Home > پیشینه > بررسی کرامت زن در ادبیات  فارسی پس از اسلام

بررسی کرامت زن در ادبیات  فارسی پس از اسلام

در هر جامعه بشری زندگی مردان با زنان همراه بوده است و در طول تاریخ در فرهنگ‌های ملت‌ها و قوم‌ های مختلف نگرش‌ های گوناگونی به زنان مشاهده می‌ شود که گاه مظهر مکر و حیله و شرارت و پلیدی و حتی اهریمنی محسوب می‌شوند و گاه‌ انیس و مشاور مردان بوده و حتی در راس حکومت قرار گرفته‌ اند اما آنچه مسلم است این‌ است که در آثار ادبیات فارسی تا انقلاب مشروطه معمولا مورد تاخت و تاز و تهاجم زبان‌ و قلم شاعران و نویسندگان قرار گرفته‌ اند ولی بعد از انقلاب مشروطیت تحولی عظیم در ظهور زنان در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی مشاهده شد. و توانسته‌ اند شایستگی‌ ها و قابلیت‌ های خود را در عرصه‌ های اجتماعی با زبان و بیان آشکار کنند و پا به پای مردان در تمام عرصه‌ ها حضور و صحنه‌ ها و دخالت خود را نشان بدهند.

برای بررسی جایگاه زن در ادبیات، با توجه به تعدد متون ادبی و نگاه متفاوت شعرا به زن، نخست باید به تفکیک نقشهای متفاوت زن در آثار هریک از شعرا پرداخت.این نقش ها اغلب در دو عنوان همسر و معشوق خلاصه می‌ شود که از این بین نقش معشوق چشمگیرتر است. با اینکه نگاه کلی شعرا به زن به عنوان معشوق (حداقل تا پایان سبک عراقی) تقریبا مشابه و یکسان است، ولی گاه دیده می‌شود که جایگاه زن در یک منظومه عاشقانه با زنی در منظومه عاشقانه دیگر با وجود نقش یکسان آن دو(معشوق) تفاوت بسیار دارد، که اغلب به دلیل شرایط محیطی متفاوتی است که آن اثر در آن خلق شده است ؛ مانند: جایگاه شیرین در«خسرو شیرین» نسبت به جایگاه لیلی در«لیلی و مجنون» ( که به نظر می‌رسد در این مورد خاص، دلیل دیگر آن پشتوانه قدرت سیاسی و مادی شیرین نسبت به لیلی نیز باشد).حتی گاه در دو منظومه یکسان نیز در نگاه شعرا در مورد زن، تفاوت چشمگیری هست.برای مثال تفاوت بین نگاه فردوسی و نظامی به شیرین در داستان خسرو شیرین، می‌تواند حاصل روایت های متفاوت دو شعار از داستان و تفاوت دیدگاه و شخصیت آنها و انگیزه هریک از آن دو، در خلق این منظومه بوده باشد؛چنانکه با نگاه فردوسی شیرین، در کل داستان حضور چندانی ندارد و تاثیرگذار نیست ولی در روایت نظامی، او محور داستان است و به دلیری و وفاداری در عشق شهره است و این مطلب حتی این گمان را تقویت می‌کند که شیرین نظامی خلق خود او باشد.

حال و از طرفی دیگر در بررسی نگرش سعدی به زن و جایگاه زن در آثار او، شاید تنها برای اثبات جامعه مردسالار، است که باعث نگاه ویژه به زن می‌شود ، مناسب باشد ولی باید دانست که همه آن زنانی که سعدی در موردشان توصیه می‌کند تنها زنند ، یعنی آثاری که در آنها نقش زن یکسان مورد توجه است در کنار هم قرار می گیرد.

در واقع تفکر عام مرد سالارانه حاکم بر جامعه سعدی باعث میشود که  سعدی ای  که ، در سراسر بوستان و سایر آثارش، اغلب اهل انصاف است و ازین بابت نظرات متناقضی را که نشان از تناقض و تعارض فکری جامعه و گاه خود انسانها دارد، مطرح می‌کند حتی او هم در مورد جنس دوم (زن) مردسالارانه نظر بدهد و برای مردان در مورد شیوه رفتار با زنان توصیه‌های اخلاقی بکند و همین باعث پرده‌نشینی و مستورگی زنان بشود که باز این مستوره بودن زن دو نتیجه بار می‌دهد:اول اینکه به حکم الانسان حریص علی ما منع به شاعر به توصیف معشوق پنهان می‌پردازد و در خیالش روزی باد، برقع از چهره او بر می دارد و زیبایی او جلوه می‌کند و او با دیدارش دری از رحمت به روی خلق باز می‌کند و دیگر نخواهد توانست تا روی از خلق بپوشاند(که البته این معشوق حتی ممکن است مثلی لیلی یک دختر معمولی باشد یا حداقل در حسن خارق العاده هم نباشد) و ثانیا آنکه زن ناقص عقل معرفی می شود تا هر مرد بی‌ دست و پایی را زن بنامند و شایسته در خانه ماندن بدانند و شاید خبرچین دانستن زنان هم بی‌دلیل همین مستوره بودنشان باشد اینکه ارتباط گسترده با جامعه ندارند و احتمالا قدرت تحلیل و خبرسازی و خبرپراکنی‌شان از اینجاست که بیش از مردان به چشم می‌آید."

لذا بطور کلی در ادبیات این  عصر زنان  را موجوداتی ناقص العقل و  فاقد  قوای تشخیصه و  تصمیم  گیری صحیح  قلمداد کرده و شأن اجتماعی بسیار حداقلی و پایینی را  برای ایشان  قائل شدند .

در بررسی جایگاه  زن در عرفان و تصوف اسلامی باید عنوان  کرد  که پس از ظهور ادبیات عرفانی در ایران  به  ناگاه زنان  دارای ذوق و  قریحه  عرفانی  قدرت معرفی خویش یافته و  از جایگاه والایی برخوردار شدند ؛ به گونه ای که در تاریخ همواره شاهد حضور زنانی هستیم که دارای ذوق عرفانی بوده و مقامات و منازل سیر و سلوک را یکی پس از دیگری طی کرده اند. سیر و سلوکی که تنها به مردان اختصاص ندارد بلکه زنان در سیر و تعالی و نیل به کمال الهی در پرتو عبادات و اطاعت از حق با مردان شریک بوده اند. از این دیدگاه در قرآن و تعالیم اسلامی زن موجودی دیگر یا جنس دوم تلقی نمی شود بلکه زن و مرد در سرشت و سرنوشت دارای گوهری واحد هستند که جنسی را بر جنس دیگر مزیت و برتری نیست و محور اصلی، جان آدمیت است نه مذکر و مونث بودن . عرفان زن را کامل ترین مظهر حب الهی و محل تجلی و ظهور کمالات حق میداند که با تاسی از آیات و احادیث و روایات دینی دارای مقام معشوقی بوده و مرآتی که مرد اسماء و صفات الهی را در آینه وجودی وی مشاهده میکند و به معرفت نفس نائل میگردد. از این رو گروهی که جمال محبوب ازلی را در صور مظاهر می جسته اند، وجود زن را بهترین مظهر و نمودگاه حضرت حق یافته و به زن عنایت و توجه ویژه ای داشته اند.

با  این  دیدگاه بود  که کم کم  نگاه به مقوله زنان  در جامعه دستخوش تحول شد و  احادیث و  روایات و  ایاتی که دال بر ادای احترام به  مقام زن  مسلمان  بود  مطرح  گردید. در جای جای ادبیات عرفانی آن  زمان از کلید ها و  نکاتی که در متون دینی و  قرآن کریم  از مقام والای زن  متجلی گردیده  است  سخن به  میان  امده  است  اشاره به  مواردی که خداوند در قرآن کریم زن را جهت آرامش و سکینه مرد آفرید به گونه ای که مرد بدون وجود وی قرار و آرام ندارد و پیوسته آرام دل خویش را در دلارام می جوید و به زبان حال میگوید:

زین برای ناس حق آراسته است

زآنچه حق آراست چون دانند جست

چون پی یسکن الیهاش آفرید

کی تواند آدم از حوا برید (مولوی، ١٣۶۶: ١۵۶)

بنابراین عرفای بزرگ ، خصوصا عده ای که در سلوک الی الله سیر جمالی دارند غایت آفرینش زن را آرامش دو  سویه  در زن و مرد می دانند و این آرامیدن مرد در سایه ی انس زن را بر پایه محبت الهی استوار می سازند به این دلیل که زن در نظر ایشان آینه دار و مظهر جمال الهی است .

بطور کلی به  جرأت  می توان  گفت نقش زن در ادبیات پیش از اسلام نقش هایی بر پایه  نگاه  جنسیتی به  زن  و در قالب فیزیک و  ویژگی های جنسی ایشان بوده و  در موارد استثناء از نقش ایشان در میادین و  جنگ اوری ها سخن به  میان  امده اما انچه مسلم است  نگاه متعالی اسلام به  زن بوده است  که ایشان را با الگو دهی از زندگی زنان  سرافراز مسلمان  و  ارزش گذاری پیامبر اکرم (ص) به  مقوله زن  صورت  پذیرفت و  موجبات تحول نگاه زن به  جنس خود را باعث شد به  حدی که کم کم  طبق تعلیمات دینی  صورت  گرفته  زنان  ارزش خود را  باز یافته و در راه  ارتقا سطح جایگاه خود  در جامعه و  فرهنگ کشور تلاش کردند .

………………………………………………………..

منابع :

·        نگاهی دوباره به جایگاه زن در ادبیات با تأملی بر روایت نظامی نویسنده: داوری، پریسا؛مجله: دانشکده ادبیات و علوم انسانی (دانشگاه اصفهان) » تابستان ۱۳۸۴ – شماره ۴۱

·        کرامت زن در اسلام و غرب نویسنده: رحمتی، حسین علی؛مجله: پژوهشنامه متین – شماره ۳۶

·        زن در ادبیات فارسی – نویسنده: امین، سید حسن؛مجله: حافظ » آذر ۱۳۸۴ – شماره ۲۱

 

 

 

Check Also

خط مقدم (۲)

یا بُنی انت مقتول سال ها قبل از شهادت در جلسات درس گفته بود: من …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *