Home > من و تقویم > او فرزند باقر العلوم(ع) بود…

او فرزند باقر العلوم(ع) بود…

او فرزند باقر العلوم(ع) بود. دانشمندی که از ماورای علوم افلاکی سحن می گفت. او که چون علی(ع) به راه های آسمان مسلط تر بود تا طرق زمین. مردی که میراث دار علم علوی بود.

اینک که از زهر منصور، در بستر شهادت آرمیده ، صدای گریه شیعیان جانش را سوزانده. لب می گشاید: مومن باید چنان باشد که هر چه به او رسد، خیر خود بداند. اگر تمام اعضایش بریده شود، راضی باشد و اگر مالکیت شرق و غرب را به او سپارند، خیر خود بداند.

در این روز غم افزا، روزگار امام ششم را ورق می زنیم. سهیل بن حسن خراسانی است که رو به ایشان می گوید: چرا نشسته ای و برای حق قیام نمی کنی؟ در حالی که صد هزار شیعه در رکاب تو آماده اند و برای تو شمشیر می زنند!

تنوری در خانه روشن است. سرخ سرخ. دیواره اش از حرارت سفید گشته.

امام رو به سهیل می فرماید: برخیز! و در این تنور بنشین!

رنگ از چهره او محو شده. با تضرع می گوید: قربانت شوم. یابن رسول الله! من تاب این آتش را ندارم. مرا معاف دار.

ناگاه هارون برمکی وارد می شود. امام رو به او می فرماید: هارون!‌ برو و میان این تنور بنشین!

هارون بی درنگ، بدون هیچ اما و اگر، وارد آتش می شود. سهیل در حالی که حیرت سراپای وجودش را دربرگرفته به تماشا ایستاده.

صدای امام(ع) واضح و رسا به گوش می رسد: سهیل! از اهل خراسان چند نفر حاضر می شوند کاری را که هارون کرد انجام دهند؟

سهیل سر تکان می دهد: به خدا که یک نفر هم نخواهد پذیرفت.

اینک کلمات مظلومانه صادق آل محمد(ع) نه در گوش سهیل که در جان تاریخ بشر پیچیده است: ما خروج نمی کنیم مگر در زمانی که حتی پنج مخالف هم در جمع ما نباشد. ما داناتریم به وقت خروج تا شما!

اینک اندوهی بزرگ ثانیه های مدینه را در برگرفته است. زمین بقیع به لرزشی شگفت افتاده و آسمان رنگ عزا به خود گرفته است.

امام(ع) در آخرین زیارت خویش از بقیع به کوه های استوار مدینه چشم می دوزد: خداوندا!‌ تو وعده داده ای که روز آمدن موعود، زمین ذخیره های خود را بیرون می ریزد و گنج های خویش را بر او عرضه می دارد…

به ناگاه زمین آرام می گیرد. به امید روزی که سرچمشه علوم را به انسانهای صالح تقدیم خواهد کرد

علوم ماورایی در جان صادق آل محمد(ص) جمع آمده است. اما در این ثانیه های پایان حیات جعفری(ع)، علوم افلاک را به موعودی می سپارد که روزی بر جهالت این شب سیاه خواهد تابید.

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *