Home > من و تقویم > آسیب شناسی انقلاب اسلامی – ۳

آسیب شناسی انقلاب اسلامی – ۳

کم هستند کسانی که در زندگی خود هرگز از رانتی استفاده نکرده باشند. کمتر کسی است که ادعا کند در زندگی شغلی، خانوادگی، تحصیلی خود به دنبال راهی میان بر، یک آشنا، یک لینک فرا قانونی و چیزهایی از این دست نبوده باشد. …رانت و ارتباطهای فراقانونی چنان با زندگی ما ایرانیان عجین شده است که دیگر کسی به فکر رفتن از مسیر اصلی نیست. اگر قبول ندارید و هنوز به خودتان خیلی مطمئن هستید، رانت را برایتان تعریف می کنم:

رانت یعنی استفاده از فرصتها و امکانات عمومی جامعه به شکلی اختصاصی، با توجه به موقعیت اجتماعی افراد و دسترسی آنها به منابع اطلاعاتی و منابع قدرت. یعنی هرچه به بدنه قدرت نزدیکتر باشی، شانس بیشتری برای استفاده از امکانات اجتماعی و اقتصادی و … خواهید داشت. نمونه های بی شمار آن را هر روز در اخبار و روزنامه ها می توان دید و شنید. رانت، درآمدها یا موقعیتهایی است که بدون تلاشی تولیدی و خطر ریسک به دست می آید.

اینکه در خیابانهای تهران هر روز شاهد جولان جدیدترین ماشین های روز دنیا هستیم، اینکه در سالهای اخیر شاهد ظهور پدیده هایی مثل بابک زنجانی و شهرام جزایری هستیم. اینکه در اطرافمان کسانی را می شناسیم که یک شبه ره صد ساله می روند و … همه یعنی وجود رانت هایی که یک فرد عادی را به فردی خاص بدل می کند.

نتیجه این امر گسترش بی عدالتی، از بین رفتن اعتماد اجتماعی، نارضایتی عمومی، نا امیدی در میان افراد، گسترش دزدی و قتل و ده ها آسیب دیگر اجتماعی است. نبود امکان برابر رقابت در جامعه ما منجر به انحصار های مختلف در حوزه های سیاسی و اقتصادی شده است.

رانت نتیجه تمرکز قدرت در دست قشر خاصی از جامعه است.

 اگر قدرت امکان چرخش نداشته باشد و قوانین به گونه ای تنظیم یا اجرا شود که چرخش میان نخبگان و سلیقه ها و افکار مختلف در ساختار قدرت صورت نگیرد، تنها عده خاصی صاحب منابع مادی و معنوی جامعه خواهند بود و منابع ارزشمند را میان خود تقسیم می کنند.

رانت نتیجه پارتی بازی و باند بازی و گروه و دسته محوری های ناشی از تعصبات فکری و منافع مادی است.

در همه سالهای پس از انقلاب شاهد بوده ایم که هر گروه و دسته ای که بر سر کار می آید، یک پاکسازی کامل در ادارات و سازمانها صورت می دهد و به تقسیم اموال بین این «خودی» های نورچشمی دست می زند و سایر گروه ها و سلیقه ها را کنار می گذارد.

رانت نتیجه ارایه انحصاری کالاها و خدمات متعلق به دولت (در واقع متعلق به حوزه عمومی) به اشخاص حقیقی یا حقوقی خاص است.

اینکه به واسطه ارتباط با بدنه قدرت بتوانی به هرچه اراده می کنید برسید. این دولت ها برای تثبیت قدرتشان نوعی حامی پروری را رواج می دهند و با توزیع رانتها بین افراد متنفذ و گروه های خاص، روحیه رانتی را بر جامعه حاکم می کنند. با غلبه روحیه رانتی هم، رقابت برای رانت و درآمدهای بی زحمت، از فعالیت تولیدی پیشی می گیرد و مصرف گرایی و تجارت پیشگی بر تولیدگری غلبه می کند.

رانت نتیجه حضور صاحبان قدرت، مثل نظامیان یا سیاستمداران به حوزه های اقتصادی است.

بیهوده نبود که بنیانگذار انقلاب اسلامی تا این حد نسبت به حضور نظامیان در حوزه های سیاسی و اقتصادی هشدار می دادند. نظامیان و سیاستمداران به دلیل داشتن قدرت فراوان قادرند تا درآمدهای سرشار اقتصادی یک جامعه را به طور کامل ببلعند.

انحصار های مختلف عامل دیگر ایجاد رانت در جامعه است. انحصار در واردات یا صادرات یا بیان افکار یا اعتراض و … نمونه های آن هستند. 

نگاه های جناحی و صنفی و فرقه ای و گروهی به منافع ملی زاینده رانت است.

همواره شاهد آن بوده ایم که گرایشات و جناح های مختلف سیاسی، به محض در اختیار گرفتن تریبون، خود را نماینده «همه آحاد مردم» معرفی می کنند و خواسته های خود را از زبان مردمی که دسترسی اندکی به رسانه ها دارند، دنبال می کنند.

افراد بی تعهد، فاقد تخصص، کم ظرفیت، فاقد عقبه ای مثل حزب یا گروه شناخته شده سیاسی، بدون داشتن سابقه هایی شناخته شده، دست به چپاول بیت المال می زنند و رانت خواری را به بالاترین درجه در میان خودشان گسترش می دهند.

رانت می تواند نتیجه عدم نظارت دقیق بر عملکرد کارگزاران حکومتی باشد.

 چنانچه سیستم های نظارتی و کنترلی جامعه به گونه ای باشد که امکان نظارت بخشهای مختلف جامعه بر عملکرد طبقات حاکم ممکن نباشد یا به شکلی ناقص صورت گیرد، زمینه رانت خواری افزایش خواهد یافت.

و بالاخره رانت می تواند نتیجه عدم شفافیت در پاسخگویی مسوولان به افکار عمومی باشد.

 در جامعه ای که آزادی رسانه ای در حد بالایی وجود نداشته باشد، مسوولان به واسطه قدرت و ثروتشان صاحب رسانه ها می شوند و از این رسانه ها تنها بخشی از حقیقت را به اشکال دلخواه خودشان به مخاطبان گزارش می دهند.

در سالهای اخیر شاهد تغییر محسوسی در ادبیات سیاسی، اقتصادی و قضایی کشور شده ایم. گسترش مفاهیمی مثل رانت خواری، ویژه خواری، زمین خواری و مفاهیمی از این دست و کاربرد هر روزه آنها در ادبیات عموم و خواص، نشان دهنده گسترش چنین پدیده هایی است.

از آنجا که رانت، پیوند وثیقی با قدرت دارد، نتیجه منطقی آن است که این پدیده های کشنده که بلای جان جامعه امروز ما شده اند، به طور وسیعی در طبقات حاکم و صاحب قدرت در جریان است.

ذکر این نکات به این معنا نیست که سایر اقشار جامعه از رانت استفاده نمی کنند. متاسفانه گسترش رانت خواری از سوی طبقات قدرتمند، موجب نهادینه شدن رانت به عنوان یک فرهنگ عمومی شده است.

 هرگز کلام امیرمان علی (ع) را از یاد نبریم که فرمود مردمان بر خوی حاکمانشان هستند.

 دولتمردان نقش بسیاری در تغییر فرهنگ جامعه دارند. چطور می شود که در طی سی و چند سال از پیروزی انقلاب تا کنون شاهد چنین تغییری در منش مردم جامعه ای باشیم که طلاها و دارایی خود را وقف هم نوعانشان کردند و اکنون برای لقمه ای چرب تر تن به هر عملی می سپارند!

رانت خواری، عدالت در توزیع اموال عمومی را از بین می برد، ثروت و قدرت را در دست عده خاصی جمع می کند، کارایی و بهره وری و توسعه را از میان می برد، تخم یأس و بدبینی را در جامعه می پاشد، موجب فقر و بیکاری و فساد و بی اعتمادی می شود، انگیزه ها را می کشد، خلاقیت را نابود می کند، فرار مغزها را موجب می شود که جامعه را از نیروی مولد و پیشرو تهی می سازد، ارزش کار و تولید را از میان می برد، جامعه را دوقطبی می کند و اضمحلال طبقه متوسط را در پی دارد، فساد سیاسی و اقتصادی را دامن می زند و قبرستان اخلاقیات است.

آیا یک مورد از این مواردی که بر شمردم برای نابودی یک جامعه کافی نیست؟

بر سر انقلاب ما چه می آید؟؟؟

 

Check Also

کجایند مدعیان حمایت از حقوق زنان؟؟؟

آن هنگام که نظام آفرینش حقیقت وجودی زن را بر صحیفه حیات بشر رقم می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *