Home > من و جامعه > رییس جمهور و مردم(۴)

رییس جمهور و مردم(۴)

روانشناسی اجتماعی مولا را با جهان پراز آشفتگی خود تطبیق می دهیم و زمزمه گرانه می گوییم:

پس اساس حاکمیت در نظر شما برقرای عدل و پرهیز از ستم است.

اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم نموده و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. برادرم عقیل  را دیدم که به شدت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من از گندم های بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده بود. پی در پی مرا دیدار و درخواست خود را تکرار می کرد. چون به گفته های او گوش دادم پنداشت که دین خود را به او واگذار می کنم و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست برمی دارم. روزی آهنی را درآتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم. پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود که از حرارت آن بسوزد. به او گفتم ای عقیل گریه کنندگان بر تو بگریند. از حرارت آهنی می نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته است. اما مرا به آتش دوزخی می خوانی که خدای جبارش با خشم خود آن را گداخته است. تو از حرارتی ناچیز می نالی و من از حرارت آتش الهی ننالم.(خطبه۲۲۴)

رو به هم متحیرانه می گوییم: شگفت انگیز است.

و از این حادثه شگفت آورتر این که شب هنگام کسی به دیدار ماآمد و ظرفی سرپوشیده پر از حلوا داشت. معجونی در آن ظرف بود. چنان از آن متنفر شدم که گویی آن را با آب دهان ماری سمی یا قی کرده آن مخلوط کرده اند. به او گفتم هدیه است یا زکات یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت حرام است. گفت: نه. نه زکات است و نه صدقه. بلکه هدیه است. گفتم: زنان بچه مرده بر تو بگریند. آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدی یا هذیان می گویی؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آن چه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جویی را از مورچه ای ناروا بگیرم چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پست تر است. علی(ع) را با نعمت های فناپذیر و لذت های ناپایدار چه کار؟(خ۲۲۴)

با این حساب آیا  فکر می کنیدبین اصلاح مردم و حاکم ارتباطی وجود  دارد؟

قطعا. چرا که رعیت اصلاح نمی شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند. و زمامداران اصلاح نمی شوند جز با درست کاری رعیت. و آن گاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد حق در آن جامعه عزت یابد و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت، برقرار و سنت پیامبر پایدار گردد.(خطبه۲۱۶)

احترام مردم به رییس دولت را تا چه حد می پسندید؟

از پست ترین حالات حاکم در نزد صالحان دین است که گمان برند آن دوستدار ستایش است و کشورداری او بر کبر و خودپسندی استوار باشد. رییس دولت باید بیزار باشد از این که در خاطر کسی بگذرد که ستایش را دوست دارد. گاهی مردم ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا می دانند اما حاکم باید از مردم بخواهد که او را با سخنان زیبای خود مستایند تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و مردم دارد، برآید. باید بخواهد با او چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویند حرف نزنند و چنان که از آدم های خشمگین کناره می گیرند، دوری نجویند و باظاهرسازی با او رفتار نکنند و گمان مبرند اگر حقی به او پیشنهاد دهند بر او گران آید یا در پی بزرگ نشان دادن خویش است.(خ۲۱۶)

Check Also

ردپای عاشورا در شعر پارسی

 ردپای عاشورا در شعر پاارسی ؛تاثیرات واقعه عاشورا بر اشعار شاعران پارسی گوی ایران از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *