Home > من و رسانه > نقد فیلم بن هور

نقد فیلم بن هور

بن هور درست پنجاه وهفت سال پیش (۱۹۶۰) به‌عنوان بهترین فیلم سال برگزیده شد، که سالها رکورد دار کسب جایزه ی اسکار بود.

لیو والاس، ژنرال جنگهای شمال و جنوب آمریکا، در دهه‌های آخر قرن نوزدهم دست به نگارش داستانی زد تا پوچی و بطالت مسیحیت را به‌اثبات برساند. او به تحقیقاتِ تاریخی مفصلی همت گماشت و در ضمن باید متن انجیل را می خواند تا اثبات کند که عیسای ناصری شخصیتی موهوم و افسانه‌ای بیش نبوده است. اما هر چقدر مطالعاتش را ادامه داد و صفحات بیشتری به کتاب خود افزود، بیشتر متقاعد شد که عیسای ناصری نه‌تنها شخصیتی تاریخی، بلکه یگانه نجات‌دهنده بشریت بوده است. او در اثر این تحقیقات، به عیسی مسیح ایمان آورد. او در این میان، چهار فصل از کتاب خود را نوشته بود. اما تلاشهای خود را بی‌ثمر نگذاشت، بلکه مسیر داستان را تغییر داد و شاهکاری آفرید که تبدیل شد به پرفروش‌ترین کتاب آن روزگار. نام آن را نیز به‌افتخار سَروَر جدید خود، گذاشت: "بن‌هور، داستانی از مسیح "

چیزی نگذشت که این کتاب به روی صحنه‌ های نمایش رفت، نمایشهایی که در آن از اسبها و ارابه‌های واقعی استفاده می‌شد. وقتی صنعت سینما شروع به شکوفایی کرد، فیلمی ابتدایی بر اساس این کتاب ساخته شد (۱۹۰۵). پس از تکامل یافتن این صنعت، فیلمی تمام‌عیار اما صامت بر اساس این داستان ساخته شد (۱۹۲۵) که به‌حق می‌توان گفت صحنه ارابه‌رانی آن چیزی از نسخه ۱۹۵۹ آن کم ندارد. و بالاخره، در سال ۱۹۵۹، این داستان به‌صورت ناطق و رنگی، و به‌عنوان اولین فیلم ۷۰ میلیمتری و صدای استریوفونیک ۶ باندی، اکران سینماها را فتح کرد و  اما آخرین نسخه از این فیلم در سال ۲۰۱۶  ساخته شده است.

این فیلم تطابق صد در صدی  با کتاب "بن‌هور، داستانی از مسیح " ندارد زیرا کتاب بن هور کتابی است در مورد مسیح و مسیح را با روایتی جدید و غیر مستقیم بیان میکند اما در  این فیلم تنها تصویری اولیه و ثانویه وانتهایی از مسیح را شاهد هستیم که در ادامه ی نگرش جدید به ادیان تدوین شده است .یعنی همان نگرش زمینی کردن پیامبران و انسانی کردن دین.

چیزی که در غرب رایج شده و مورد اقبال مردم این جوامع قرارگرفته است. تفکر اینکه پیامبران همانند مردم عادی هستند با تمایلات کاملا انسانی و زمینی در واقع همان اندیشه سکولار است که معتقداست انسان، دین وخدا را آفریده است.

تهیه فیلم بن هور نسخه ۱۹۵۹ دو سال به‌طول انجامید. ابتدا می بایست قسمت‌هایی از شهر اورشلیم بازسازی میشد لذا تهیه‌کننده این فیلم، سام زیمبالیست، استودیوی چینه‌چیتای رُم را انتخاب کرد و تمام فیلم را در حوالی این استودیو تهیه کرد. وقتی باستان‌شناسی را برای دیدن از دکورها به رُم بردند، وی با ناباوری گفت: "خدایا، این همان شهری است که عیسای ناصری در آن قدم زد!". میدان ارابه‌رانی به‌طور کامل ساخته شد و از هیچ شگرد کامپیوتری بهره نگرفتند (چرا که در آن زمان هنوز چنین چیزی اختراع نشده بود). در اواسط سال ۱۹۵۹، ویلیام وایلر، کارگردان پرکار و سختگیر هالیوود برای کارگردانی این فیلم دعوت شد. نخستین کار این بود که هنرپیشه‌ای را برای بازی در نقش بن‌هور بیابند. تمام بازیگران مشهور آن زمان در فهرست قرار داشتند. چارلتون هستون نیز برای بازی در نقش مسالا (رقیب رومی بن‌هور) در نظر گرفته شده بود. سرانجام وایلر بر آن شد تا هستون را برای ایفای نقش اصلی انتخاب کند، زیرا یک سال پیش از آن، با او همکاری خوبی در فیلم "سرزمین بزرگ" (با هنرنمایی گریگوری پک و جین سیمونز) داشت. بازیگران دیگر یکی پس از دیگری انتخاب شدند، طوری که در آخر فهرستی از هنرپیشگان بین‌المللی (آمریکایی، انگلیسی، و اسرائیلی) به کار گمارده شد.

باید گفت که کارگردانی ویلیام وایلر در این فیلم در سطح یک شاهکار است. او از هنرپیشگانی که سابقه چندانی در سینما نداشتند بازی‌ای خلق کرد که به یک شاهکار نقاشی می‌ماند. استیفن بوید (بازیگر نقش مسالا) هنرپیشه‌ ایرلندی تازه‌کاری بود. اما وایلر از او بازی‌ای بیرون می‌کشد که انصافاً می‌بایست جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم را به خود اختصاص می‌داد (این جایزه به هیو گریفیت، بازیگر نقش شیخ ایلدریم تعلق گرفت). کلوزآپ‌های حساب‌شده و احساس‌انگیز وایلر بیش از دیالوگ فیلم گویا هستند.

داستان این فیلم در جودیه به معنای یهودیه که همان اورشلیم است شکل میگیرد و درباره ی فردی به نام  جودا بن هور است، جودا در زبان انگلیسی همان یهودا است و یهودا همان کسی است که در داستانهای تاریخی یهود و مسیحیت به مسیح خیانت کرده است. جودا بن هور در داستان اصلی فیلم  روزگاری خوشی را به همراه همبازی دوران کودکی اش مسالای رومی میگذراند اما پس از مدتی، توسط مسالا متهم به خیانت شده و مجبور می شود باقی زندگی خود را به عنوان یک برده سپری کند. بن هور پس از تحمل چندین سال بردگی، موفق به فرار از مهلکه شده و برای انتقام از مسالا  به اورشلیم باز می گردد و

در اینجا جا دارد به داستان تاریخی آخرین روز از زندگی عیسی(علیه‏السلام) اشاره کنم زیرا برای نقد محتوایی فیلم بن هور به روایت داستان ار نظر مسیحیان نیاز است:

 " یهودا،یکی از دوازده حواریون مسیح است، که به مسیح خیانت میکند و جای او را به خاخام های یهودی لو میدهد و خاخام های یهودی با اتهام دروغین توطئه براندازی حکومت روم، مسیح را دستگیر می کنند و او را به زندان می اندازند اما خبر به حاکم رومی اورشلیم میرسد، همسر حاکم رومی، کسی است که به مسیح اعتقاد دارد و حاکم را به نوعی ترغیب میکند که مسیح را آزاد کند اما خاخام ها، که تعالیم عیسی(علیه‏السلام) منافع آنان را مورد تهدید قرار می‌دهد، فشار میاورند و میگویند مسیح کسی است که قصد برپا کردن آشوب را دارد و رومیان را تحریک میکنند که مسیح را مجازات کنند لذا حاکم رومی تصمیم میگیرد، طبق رسم هرساله که دو زندانی را به مردم نشان می داده و از آنها میخواسته که انتخاب کنند کدام زندانی آزاد شود و کدام را اعدام کنند، مسیح را به عنوان یکی ازآن دو زندانی به مردم نشان دهد. حتی حاکم رومی مسیح را با فردی به نام باراباس، که یک قاتل و متجاوز و یک دزد وحشتناک است و مردم اورشلیم از او دل پرخونی دارند و علاقمند به اعدامش هستند، در معرض انتخاب مردم قرار میدهد تا مطمئن شود مردم، مسیح را برای آزادی انتخاب میکنند.

 اقدام دیگر حاکم رومی این است که  دستور میدهد مسیح را به شدت شکنجه کنند تا از این طریق دل مردم و خاخام های یهودی  به رحم بیاید و دست از اعدام مسیح بردارند اما توطئه و جوسازی بر علیه مسیح چنان قوی است که با این وجود مسیح برای به صلیب کشیده شدن انتخاب میشود و حاکم رومی مجبور میشود این کار را انجام دهد."

 در طول تاریخ باور مسیحیان اینطور بوده است که یهودیان کشندگان اصلی مسیح هستند و در این زمینه تقصیری متوجه رومی ها نبود. بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل کشور اسرائیل، هالیوود؛ که بیشترین سرمایه گذارانش یهودی هستند،  با  مجموعه ای از فیلم ها سعی بر بازسازی نقش یهود بر واقعه به صلیب کشیدن مسیح دارد؛ به طوریکه دستِ خاخام های یهودی از این واقعه پاک شود وگناه به صلیب کشیدن مسیح  بر گردن رومی ها بیفتد.

در واقع فرهنگ سازی جدید هالیوود بر مبنای مجموع ویژگی های مورد نظر صهیونیسم از جمله: نشان دادن چهره ای خونگرم، مهربان، مظلوم و بی توجه به مال وثروت از یهودیان وهمچنین آواره نشان دادن این قوم برای توجیه کشورسازی یهود و غصب فلسطین  و القا حق دیرین قوم یهود و برتری داشتن دین یهود نسبت به ادیان دیگر است از طرفی در دهه های اخیر سعی هالیوود برآن است که مسلمانان را نماد دشمن یهود نشان دهد.

فیلم بن هور به لحاظ محتوایی از جهت اینکه برای بسیاری از فیلم ها الگو بوده است حائز اهمیت است.

 فیلم تصویر به دنیا آمدن مسیح را اینطور نشان میدهد که یهودیان سالهاست منتظربه دنیا آمدن مسیح هستند و زمان ظهور مسیح را تشخیص داده اند بنابراین  دور تا دور طویله ای که مسیح در آنجا به دنیا می آید جمع شده اند. بعد، طبق اعتقاد برخی فرق مسیحی به ازدواج حضرت مریم بعد از تولد عیسی(علیه‏السلام)، فیلم حضرت مریم را در کنار جوزف یا همان پدر خوانده مسیح نمایش می دهد البته چهره ای از حضرت مریم (س) دیده نمیشود و  بعد از آن نشان می دهد با به دنیا آمدن مسیح  معجزه ای در آسمان اتفاق می افتد و  ستاره  ای دنباله دار حرکت می کند. و بعد، بدون تصویری از صورت عیسی(علیه‏السلام) نشان می دهد که سالها گذشته و مسیح بزرگ شده است و در دشت و صحرا به دنبال پدر یا همان خداوند میگردد… مسیح این فیلم با محوریت یهودیان روایت میشود و منطبق با جهت گیری های تاریخی اسرائیلی است، شخصیت اصلی داستان، مسیح نیست بلکه یهودیانی هستندکه بعضی هایشان به مسیح ایمان می اورند و بعضی ها  هم ایمان نمی آورند .آنچه در فیلم مشخص است  شعارهایی به نفع ملت یهود و کشور یهود است.

 در قسمت های مختلف فیلم زمینه سازی برای نشان دادن چهره ای مثبت از یهود و چهره ای منفی از رومیان  دیده میشود؛ در داستان حاشیه ایِ فیلم، خواهر و مادر بن هور که این دو را بسیار مهربان نشان میدهد با اتهام رومیان به زندان می افتند و همچنین خود بن هورِ یهودی  توسط مسالای رومی به بردگی میرود. در جایی دیگر؛ برای تشدید تصویری ضد یهود از رومی ها اینطور نشان میدهد که رومی ها حرکات عجیب و غریبی شبیه نازی ها انجام میدهند ودر صحنه ای دستشان را مثل نازی ها بالا میبرند، و این برای  یهودیانی که ادعا میکنند  در جنگ جهانی دوم شش میلیون ازآنها توسط هیتلر نازی کشته شده اند یک نشانه برای مظلوم نمایی هر چه بیشتر نزد اقوام دیگر به حساب می آید.

تنها تصویر ثانویه از مسیح، تصویر دست هایی از اوست که به بن هورِ برده کمک میکندتا آب بخورد. اما مشکلات مختلف بن هور را خدای یهود حل میکند و حتی عنایت خدای یهود متوجه فرمانده ی رومی هم مسیر با بن هور هم میشود. نهایتا خدای یهود به بن هور کمک میکند و او محبوب میشود و به کشورش جودیه یا همان فلسطین  امروزی برمیگردد، سپس برای انتقام از مسالا به اورشلیم میرود و تصویر جذاب و زیبایی از نبرد بین  بن هور به نمایندگی از یهودیان ومسالا از رومیها شکل میگیرد و بن هور پیروز میشود و مسالا کشته میشود.

 البته فیلم اهداف دیگری را از ارائه ی  چهل دقیقه ی بی نقص و جذاب از نبرد ارابه رانی دنبال میکند که در ادامه ذکر خواهم کرد.

 در ادامه داستان بن هور به دنبال خواهر و مادرش میگردد و  مادر و خواهرش که مبتلا به جذام شده اند را پیدا کرده و  با خود به جودیه می آورد و این اتفاق دقیقا همان روزی است که  قرار است مسیح  را به صلیب بکشند و اتفاق اصلی و همه ی اهداف فیلم برای تحریف و تغییر تاریخ  در دقایق پایانی فیلم شکل میگیرد که یهودیان برخلاف روایات تاریخی مایل به کشته شدن مسیح نبوده اند و و حتی به مسیح کمک کرده اند!! و اینطور نمایش می دهد که جودا بن هور بعنوان یک یهودی زیر صلیب مسیح را میگیرد و به او کمک می کند و در آخر  وقتی مسیح به صلیب کشیده میشود(به اعتقاد مسیحیان)  بعد از شهادتش باران می بارد که باعث بهبود زخمهای مادر و خواهرِ جذامی بنهور میشود بر اساس همین در پایان داستان جودا بن هور محبتی به مسیح پیدا می کند که قبل از آن نداشته است.

الگو بودن  فیلم بن هور در مجموعه ای از فیلم های هالیوودی با ویژگی های صهیونیسم و همچنین ساخت نسخه های جدید از این فیلم، نشان از تلاش برای اصلاح تصویر یهود دارد، تصویری که در قرن  نوزدهم با شخصیتِ فاگینِ یهودی، پیرمردِ نامهربان و پول دوستی که اولیورتوئیست را  وادار به دزدی میکرد، و همچنین شخصیت پیرزنِ یهودی منفورِ داستان جنایت و مکافات داستایوفسکی در ذهن ها جای گرفته بود. و حالا در رویکرد جدید هالیوود قرار است  مسلمانان جایگزین چهره های منفی شوند

 

 

 

 

Check Also

گذری بر آسیب شناسی اشتغال زنان

ابعاد مسائل حوزه اشتغال زنان را باید با توجه به همگرایی لایه‌های دین و اصول …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *