Home > من و تقویم > به یاد حاج آقا مجتهدی تهرانی

به یاد حاج آقا مجتهدی تهرانی

باغبان بود. گل ها را همچون جان، عزیز می دانست و از آنان حراست می کرد. در برابر آفات وامراض به شدت انذار می داد و از گرفتار شدن گل ها به ناپاکی بیمناک بود، تمامی سعی او بر آن متمرکز بود که هیچ گلی مریض نشود و مکرر می گفت:

«اذا فسد العالِم فسد العالَم» …

 

آیت الله حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی در سال ۱۳۰۲ در تهران به دنیا آمد. سطح خانوادگی او متوسط بود. به قول خود، پدرش اهل علم نبود و بازاری بود. بسیار دوست می داشت که پسرش نیز شغل پدر را ادامه دهد و بالعکس از اینکه او «آخوند» شود امتناع می کرد. شیخ احمد اما علاقه فراوانی به درس حوزوی داشت. در نوجوانی مدتی بازاری شده بود و علاوه بر آنکه دروس قدیم می خواند، دروس حوزوی را هم «قاچاقی» فرا می گرفت. آن همگامی که «ملبس» به لباس روحانیت شد، «معمم» شدن خود را از پدر مخفی می داشت و شبها وقتی به منزل باز می گشت، «عمامه» را به زیر جامه خود مخفی می کرد تا از پدر کتک نخورد. بعدها اما پدر نه تنها با «اهل علم» شدن شیخ احمد موافقت کرد که او مایه افتخار پدر شد. پدر به پشت سر او می آمد و نماز را به امامت وی اقامه می کرد.

دروس رسمی حوزوی را در مسجد لرزاده و تحت تربیت “حاج شیخ علی اکبر برهان” سپری کرد. آنچنان تأثیر گذار بود که تا آخر ، صفات برجسته آن عارف کامل را برای شاگردانش بازگو می کرد.

او بارها می گفت که «دیروز» و سابق بر این زمان، زمان حرف و عمل بود. استاد آنچه می گفت خود نیز پیش از شاگردانش به آن عمل می کرد؛ اما «امروز» کمتر زمانه، زمانه عمل است و بیشتر حرف تقوا و پاکی بزرگان باقی است، شیخ احمد اما از این نگران بود و می گفت که «فردا» شاید دیگر نه حرفی باشد و نه عملی!

این اواخر علیرغم علاقه شدید و فراوانش به طلبه ها، گویی خدا عشق خودش را جایگزین عشق طلبه ها در قلبش ساخته بود. گویی صدای «ارجعی» را شنیده بود. و گرنه همه می دانستند که اگر جان دادن همه به خاطر دوستی دنیا و زن و فرزند سخت است، دل کندن حاج آقا مجتهدی از دنیا به خاطر دوستی فراوان طلبه ها، برایش سخت خواهد بود.

ولی حاج آقا در روزهای آخر دیگر گویی به یکباره نیرویی علاقه ماورایی در قلبش قرار داده بود که جایگزین علاقه به شاگردانش شد. ندای «ارجعی الی ربک» که به گوشش رسید، با لبیکی آنرا پاسخ گفت و در عزای سالار شهیدان، عزایش با عزای حسین فاطمه یکی شد.

روز ۲۳ دی ماه سال ۸۶ این عالم ربانی به جوار رحمت خق پر کشید و بر طبق وصیت اش بدن مطهرش را در همان حوزه علمیه اش و در اتاق کارش در گوشه حیاط قدیمی مدرسه به خاک سپردند.

Check Also

کجایند مدعیان حمایت از حقوق زنان؟؟؟

آن هنگام که نظام آفرینش حقیقت وجودی زن را بر صحیفه حیات بشر رقم می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *