Home > من و جامعه > مردم و فتنه های منافقین (۳)

مردم و فتنه های منافقین (۳)

 

با تامل در کلام مولا امیدوارانه با رضایت خاطر می گوییم:

اما اگر فتنه ها در قالب تکرار بر ما وارد شوند؛ قابل شناسایی اند.

فتنه هایی چون تاریکی شب که نیرویی نمی تواند برابر آن بایستد و کسی نتواند پرچم های آن را پایین کشد به سوی شما می آید. چونان شتری که مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را کشانده و به سرعت می راند.(خطبه۱۰۲) حوادثی به شما روی آورده مانند شتری که مهار کردنش مشکل است و میانوندش سست و سواری بر آن دشوار است.(خطبه۸۹)

 

این حقیقت چون نمکی بر جراحت، درد ما را تشدید می کند. از این رو عاجزانه می پرسیم:

شما چه سلاحی را برای مبارزه با فنته پیشنهاد می کنید؟

امواج فنته ها را با کشتی های نجات در هم شکنید و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید و تاج های فخر و برتری جویی را بر زمین نهید. رستگار شد آن کس که با یاران به پا خاست یا کناره گیری نمود و مردم را آسوده گذاشت.(خطبه۵)

منظورتان از کناره گیری و آسوده گذاشتن مردم چیست؟

این که آنچه نمی دانید نگویید؛ زیرا بسیاری از حقایق در اموری است که ناآگاهانه انکار می کنید.(خطبه۸۷) یادتان باشد زبان مومن در پس قلب او و قلب منافق از پس زبان اوست. زیرا مومن هرگاه بخواهد سخنی گوید نخست می اندیشد اگر نیک بود اظهار می دارد و چنان چه ناپسندپنهانش می کند در حالی که منافق آن چه بر زبانش آمد می گوید و نمی داند چه به سود او و چه حرفی بر ضرر اوست.(خطبه۱۷۶)

 

منافقان در نظر شما چه مشخصاتی دارند؟

به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند. از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند. برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمین گاهی به شکار شما می نشینند. قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است. در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان است؛ اما کردارشان دردی است بی درمان. بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند.(خطبه۱۹۴)

 

به نظر شما بزرگترین حق چیست؟

در میان حقوق الهی، بزرگترین حق، حق حاکم بر مردم و حق مردم بر حاکم است. مردم اصلاح نمی شوند؛ مگر آن که زمامداران اصلاح گردند و مسئولین اصلاح نمی پذیرند؛ مگر با درستکاری مردم.(خطبه۲۱۶)

 

و بی شک اصلاح بدون حق ممکن نیست؛ پس حق همواره به سود انسان است.

حق اگر به سود کسی اجرا شود، ناگزیر روزی به زیان او نیز به کار خواهد رفت. و اگر به زیان کسی اجرا شود، روزی به سود او نیز جریان خواهد داشت. اگر بنا باشد حق به سود کسی اجرا شود و زیانی نداشته باشد، مخصوص خداوند است.(خطبه۲۱۶)

 

 

گروه های مختلف اهداف مختلفی دارند. حتی گاهی با شناخت حق دردرک آن ها عاجز می مانیم. اگر حق یکی است، پس چه کسی راست می گوید؟

چپ و راست گمراهی است. تنها راه میانه جاده مستقیم الهی است که قرآن و نبوت آن را تایید می کنند.(خطبه۱۶)

 

سوالات خود را بار دیگر مرور می کنیم. نیاز به بازگشتی دراصل موضوع را به وضوح حس می کنیم. از این رو می گوییم:

 

اگر بخواهیدا نقطه آغاز ی  را برای فتنه ها بیان کنید، آن را  کجا می دانید؟

 آغاز پدیدآمدن فتنه ها هواپرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است. نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است.(خطبه۵۰)

 

 

قرآن در آن شرایط چه جایگاهی دارد؟

نزد مردم کالایی زیانمندتر از قرآن نیست اگر آن را درست بخوانند و تفسیر کنند و متاعی پرسود تر از قرآن یافت نمی شود آن گاه که آن را تحریف کنند و معانی دلخواه خود را رواج دهند.(خطبه۱۴۷)

 

این نوعی تحریف در قرآن به شمار می آید. یعنی شبهه ها حتی قرآن محکم، را هم مورد  حمله قرار می دهند؟

به زودی زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام چونان ظرف واژگون شده آن چه در آن است ریخته می شود.(خطبه۱۰۳)

 

مولا! این واقعیت، امید انسان را به زندگی می میراند؟

آن چه قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند این واقعیت است  که آنان در باطل خود وحدت داشته باشند و شما در حق خود متفرق باشید.(خطبه۲۷)

 

وظیفه ما در این میان چیست؟

از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها، بهره شیطان است آن گونه که گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود. هرکس که مردم را به شعار تفرقه دعوت کند او را بکشید هرچند که زیر عمامه من باشد.(خطبه۱۲۷)

 

شما  اولین پدیدآورنده  تفرقه را چه کسی می دانید؟

شیطان. زیرا راه های خود را بر  شما آسان نشان می دهد تا گره های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید و به جای وحدت و هماهنگی بر پراکندگی شما بیفزاید. (خطبه۱۲۱)

 

در جریان فتنه ها برنده واقعی و کسی که نزد خدا پیروز است، کیست؟

همانا برترین مردم در پیشگاه خدا کسی است که عمل به حق در نزد او دوست داشتنی تر از باطل باشد هرچند از قدر او بکاهد و به او زیان رساند و باطل به او سود رساند و بر قدر او بیفزاید.(خطبه۱۲۵)

چگونه انسان می تواند به چنین درجه ای برسد؟

وقتی باور کند آن چه برای حفظ دین از دست می دهد زیانی به او نخواهد رساند و آن چه را با تباه ساختن دین به دست می آورد سودی به حالش نخواهد داشت.(خطبه۱۷۳)

Check Also

گذری بر آسیب شناسی اشتغال زنان

ابعاد مسائل حوزه اشتغال زنان را باید با توجه به همگرایی لایه‌های دین و اصول …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *