Home > من و تهدیدها > جایگاه زنان در ادبیات گفتمانی حقوق بشر آمریکایی

جایگاه زنان در ادبیات گفتمانی حقوق بشر آمریکایی

از چند سال  پیش و  به  بهانه سالروز حمله وحشیانه ناوگان امرکایی به  هواپیمای مسافربری ایران در سال  67 رهبر معظم انقلاب دوازدهم تیرماه را نمونه ای مسلم از حقوق بشر آمریکائی دانستند که نمایانگر چهره واقعی استکبار در مقابل حق گویی ملت های آزاده جهان، ترور، کشتار و ظلم بر ملت ها در رسیدن به اهداف استکباری حقوق بشر است و  این  روز را  روز افشای حقوق بشر امریکای نامگذاری نمودند .به  بهانه این  نامگذاری شایسته در این  یادداشت به  بررسی و  تبیین  حقوق زنان  در گفتمان  حقوق بشر امریکایی خواهیم  پرداخت.

حقوق بشر از نگاه آمریکا  حربه ای است که سالها علیه ملت های آزاده دنیا به کار می برند و آنها را از حقوق اولیه یک انسان محروم می کنند تا جائی که حتی حق نفس کشیدن را از آنها می گیرند و آنها را به کام مرگ می کشانند تا اهدافشان عملی شود.

در ادبیات  گفتمان ی حقوق بشر آمریکایی انقیاد انسان ها  جزیی از آرمان  خواهی دولت  آمریکا  و هم پیمانان سنتی اش همچون اسراییل است  و  هر که در این  بزم  و  در این  حلقه  بگنجد منادی حقوق بشر آمریکایی ست .

فارغ از آسیب های متعدد و  بحران هایی که از این  تفکر غلط و  پوچ بر می  آید و  مردم جهان  را  گرفتار خود می کند  سوال مرتبط با  بحث ما   این جاست  که آیا  حقوق زنان  حقوق بشر نیست  ؟ مگر حقوق بشر به  مفهوم انسانیت و  عدالت نیست  ؟پس جایگاه زنان  بی دفاع یمنی ، عراقی ، افغان  و  حتی خود  زن  غربی  که پس از قرن ها  مبارزه  هنوز به  راحتی در مراکز عمومی به  نام آزادی مورد تجاوز و  تهدید قرار می گیرد  در این  ادبیات  کجاست ؟

متاسفانه آنچه  امروز شاهد هستیم  بر طبل پوچ نواختن منادیان حقوق بشر است .  تیری در تاریکی با  هدفی جعلی و  پوچ صرفا به  جهت  شوآف حقوق بشری.اما خوشبختانه در جهان  امروز و با بالا رفتن  سطح  دانش سیاسی ملت های جهان  این  رویکرد مضحک ترین  روشی ست  که یک  دولت می تواند  اتخاذ کند .در واقع غرب علی الخصوص متفکران و بازی گردانان  سیاسی آمریکا و  هم پیمانان سنتی اش خصوصا اسراییل غاصب و  سایر کشور های سلطه  جوی جهان  در فرایند  عملیاتی ساختن  استراتژی فریب  ملت ها  از واژه  حقوق بشر به  عنوان  عادلانه ترین و  انسانی ترین  اصطلاح به تعبیر شهیدمطهری ( کتاب نظام حقوق زن در اسلام) استفاده  ابزاری می نمایند  تا  به  صورتی کاملا لوکس و کادو شده ملتهای جهان را به بند مطامع شوم خود کشند و سیاست  مداران ساده لوح جهان را با خود همراه  کنند .

در واقع حقوق بشر زنان بخشی جدایی‌ناپذیر،بنیادین و غیر قابل تفکیک حقوق بشر جهانی است  و  از آن  مهمتر در ادبیات  حقوق بشر دوستانه  نقش زنان  به  عنوان  جامعه  هدف بسیار با اهمیت است  .

آنچه مسلم  است این که  در جنگ افروزی ها و  در تهاجمات  ، زنان  به  دلیل  قلت و  یا  عدم حضور فیزیکی در سنگر های دفاع مسلحانه  و به جهت نقش های جنسیتی خود  بیش از مردان  در معرض تجاوز قرار می گیرند . یکی از سخیف ترین اقداماتی که در حملات نظامی به  شهر ها انجام  می گیرد به  انقیاد کشاندن  زنان  و  بردگی زنان و  استفادع بازاری از ایشان  است  .این  ادبیات رایج و این  قانون نا نوشته کشور های متجاوز است  که از زنان  کشور مورد تهاجم می توانند گستاخانه برای لذایذ خود  استفاده نمایند  در این  بین  در کنار فریاد های حق طلبانه مدافعین  حقوق زنان   و دیده  بان  حقوق بشر هیچ  گاه نسبت به  این  موضوع واکنش  نشان  داده  نشده  و  اساسا گویی دیده  بان  حقوق  بشرسازمان  ملل و  منادیان و داعیه داران در کنوانسیون منع تبعیض علیه  زنان و کمیته  حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نادیده  گرفتن حق زنان  در این  استثمار با  چشمانی کور و  گوش هایی کر و  زبان الکن بر خورد می نمایند که این  سکوت در برابر تجاوز توسط ایشان خود مصداق همراهی و هم کلامی با  متجاوز و  خود  مصداق روشن تجاوز طلبی ست .

شاهد مثال آنجا که در ۱۹۹۲،کمیته حقوق بشر توصیه‌ کرد که اقدام‌های قانونی موثری از جمله ضمانت اجرا،جبران خسارت مدنی و شرایط ترمیمی،برای‌ حفاظت از زنان علیه همه نوع خشونت از قبیل تجاوز جنسی و مزاحمت جنسی در محل کار تصویب‌ کنند(توصیه‌ی عمومی شماره‌ی ۱۹ اجلاس هفدهم-پاراگراف ۲۴) اما همین  کمیته  در خصوص حقوق جنسی زنان  در کشور های جنگ زده مسلمان  و در قبال  دولت های سلطه  جوی متخاصم موضع سکوت اختیار کرده و  وقیحانه اقدامات ددمنشانه این  کشورهای را سکوت رصد می کند و  گویی خود نیز ازین  تجاوزات به  دنبال  لذت جویی ست .(مجله حقوق اساسی زمستان  84 شماره  5)

در واقع حقوق بشر امریکایی پارادوکس و  متناقض نمایی است که با  هم  به  تعبیری  در یک  اقلیم  نگنجند. آنجا که آمریکا باشد حقوق بشر بی معناست  وانجا که حقوق بشر باشد ادبیات امریکایی مفهوم ندارد و رنگ می بازد .امید که کشور های جهان به  زودی بر سیر سلطه  جویانه جهان  غرب واقف  آیند   و  با  بیداری اسلامی که  ضرب اهنگ ان  سالها قبل نواخته  شد ندای حق طلبی و  حق جویی را  سر دهند و جهان  مفتخر به  حضور منجی و موعود  آخر گردد .انشا الله

 

 

 

 

 

 

Check Also

شطیطه؛بانویی که عاقبت بخیرشد/عملی که سبب سعادت وعاقبت بخیری می شود

  شخصی است به نام «شطیطه». این نام برای بیدار‌دلان با بصیرت، بسیار آشناست. او …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *