Home > من و جامعه > زندگی به سبک ققنوس /۴

زندگی به سبک ققنوس /۴

شهید زهره بنیانیان

نام: زهره

نام خانوادگی: بنیانیان

نام پدر: شکرالله

تاریخ تولد:۱/۱۰/۱۳۳۶

محل تولد: اصفهان

تاریخ شهادت: ۱۳۵۸/۰۲/۲۹

محل شهادت: اصفهان

نحوه شهادت: حمله مسلحانه گروهکها

اردوی دانشجویی فضای مناسبی شده بود برای خلوت او با خودش. هم­ اتاقی­اش در فضایی صمیمانه به او گفت: مدتهاست که می­ خواهم به تو حرفی را بزنم اما… ببین! من دو سال است که با تو همکلاس و هم خوابگاه هستم. اما بین قلب پاک تو با پوششت هیچ سنخیتی نمی­ بینم. همیشه می­خواستم از تو بپرسم که چرا این پوشش نیمه عریان را انتخاب کرده­ای؟

جواب داد: راستش من هم خیلی به این لباسها علاقه­ ای ندارم. اما چاره دیگری ندارم. انتخاب و سلیقه خانواده­ ام همین است و من باید برای حفظ احترام فامیل و خانواده با سلیقه آنها کنار بیایم!

دوستش گفت: واقعاً اینطور فکر می­کنی؟ پس حتماً جریان زندگی شهید زهره بنیانیان را نخوانده­ ای.

با تعجب پرسید: کدام جریان؟!

هم­ اتاقی جواب داد: زهره هم مانند تو در خانواده­ای زندگی می­ کرد که سبک پوشش و حجاب او را قبول نداشتند. زهره در دبیرستان با الفبای مذهب و حجاب آشنا شد. اما خانواده ­اش او را به شدت از حجاب، نهی می­کردند. او دوهفته به مدرسه نرفت تا پدرش را راضی کند که با حجاب به مدرسه برود. در زمانه­ای که بی­ بند و باری برای هر دختری امتیاز بود، او حجاب را برگزید و آشنایی با کُتب شهید مطهری و شریعتی را از همین دوران آغازکرد. با شرکت در جلسات مذهبی به سوی سیاست کشیده شد. تا این که تغییرات عمیق رفتاری او خانواده‌اش را نگران ساخت. بعضی از اعضای نزدیک فامیل که حجاب زهره برایشان بی­ معنا بود، کم­کم به او نسبت دیوانگی دادند. او از حجاب شروع کرد و سپس به رعایت موازین شرعی و مستحبات روی آورد. با نماز شب انس گرفت. تدبرش در قرآن گاهی چنان وقت او را پر می­ کرد که اطرافیان، حتی مادر را به تعجب وا می­ داشت. اواخر سال تحصیلی ۵۴ ـ ۵۵ با اینکه سال تحصیلی را به پایان نبرده بود، به اجبار اطرافیان عازم کشور آلمان شد. او بر خلاف میل قلبی مجبور به ازدواج در آلمان شد. سفر به غرب، با همه‌ی امکانات زندگی رفاهی، آسایش، همسری ثروتمند،… در نظر او که به افق دیگری می­ نگریست، هیچ ارزش و جاذبه­ ای نداشت. به طوری­که فتوای فسخ ازدواج خود را از یکی از علماء گرفت و به مبارزین فلسطینی پیوست. سپس عازم لبنان شد و دوره آموزش نظامی دید. سپس در سال ۱۳۵۶ به ایران برگشت و به جای بازگشت به سوی خانواده، در یکی از خانه­ های انقلابی مستقر شد و فعالیّت های خود را آغاز کرد. شرکت در جلسات مذهبی، سخنرانی، توزیع نوارها و کتب و اطلاعیه­ های امام در شهرهای اصفهان، قم، تهران و تشکیل کلاسهای رزمی از جمله فعّالیّت­های مبارزاتی او بود. زهره با یکی از همرزمانش ازدواج کرد. برای شروع زندگی جدید به خانه­ ای قدم گذاشت که با خانه پدری اختلاف اقتصادی فراوان داشت. همه زندگی جدید او در یک اتاق قدیمی، یک چمدان کوچک لباس، یک فرش و چند پتو خلاصه می­شد.

مهرالسنه‌ی حضرت زهرا(س) را به عنوان مهریه خود برگزید. به این ترتیب، زهره دنیایی را که با تمام زر و زیورش به او روی آورده بود، کنار زد و خدا را با همه‌ی سادگی انتخاب کرد. او در مسیر مقدسی که انتخاب کرده بود، با حضور در عملیات نظامی علیه گروهکهای ضد انقلاب به شهادت رسید.

دختر در فکر فرو رفته بود. ساعتی بعد کنار دوستش نشست و به آرامی و با لحنی متفکرانه گفت: با من به بازار می­ آیی تا لباس مناسبی بخرم؟!

 

 

 

 

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *