Home > پیشینه > زنان اسطوره ای ایران

زنان اسطوره ای ایران

جایگاه و ارزش زن در ادبیات کهن ایران باستان بسیار مورد اهمیت واقع شده است چراکه هر کدام از بزرگان ما در وصف و قدردانی از آن اشعار بسیاری سرودند که می توان به شخصیت و هویت والای یک زن ایرانی همچون عشق و گذشت در زمان دلدادگی و فداکاری  وایثار در زمان مادر شدنش و توکل و پارسایی و دلسوزی و ایمانش در طول زندگی و بسیاری از خصلت های دیگر او پی برد.
گفته شده است زندگی از" زن" میاید ( زن+دگی) ؛ یعنی از زن ، زندگی به وجود می آید زیرا دگی یک پسوند است.
در فرهنگ ایرانیان زن کانون پرورش بزرگ مندان و قهرمانان بوده است ، نظامی گنجوی در همین باره می‌نویسد :

 هزار آفرین بر زن خوب رای
که ما را به مردی شود رهنمای

در دیوان پروین اعتصامی زن رکن خانه، همدم و مونس،عاشق، نخستین مربی ، پرستار و دلسوز وحمایت کننده ی همسر عنوان شده است:

 در آن سرای که زن نیست انس و الفت نیست
در آن وجـود که دل مرد، مرده است روان
بـه هیـچ مبحث و دیبـاچـه ای قـضا نـنوشت
بـرای مــرد کمـال و بـرای زن نقـصـان
زن از نـخـسـت بـُوَد رکـن خـانـه هـستی
که ساخت خانه بی پای بـست و بی بنیان
زن ار به راه متـاعب نمی گداخت چـو شمـع
نمی شناخت کس این راه تیـره را پـایـان
چـو مهـر گـر که نمی تافت زن به کوه وجـود
نداشت گو هری عشق ، گوهـر انـدرکان
اگر فـلـاطـن و سقـراط بوده اند بـزرگ
بـزرگ بـوده پرستـار خـردی ایشـان

از دیدگاه فردوسی زن بسیار خردمندانه رفتار می کند ؛ این ویژگی زن را فراتر از عشق به همسر و فرزندان می داند که اگر پند پذیر باشند عاقبت خوبی از آن آنان خواهد شد. برای مثال فریدون هنگامی که می‌خواهد علیه ضحاک شمشیر بکشد فرانک مادرش، اورا از این کار منع کند و می گوید: جهان را به چشم جوانی مبین
و فریدون پند مادر را می پذیرد و سود میبیند ولی در مقابلش سهراب پند مادرش تهمینه را گوش نمی دهد و به ایران لشکر کشی میکند و به عاقبتی بد دچار می شود.
زنان خردمند بسیاری در شاهنامه وجود دارند که می توان گفت در هیچ کتابی به اندازه شاهنامه یافت نمی شود.
در شاهنامه زنان بسیار زیادی نقش آفرینی می‌کنند که در عین دلیری و جنگاوری از عشق و فرزانگی بی حد و مرزی برخوردارند ؛ همچون رودابه که در راه رسیدن به معشوقش از هیچ خطری نمی هراسد.
گردآفرید نمونه ی یک زن شجاع خردمند و جنگاور و با غیرت ایرانیست او از نظر فردوسی نمونه کامل یک زن ایرانی است ، که در مقابل سهراب به مبارزه می پردازد و این نشان دهنده ی غیرت و حضور زنان در جنگ است.

زنی بود بر سان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا، نـام او بـود گـرد آفـرید
زمـانـه زمـادر چـنین نـاوریـد

گرد آفرید هنگامی که احساس می‌کند در این نبرد شکست خواهد خورد با خود چاره ای می جوید و تصمیم می گیرد هویت زنانه خود را با برداشتن کلاهش آشکار سازد و بدین سان سهراب متوجه می شود که هم رزمش دختری است زیبا ، عاشق و دلداده او می شود و اسیرش می کند و به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد ولی گردآفرید عقیده دارد که او از نژاد غیر ایرانی و فرمانده ی لشکر دشمن است ، پیشنهاد او را قبول نمی کند و خردمندانه و با تدبیر از این موقعیت استفاده می کند و پس از آزاد کردن ایرانیان اسیر به همراه ایرانیان فرار می کند.
سعدی به خصلت فرمانبری و اطاعات کردن زن از مرد میپردازد و آن را جزء صفات بارز یک زن می شمارد و از نظر او زن خوب موج کمال مرد می شود‌:
زن خوب و فرمان بر و پارسا
کند مرد درویش را پادشا
فردوسی این فرمانبری را برای زنانی که حتی دارای جاه و مقام بالای هستند مانند بانو گشنسب (دختر جهان پهلوان تاج بخش ایران ) ، هم صدق میکند که برای رفتن به خانه پدری اش از همسرش اجازه میگیرد‌.
 فردوسی بهترین زنان را زنانی می داند که موجب صفا و صمیمیت و سرور و شادی همسرانشان میشوند:

بهین زنان در جهان آن بود
کز و شوی همواره خندان بود

 و جایگاه زن را آنطور بالا می داند که زن می‌تواند پادشاهی یک کشور را بر عهده گیرد مانند بهمن که در هنگام مرگ پادشاهی کشور را به دخترش همای می ‌دهد
این نشان دهنده ی آگاه بودن او از خردمندانگی دخترش است
ادامه دارد…
 

Check Also

ردپای عاشورا در شعر پارسی

 ردپای عاشورا در شعر پاارسی ؛تاثیرات واقعه عاشورا بر اشعار شاعران پارسی گوی ایران از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *