Home > من و خودم > زندگی و استراتژی صبر

زندگی و استراتژی صبر

صبوری و صمیمیت ، ارتباط تنگاتنگی باهم دارند.

آدم های صمیمی ، صبور هستند و صبوران ، صمیمی .

مگر می شود صبور بود و صمیمی نبود. و صمیمیت داشت و صبوری نداشت.

صبر که بکاری ، صمیمیت برداشت می کنی .

واگر صمیمیتی دیدی ، مطمئن باش ، در پی صبوری بوده است .

صبوری ریشه است و صمیمیت شاخ و برگ آن … و ثمره اش ، انس . الفت . یگانگی … و عشق.

o

آدم های صبور دوست داشتنی ترین موجودات هستی به شمار می روند.

شاید به همین جهت است که نفوذ آدم های صبور  در قلب ها ، سریع و سهل و ممتنع اتفاق می افتد.

مردم ، برای آدم های صبور ، احترام خاصی قائل اند.

و به آن ها به عنوان موجودات برجسته ی اجتماعی نگاه می کنند .

آن ها گوش شنوای زمان خودشان اند . و چشم بینای اطراف .

احساس شان ، راست است … و مهربانی شان ، خالص .

همه جا حرف آن ها بر سر زبان ها می چرخد ، گرچه زبان در کام فرو برده اند، دیری!

آن چه مشهود است ، حضور مستمر آنان است در لحظات .

آنان ، همیشه ی خدا در بحرانی ترین مسائل و مصائب ، حاضرند .

بی چشم داشت . بی بهانه .

اینان می مانند تا زمانه معنی خودش را بیابد …. مانائی زمان ، حضور صبورانه و صمیمی همینان است .

o

گرچه صبوری ، نشانه ی عقل است و خصیصه ای انسانی است ، اما عجیب است که انسان کم صبرترین موجود روی زمین قلمداد می شود .

این همه کشمکش ، تهدید و تخریب و تحقیر … ماحصل کم صبری هاست .

مگر می شود ، جنگید ( نزاع کرد) و صبور هم بود ؟

مگر می شود آشوب کرد و جنجال آفرید و صمیمیت برداشت کرد ؟

مگر می توان به سُخره گرفت و نجاست پاشید و پاکی درو کرد …؟

پس کی قرار است ، دست از این بی عقلی برداریم و عاقلانه زندگی کنیم و صبوری ، پیشه ؟

کمی بزرگ شویم . آدم شویم . لااقل! ( دور از جان شما)

o

دنیا ، شده است جولانگاه بی صبری ها .

این همه موج ؛ نه از برای حیات و برکات ، که به خاطر خشم فرو خورده ی ابلیس قسم خورده ی خانمان برانداز است .

عجله کار شیطان است .

و تعجیل ما  در این مسیر ، جز پا گذاشتن جای پای شیطان نیست !

برای رونق دنیای مان ، عجولیم . و برای آرامش درون مان ، بی رغبت .

هر روز ، دنیامان شکیل تر شده است  . با شکوه تر . اعجاب انگیزتر .

رنگ ها ، فریبنده . آواها ، دلخراش . حرف ها ، ویرانگر … و بشر ، معطل و سرگردان .

و این همه ساخت و ساز . و این همه آسمان خراش .

 به چه بهاء ؟ به چه  بهانه ؟ به چه مقدار ؟… آه! حصری نیست . قیدی نیست . قاعده ای نیست . قراری نیست .

پس … علائق مان چه شد ؟ سلایق مان کجاست ؟

خودمانیم ؛ حسابی حواس مان پرت شده است . شعور مان هرز رفته است.  نیازهامان ، عوض شده است …

کلاه مان را که قاضی کنیم ؛  خواهیم فهمید که چه ناگهانی رسیدیم آخر خط ؟ جایی برای جدایی ؟

هیهات از پی امروز بود فردایی!!!

آن چه را طالب آنیم ، غافل از آنیم  ؛ طمأنینه . صبوری . و صفای باطن .

کجا بودیم و کجا سر درآوردیم ؟

خیلی هم غریب نبود این راه … از همان اولش هم می شد حدس زد که چه بلایی به سر خود خواهیم آورد؟ چه کلاه گشادی بر سر خود خواهیم کشید ؟

اگر … دستم به قابیل برسد، می دانم با او چه کنم؟

فقط دستم به او برسد!

من هم بی صبرانه منتظر رسیدن این لحظه ام !!!

o

انگشت شمارند آنانی که صبوری می کنند .

دریا دل اند. چشم و دل سیرند.

سخاوت دستان شان ، گره باز می کند از امور .

برق نگاه شان ، نور می پاشد به زندگی ها .

موج کلام شان ، شور می افکند به دل ها … از بس که این ها بزرگوارند .

آنان آشکاراترین ، قسمت تاریخ بشرند.

شاهدان همیشه ی ماجراها . ناظران همیشه ی رؤیاها . حاضران همیشه ی صحنه ها .

برای همه ی اعصار . برای همه ی نسل ها . برای همه ی فصول .

گرچه ظهور شان  وابسته به زمان بوده ، اما بسته به  زمان نبودند. هیچ گاه .  آن ها در همه ی زمان ها  حاضر و شاهد و ناظر ند

و احتمالا  خصلت اکسیری ایشان است که موجب پذیرش عام و خاص است .

خوشا به حال ما که ( در این تاریک خانه ی دنیوی هنوز ) تاریخ داریم …

o

به نظر می رسد که ؛ صبر قابل اندازه گیری نباشد.

برای راحتی فهم خودمان بود که گفتیم ؛ خیلی . کم. تاحدودی …

وگرنه ، وجود صبر ، یگانه است . عین نور …

نور، نور است ، حتی  اگر به آن تعبیر کم سو شود .

پای نور به هر تاریک خانه ای که برسد( حتی  کورسوی اش) ظلمت ، رخت برمی بندد.

تاریکی ، عدم وجود نور است .

نور که باشد ، تاریکی معنی ندارد .

عقلانیت ، نور است . و صبر هم نشانه ی عقل .

آدم های صبور ، نورانیت زمان خودشان می شوند تا تیرگی و بددلی و کدورت را بزدایند .

و این چنین است که جاودانه می مانند .

o

تاریکی ، عدم حضور نور است . جهنم ، عدم وجود نور است. جهل ، عدم شعور و عقل است …

و جنگ ، نشانه ی بی صبری است .

و سرکشی ها ، نشان سر گشتگی هاست

بشر همیشه ی خدا محتاج نور بوده است .

و هستی ، نیازمند این حضور دائم و قائم است .

ما برای همین چیزهاست که زنده ایم .

خدا کند ما نیز از حاملان نور باشیم در طی زمان

و در شمار صبوران .

الله مع الصابرین ….

 

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *