۹، چاپ دوم

 

 


. حریریان و دیگران، تاریخ ایران باستان، تهران، سازمان سمت، چاپ اول، ص۱۵۴[۱]

۲٫ برای آگاهی بیشتر به کتاب جایگاه اجتماعی زن در گفتمان آیت الله خامنه­ای و مقایسه­ی آن با دیدگاه­های فمینیستی تألیف نرگس کاوند مراجعه کنید.

Check Also

“مدونا” از جایگاه زن امریکایی می گوید

انسان با توجه به گستردگی ظرفیت وجودی که خداوند در موردش فرموده: «زمین و آسمان، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *