Home > ایستگاه تأمل > نظام آموزشی در خدمت سرمایه ­داری

نظام آموزشی در خدمت سرمایه ­داری

اگر در اردیبهشت ماه به نمایشگاه کتاب تهران مراجعه کنید، متوجه می ­شوید که یکی از پررونق ­ترین سالن­ ها، سالن­ های کتاب ­های کمک آموزشی است.

 آیا تا به حال پیش خود فکر کرده­ اید که کتاب ­های کم حجم ابتدایی را چقدر می­ توان شرح و توضیح داد، و به اشکال مختلف به آن پرداخت، که ناشران کتاب ­های کمک آموزشی، تا به این حد گسترده، در شکل­ ها و رنگ­ ها و با عناوین مختلف به آن پرداخته ­اند؟

از کتاب­ های کمک آموزشی راهنمایی که بگذریم، نوبت کمک آموزشی ­های دبیرستان و به خصوص پیش دانشگاهی می ­شود. کتاب ­هایی با ناشران متفاوت، اسامی متفاوت، رنگ­ های متفاوت و در طبقه ­بندی ­های متفاوت.

مافیای کنکور شتابان در حرکت است!

 ناشران انحصاری کمک آموزشی از هم رقابت می ­گیرند!

دغدغه کنکور به مقطع ابتدایی کشیده شده است!

کلاس­ ها و آموزشگاه ­های کنکور برای جلب دانش­ آموزان از تمام ترفندها استفاده می ­کنند!

 کلاس­ های ویژه کنکور به سالن­ های همایش­ های چند صد نفره کشیده شده است!

مؤسسات کنکور از بازاریاب ­های متبحر، خوش­ پوش، و خوش زبان استفاده می ­کنند! و…..

به راستی تمام امکانات برای پیشرفت فرزندان ما در حرکتند؟

به راستی این همه ناشر، مؤسسه و مراکز رنگارنگ برای ارتقای تحصیلی فرزندان ما دست به دست هم داده­ اند؟

* در جوامعی که با نظام سرمایه ­داری اداره می­ شوند و یا هم سو و هم جهت با سیستم سرمایه ­داری در حرکتند، همه چیز در جهت رسیدن به سود بیشتر به پیش می­ رود. صاحبان قدرت و سرمایه نیروهای زیادی را با دستمزد پایین به کار می­ گیرند و تمام امکانات را به کار می ­برند تا بتوانند به خواسته ­هایشان جامع عمل بپوشانند. آنان برای رسیدن به سرمایه و سود بیشتر به ابزارهایی نیاز دارند، و تمام توانشان را در بکارگیری این ابزارها به کار می ­برند.

آری؛ واقعیت تلخ در همین نکته است!!!

فرزندان ما به ابزارهایی تبدیل شده­ اند، در خدمت صاحبان سرمایه، برای رسیدن آنها به آمال و آرزوهایشان!!!

گویا فرزندان ما ماشین­ های متحرکی هستند، که به جز درس خواندن، نیاز به آموزش مهارت ­های دیگری ندارند. ماشین ­های فرسوده­ ای که از نظر جسمی و روحی دچار مشکلات عدیده­ ای هستند.

نه هدف از زندگی را درک می ­کنند، نه راه چگونه سعادتمند شدن را می ­دانند.

نه از جهت ابعاد شخصیتی رشدی داشته ­اند، و نه از نظر دین و تقوای الهی ارتقا پیدا کرده ­اند.

تمام هدفشان و تلاششان در زندگی، قبول شدن در کنکور است.

بت ساختگی کنکور به جز دانش­ آموزان، خانواده ­ها را نیز درگیر خودش کرده است. خانواده­ های حیران و سر در گم که مقدار زیادی از درآمد خود را صرف جزوهای گران ­قیمت، شهریه­ های مدرسه­ های گوناگون و کلاس­ های رنگارنگ می ­کنند تا به هر راه ممکن در جهت ارتقای فرزندانشان قدمی برداشته باشند.

و در این نظام نابرابر، خانواده ­هایی که دستشان به دهنشان می­ رسد، می ­توانند فرزندانشان را در مدارسی با امکانات و تجهیزات بهتر، همراه با احترام و منزلت بیشتر ثبت نام کنند، و آنهایی که از نظر مادی در سطح پایین تری قرار دارند، به مدارس دولتی با امکانات و تجهیزات پایین تر و گاه با احترام و منزلت کمتر اکتفا می ­کنند.

و متأسفانه، آموزش و پرورش نیز به جای اصلاح این نظام معیوب، و آگاهی دادن به خانواده ­ها و دانش ­آموزان، تمام تلاش خود را در رقابت با مؤسسات و مراکز خصوصی به کار بسته است، و در کمال ناباروری خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف آنان در حرکت است.

در چنین وضعیتی، تصور می ­شود که آموزش و پرورش به جای مدیریت کردن جریان های حاضر، خودش توسط چنین جریان هایی مدیدیت می ­شود. و به جای واکنش ها و اقدامات فعالانه، در موقعیتی منفعلانه قرار گرفته است.

در حال حاضر مسئله ­ی مهم و قابل توجه این است که در چنین آموزش و پرورشی، چگونه می­ توان انتظار داشت که آیندگانی کارآمد و توانا پرورش پیدا کنند.

 

Check Also

جایگاه زن در جمهوری اسلامی/۷

در‌‌مجموع زنان ایرانی در دوران پس از انقلاب در مسیر رشد قرار گرفته و به بسیاری از عرصه­های اجتماعی ورودی موفق داشته اند. امروز برای زنان ایرانی هیچ ممنوعیتی در تحصیل حتی تا عالی­ترین سطوح وجود ندارد تا جایی که حتی حضور آنان در دانشگاه­ها از مردان نیز بیش‌‌تر شده است...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *