Home > من و تهدیدها > تبرج ؛ دردسر فرهنگی جامعه ی جوان ایران

تبرج ؛ دردسر فرهنگی جامعه ی جوان ایران

عملکرد ها ی کوچک و بزرگ افراد جامعه درنگاه وسیع اثری مستقیم بر جامعه ای که در آن  زندگی  می کنند دارد . چرا که  جامعه از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است  ، تشکیل می‌شود و همان‌ گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند.

حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی متعددی نیز هست و به تبع آن  بد  حجابی و بی عفتی  هم  دارای آثار مخرب و  غیر فرهنگی  در جامعه  خواهد شد . جامعه‌ای که در آن بانوان با حفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود نشده ،  محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت.
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌ های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌ حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ ها و… در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
حضرت امام خمینی (ره) در مورد فعالیت اجتماعی و اشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که:  «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.» بسیاری از پرونده‌های ضد اخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب ، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌ است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ ترین شاهد این مطلب است.
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌ کننده‌ ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌ حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌ حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌ کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌ وجه مزاحم و مانع فعالیت‌ های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست. اما  نکته  بسیار مهم در این   بین این  است  که  گاهی  بد حجابی همراه با  بی عفتی و نقض قواعد عرفی جامعه  اسلامی   و  زیر پا گذاشتن حدود شرعی است که  این  مسئله یا  توجه  جدی و اکید افراد مواجه نشود  به قانونی صرف و  انحراف از معیار های اخلاقی جامعه  منجر خواهد شد.

در واقع صرف آراستگی  و خود آرایی معقول دلیل  بر بد حجابی و یا  تبرج  نیست اما  انچه  از حدود  عفت عمومی  و حیا خارج  گردیده موجبات جلب نظر و  توجه  نامحرم  (چه زن  و چه  مرد )  را  فراهم می آورد از مصادیق تبرج و بی عفتی خواهد بود  .   در این  میان نقش تفاوت های سنی در این  امر حائز اهمیت فراوان  است  .  برای مثال  در برخورد با نوع حجاب  دختر بچه  ای که  تازه  به  سن بلوغ و تکلیف شرعی رسیده  است  و به  جهت سن کم  و بعضا عدم توانایی لازم  در  حفظ حجاب  نمی تواند   به  حفظ کامل حجاب خود  اهتمام  ورزد   نمی توان  همانگونه عمل کرد  که  با  بد حجابی  خانمی که از بلوغ سنی کافی برخوردار است  و  بی عفتی وی  همراه  با  آگاهی  کامل از نادرست  و غیر اخلاقی بودن  این  عمل است   .

افراط و تفریط در آراستگی

خودنمایی گرایش افراطی در حوزه آراستن است. به این معنا که هر چیزی که در اعتدال و تناسب ذوقی و زیبایی قرار می گیرند اگر به شکل افراط عمل شود به عنوان خودنمایی مطرح می شود چنان که شلختگی ، تفریط در حوزه خروج از اعتدال و تناسب است. شیفتگی و شلختگی در یک اندازه مذموم و ناپسند است. کسی که از حوزه اعتدال بیرون می رود و رفتار و کنش خویش را به گونه ای سامان می دهد که شلختگی در آن نمودار می شود در حقیقت رفتار نابهنجاری را از خود بروز می دهد.

در آموزه های قرآنی انسان کامل، در حوزه شناختی و اخلاقی و هنجاری انسان معتدل است که رفتاری میانه در همه حوزه ها از خود بروز می دهد. در تعبیر و تفسیر قرآن، امت نمونه و شاهد نیز امتی معتدل است. از این رو هرگونه افراط و تفریط در حوزه های اخلاقی و هنجاری می تواند به معنای خروج از دایره انسان کامل و یا امت شاهد و نمونه باشد. قرآن مومنان را به اعتدال و میانه روی دعوت می کند.

مردان و زنان مومن انسان هایی هستند که به کمال و زیبایی گرایش دارند و به طور فطری و غریزی خود را می آرایند. از این رو آراستگی به عنوان یک فضیلت مورد توجه و تاکید آموزه های قرآنی است. اما با این همه قرآن روشن می سازد که هر فضیلتی ممکن است به علت سوء برداشت و یا سوءرفتار و عملکرد به رذیلتی تبدیل گردد.

آراستگی زن و مرد موجب جلب و جذب رضایت آنان و تمایل قلبی به یک دیگر می شود. این مسئله در زنان شدید تر است، زیرا زنان می بایست با جلوه گری و تزیین، خود را در چشم مرد بیارایند تا مورد توجه و گرایش قرار گیرند. با این همه ، همین تمایل به آراستگی، گاه به شکل افراطی خودنمایی بروز و ظهور می کند و به جای آن که عاملی برای تقویت روابط  خانوادگی و همگرایی  زن و شوهر باشد به عنوان عاملی برای ایجاد شکاف و اختلاف خانوادگی درآید.

بسیاری از مردان از زنان خویش گلایه دارند که خود را در جامعه بیش از ضرورت می آرایند و یا جلوه گری بیش تری در پیش مردان دیگر دارند اما در خانه از خودنمایی و آرایش و آراستگی آنان خبری نیست.این  امر جزء منکرات  اجتماعی و رفتاری  در زنان  است  چرا که  در متون  اسلامی و  روایی  هم  در خصوص  اهمیت  آراستگی  زن  برای شوهر و عدم آرایش و عشوه گری در محیط اجتماع تاکید  شده است  . از این  روست  که این  امر  را از موجبات تحکیم و عدم انجام  آن  منجر به   تزلزل بنیان  خانواده  می گردد . پس امر به  این  معروف  به عنوان  یکی  از مصادیق حسن معاشرت زن  یا  شوهر خود  و عدم انجام  آن و تعمیم  این  امر  به  محیط زندگی  اجتماعی را  جزء منکران تلقی می  گردد.

خودنمایی برای رفع کمبودها

از علل و عواملی که برای تمایل به آراستگی در میان مردان و زنان می توان بیان کرد، تمایل انسان به حذف کمبودها و به عبارتی رهایی از برخی از عدم تناسب هاست. انسان وقتی به خود می نگرد برخی از عدم تناسب ها را که برخاسته از شرایط محیطی، وراثتی و یا تاثیرات شیمیایی و یا تغذیه است در خود می یابد و لذا تلاش می کند تا این نقص ها و عدم تناسب ها را به گونه ای بپوشاند. آرایش و آراستن به این معنا در حقیقت جست و جوی کمالی است که به عللی در وی از دست رفته است. این گرایش به آراستگی را می بایست در شخصیت کامل و روحیه متعادل انسان جست. انسانی که از نظر شخصیتی از تعادل روانی و روحی خوبی برخوردار است و از سلامت نفس و شخصیت بهره مند می باشد می کوشد با آراستن خویش، تناسبات را رعایت نماید. از این رو کسانی را که به آراستگی گرایش دارند نباید انسان های غیر متعادل دانست، زیرا کمال گرایی و زیباجویی آنان است که ایشان را وامی دارد به آرایش خویش اقدام کرده و تناسب های به نظر غیر موجود را ایجاد کرده و پدید آورند. از این رو انسان های کامل و با شخصیت سالم، گرایش به خودآرایی دارند.

از پیامبر (ص) روایت شده است که اخلاق نیکو را در چهره های نیکو جست و جو کنید.

کسانی که از نظر زیبایی از درجه ای از تناسب و اعتدال برخوردار هستند نیز می کوشند تا با آراستگی، باطن خویش را آشکار سازند. آراستگی ظاهر خود بیانگر باطن و سیرت زیباست. امیر مومنان همانند پیامبر (ص) خود را می آراست و از عطر و گلاب بهره می جست. پاکیزگی و طهارت به معنای آن است که انسان به کمال و زیبایی ها گرایش دارد. از این رو مومن خود را می آراید و از اعتدال در همه حوزه ها بهره مند می شود و از افراط و تفریط  دوری می ورزد.

به  هر حال  کوتاه  سخن آن که  صرف آراستگی  و خود آرایی  در حد معقول و   تا  جایی که  موجب تزلزل مبانی اخلاقی جامعه  نگردد  نه تنها بد نیست بلکه  بر اساس سیره  ائمه معصومین و پیامبر مکرم اسلام بر آن  تاکید نیز گردیده است اما  اگر  خود ارایی و آراستگی  منجر به  تمایل  فرد بر جلوه گری و تبرج گردد این  امر مذموم  و از منکرات   دین   به  شمار می آید  چرا که  نه تنها  توسط بزگان  دین مبین اسلام  بر ان  سفارش نشده  بلکه  خارج از قواعد معروف دین و  به  نوعی جزء منکرات و نهی شدگان  دین اسلام  محسوب میگردد .

 

کلیدواژه ها : تبرج / فرهنگ / حجاب / خودآرایی /  آراستگی / جلوه گری

……………………………..

منابع  :

فروع کافی – جلد ۵ – ص ۵۱۹

گوهر صدف : ۳۹

پوشش زن – 19

فلسفه حجاب : ۱۳۵

شمائل النبی – ۵۲

 

 

 

 

 

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *