Home > ایستگاه تأمل > شهید حججی ، حجتی بر هجرت و جهاد

شهید حججی ، حجتی بر هجرت و جهاد

چه تعبیر عجیبی است ! مولا می فرماید : خاص الخاص من اولیاءالله
این خصوصیت به راحتی در کسی مجتمع نمی گردد. فراز و نشیب های زندگی آنقدر آدمی را می غلتانند تا بلاخره آن کس که می بایست غربال شود ، غربال می گردد. 

در گذر زمان شبکه های این غربال به تدریج رو به وسعت می نهد و این برای خردها و ریزها بسیار گران تمام می شود. این است تا رسیدن به ابتلائات باید در درشتی خویش بکوشند.
درشتی به دست نمی آید مگر آنکه اشتغال به فربگی نمایند و آن نیز امکان پذیر نیست مگر اینکه جسم را به سختی و مشقت اندازند و از روح کار کشند و این شکل نمی پذیرد مگر در ایامی که اصطلاحاً -خالیه- نامیده می‌شود ، چون اینگونه شود این روح روز به روز فربه تر از پیش می شود و در کنارش جسم  روز به روز به ضعف و نزاری علی رغم میلش تن در می دهد.
با این وصف آمادگی می‌یابد تا در برابر مقراض های زمانه و گزش های حاصل از آن مقاومت نموده و خود را به دریای حوادث و بلایا بزند. اینک رفاقت اجباری تن و روح دچار تزلزل گردیده و ساز جدایی و ناسازگاری آن دو از دور شنیده می شود ، لذا جسم به اصرار روح مترصد فرصتی اند تا طعم تلخ این مقراض را بچشند و چه مقراضی می تواند برنده تر و خرد کننده تر از "هجرت و جهاد" باشد.
خروج از همه آمال و وابستگی ها و دلبستگی های دنیا و رفتن به سوی همه چیز غیر از رفاه و آرامش و تکاثر و خاطرات دنیا و این یعنی هجرت
 همزمان با هجرت ، استرس ها و اضطراب ها و تشویش های مربوط به دنیا از بعد روانی هجوم می آوردند تا مانعیت کاملی ایجاد نمایند و خیلی از محرومیت ها در بحث هجرت از همین جا نشات میگیرد
در هجرت روان آدمی زخم برمیدارد ، جراحت هایی که قبلا سرباز نکرده اند اینک با تند باد های زمان و مقراض تیز و گزنده سرباز می کنند و این دردناک  ترین جراحت روانی برای بشر معتقد است.زخم های روانی همزمان با هم سر باز میکنند ؛  دوری از وطن ، دوری از زن و بچه ها ، دوری از رفاه ، دوری از خواب کامل ، دوری از تغذیه کامل ، دوری از همه اقوام و آشنایان ، در یک کلام غربت کامل در هجرت مستور است.
برندگی این قیچی اصلاً قابل انتقال نیست کلمات قادر به ترسیم گزش های روانی مقراض زمان نیست ، در مقابل این مقراض برنده ،مومن می بایست در ایام خالیه به ارامی  البته با مجهادت ، خود را از وابستگی ها ، خاطرات  و دلبستگی های روانی خارج سازد و ته مانده ای از آن برای نبریدن کامل نگه دارد.
در هجرت مومن مجاهد همه وابستگی‌ها و دلبستگی‌هایش را به همه چیز بجز- ذات باری- باید بجای گذارد.
آن ها را در دنیا بگذارد و به اهلش بسپارد و اگر چه این مشکل ترین و پیچیده ترین مرحله روانی بشر است اما برای ملاقات با خدا ذره ای از دنیا داشتن ایجاد تزاحم می نماید و تزاحم مغایرت با دنیای غیر تزاحم دارد.کند روی ها در تزاحمات است و شتاب و صعود بیشتر در عدم تزاحم است. درست مانند بچه ای که گاها دست و پاگیر آدمی است  این برای مومن مجاهد طاقت فرساست اما می بایست انجام پذیرد تا بتواند به ملکوت راه یابد.
اگر توانست از این مقراض برنده روانی جان سالم به در برد به یقین می تواند از مقراض بعدی نیز که اثراتش کمتر از آن است به سلامت عبور نماید.
هجرت پله صعود جهاد است ، در جهاد همه دردهای جسمی که فشارش به روح منتقل می گردد به یکباره به مومن هجوم می‌آورند ؛ رنج های سفر ، رنج های محیط ، رنج های دیدن رنج ها ، جراحت ها ، خشونت ها و رفاقت های ایمانی همه و همه در گزش های جسم نقش مهمی ایفا می کنند. این رنج ها قابل بیان به صورت مملوس نیستند اما به مراتب از رنج های روانی کم اثر ترند با این وصف مومن مجاهد می بایست برای رسیدن به مقصود ، هم گزند های روانی را به جان بخرد و هم آغوش باز به سوی گزندهای جسمی باز کند و این یعنی اوج بلا و مصیبت ، اینجاست که هجرت و جهاد را مختص -اولیاء خاص الخاص- نامیده اند.
و مومن به تنها اجری که در قبال این بلایای توامان بدو رسیده است ، می اندیشد ، فقط و فقط – شهادت – در راه خداست و این بزرگترین هنر مومن است.
انقلاب اسلامی در حال حرکت است و همچنان می رود تا متصل به حکومت اسلامی شود . رهبر معظم انقلاب می فرمایند: تا این جوش درون نباشد حرکتی معنا نمی یابد لذا انقلابی بودن و انقلابی ماندن بستگی به این جوشش و تحرک درونی دارد، از این جهت است که حسین بن علی علیه السلام منبع و منشا جوشش و حرکت درونی هر فرد مسلمان است.
ترویه سیدالشهدا سالار شهیدان در معنا بیانگر حرکت و انقلابی بودن در برابر جوامع خشن و ستم پیشه بود. ترویه ای که خود هجرت را تفسیر می‌کرد نه تنها خود که کاروانی را به دنبال خود می کشد . از این جهت مهاجر الی الله ابتدا خود باید با کاروان حسینی همراه شود و سپس دیگران را تشویق و ترغیب به این سفر غیر قابل بازگشت نماید.
در عالم هستی همه چیز درحال حرکت است. مهاجر الی الله در همه حال قبل از جهاد و چه حین جهاد در حال حرکت است ؛ حرکت به سوی او ، حرکت به سوی کمال.
زندگی شهید محسن حججی نشان داد که ایشان دائما در حال حرکت به سوی کمال بوده چه از زمانی که پنهانی در مسجد به خدمتگزاری مشغول می شد، و چه زمانی که در سوریه در دفاع از حقانیت شیعه و دفاع از حریم اهل بیت مشغول بودند.این حرکت نقطه کمال است. بریدن از همه چیز برای رسیدن به کانون حرکت و اراده کائنات ، کاری است که از عهده ی هر کس بر نمی آید . تنها کسانی می توانند از این عهده سربلند برآیند که در همه عمر خویش در حرکت به سوی کمال باشند و محسن از این قشر بود.
کسی که عاجزانه از علی بن موسی الرضا علیه السلام می خواهد تا او را در جهت شهادت یاری دهد.
چنین کسی قطعا در راه کمال همواره گام بر می داشته است و این آخرین پاداش مهاجرت و مجاهد فی سبیل الله است و شهادت تنها اجری است که بالاتر از آن نیکی دیگری نیست

 
 'خدایش با سید الشهدا و شهدای صدر السلام محشور فرماید'

            

کلید واژه: هجرت ، جهاد ، سختی ، مجاهد ، شهادت ، محسن حججی

Check Also

ردپای عاشورا در شعر پارسی

 ردپای عاشورا در شعر پاارسی ؛تاثیرات واقعه عاشورا بر اشعار شاعران پارسی گوی ایران از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *