Home > نقاد باشی > افول زن در غرب

افول زن در غرب

از دیدگاه قرآن ، هدف از خلقت زن و مرد عبودیت خداوند و تقرب به درگاه اوست و زن نیز چون مرد برای رسیدن به چنین هدفی خلقت شده است . اعتقاد اسلام به آفرینش اصیل زن و مرد ، به این معناست که هر کدام برای رسیدن به کمال خود خلق شده اند نه آن که اصل ، کمال مرد باشد و زن تنها ابزاری برای کمال یابی مرد به حساب آید . البته اصالت خلقت در زن و مرد هرگز به این معنا نیست که آنها مستقل از یکدیگر می توانند کاملاً به کمال خویش برسند ؛ بلکه زن و مرد در کمال یکدیگر نقش مؤثری ایفا می کنند و در واقع مکمل یکدیگرند . زن و مرد به عنوان انسان ، در اصل انسانیت اشتراک دارند و هر دو به یک میزان در پیشگاه خداوند اهمیت و ارزش دارند و به یک نسبت نیز از حقوق انسانی ، فردی و اجتماعی بهره مند می باشند . در اصل بهره مندی از حقوق یاد شده که اسلام تساوی حقوق بین زن و مرد را می پذیرد ، تفاوت و تبعیضی میان زن و مرد وجود ندارد .

زن در تفکر قرآنی همانند مرد ، تکامل پذیر و اوج گراست ، قرآن هرگاه از کمالات انسانی سخن می گوید ، زنان را نیز همدوش مردان مطرح می کند و راه رسیدن به کمالات انسانی و تقرب به خداوند متعال ، به طور مساوی برای مرد و زن باز است . پس از دیدگاه اسلام و قرآن ، مرد و زن در جهت آفرینش و ماهیت انسانی یکسانند و نسبت به یکدیگر برتری ندارند

مقام زن در اسلام چنان است که یک سوره از قرآن به نام « النساء » است و در ده سوره از قرآن ، مسائل مربوط به حقوق و منزلت زنان آمده است . خدای سبحان فرمود : « کلیت آسمانها و زمین از آن خداست و هر چه را خدا بخواهد ، می آفریند و به هر کس اراده کند دختر و به هر کس بخواهد پسر می بخشد » . در این آیه خداوند دختران را بر مردان مقدم داشته تا هم بیانگر اهمیتی باشد که اسلام به احیای شخصیت زن می دهد و هم بگوید انتخاب دختر و پسر به دست شما نیست . تعبیر به « می بخشد » دلیل روشنی است که هم دختران و هم پسران هر دو هدیه ی الهی هستند و تفاوت بین این دو صحیح نیست . اسلام ، اولین مکتبی است که زن را در امور اجتماعی شریک ساخت و از زن هم « بیعت » گرفت . اسلام به او اعلام کرد که تو یکی از خشت های بنای اسلام هستی و باید سهم خود را در استواری این بنیان ایفا کنی . در آئین اسلام زن مانند مرد موجودی است گرامی و محترم ، آفریده و مخلوق خدا ، نه تنها ذاتاً عامل گناه مردان نیست ، بلکه در موارد بسیاری عامل جلوگیری مرد از گناه و مایه ی حفظ عفت و سکون اوست . زن و مرد برای کمک به یکدیگر و تکمیل و تکامل هم آفریده شده اند .

اما با دقت در نوع نگرش غرب به شخصیت زن، در می یابیم که عمده نگاه غرب به شخصیت زن، نگاهی غریزی و جنسی است

جامعه ی غرب به بهانه های مختلف سعی بر آن دارد که جلوه گری زن را از چهار چوب خانواده بیرن آورد تا به امیال نفسانی مردها پاسخ گویند. در چنین بستری جای هیچگونه تعجب نیست که مردها به جای آن که با دید تکریمی به شخصیت زن بنگرند با دید غریزی و ابزاری به او نگاه کنند.

استفاده ­ی گسترده از اندام زن و زیر سؤال بردن شخصیت انسانی این جنس در تولید فیلم های سینمایی، تبلیغات تلویزیونی و … از بهترین شواهد این مدعاست .

آنچه که زن در دنیای غرب به دست آورد، در ظاهر بسیار خیره کننده است، حاصل جنبش های فمنیستی دست آوردهای زیادی است. سؤال اصلی که در این جا مطرح است؛ این است که اکنون و در جایی که زن غربی ایستاده است و پس از این همه آزادی فردی و اجتماعی آیا شأن و کرامت انسانی اش حفظ شده است؟ به عبارت دیگر، آیا زن امروز غربی به آرامش رسیده و یا این که در اضطراب و ناآرامی به سر می برد؟

در پاسخ باید گفت؛ حاصل آزادی زنان در غرب عبارت اند از: حق رأی، حق سقط جنین، طلاق بدون تقصیر، استقلال مالی، آزادی جنسی، حضور گسترده زنان در سیاست، اجتماع و اقتصاد، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش زندگی های مجردی، اضمحلال خانواده، افزایش طلاق، ایجاد حس ستیزه جویی بین دو جنس، تخریب زنانگی و بحران هویت در زنان، تضعیف مردانگی، برداشتن مرز خصوصی و عمومی (خانه و جامعه)، رواج همجنس بازی، و افزایش بیماری های مختلف زنان اعم از جسمی و روحی … ابزاری شدن زنان در خدمت منافع سرمایه داران با ایجاد سقط جنین، صنعت سکس و پورنو گرافی، صنعت روابط جنسی و…

این نتایج نشان دهنده این است که غرب؛ با تمرکز بر رشد یک ساحت زن، ساحت های دیگر وجودش را ضایع نموده است. بررسی اجمالی وضعیت زنان درغرب، گواه این است که زنان هر چند در موارد مذکور آزادی به دست آورده اند، اما او را با فطرت خویش بیگانه کرده اند و این مسئله باعث بی هویتی و در نهایت اضطراب زن غربی گردید.

امروزه به نظر می رسد زنان؛ فقط مستقل شده اند، ولی از لحاظ عاطفی غالباً محتاج تر، نا أمن و متزلزل تر، تنها و درمانده تر از مادران و مادر بزرگ های خویش اند

آنچه اهمیت دارد، اثر بخشی حضور زن در اجتماع با توجه و تأکید بر قابلیت های خاص زنان به لحاظ ویژگی های جسمی و روحی و نیز کرامت انسانی زن می باشد، اما غرب این اثر بخشی را صرفا در ظهور فیزیکی زن می دانند، بدین ترتیب زن از نگاه غرب علی رغم آزادی های فردی، تنها از بعد ظاهری مورد توجه قرار گرفت، نگاهی که زن امروز غربی را درمانده و مستأصل نموده است .

لذا زمان آن فرارسیده است که غرب از این نگاه ابزاری و تبلیغی به زن دست کشیده و با توجه به دیدگاه ادیان های الهی بویژه اسلام زن را به جایگاه اصلی و کمال گرایی آن سوق داده و کانون های گرم خانواده را ارج و بها بدهند

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *