Home > من و تقویم > آسیب شناسی انقلاب اسلامی – ۲

آسیب شناسی انقلاب اسلامی – ۲

خطر “خیر مطلق” چیزى کمتر از “شر مطلق” نیست. خیر مطلق براى آنکه در جامعه اجرا شود ناگزیر از توسل به خشونت است. ..انقلاب اسلامی همانند همه انقلاب های دیگر با شعارهایی مبنی بر وعده بهترین ها آغاز شد. مردم و رهبران انقلاب با شعارهایی که خواست آزادی و استقلال و جمهوری همراه با اسلام را ندا می داد، به پیروزی رسیدند.

شاید ظاهر انقلابها در ابتدای امر یکی باشد، اما روح حاکم بر هر یک از آنها از دیگری متفاوت است و در نتیجه، راهی که هر یک به آن می رسند مختلف.

ملت ایران، در زمان پیروزی انقلاب، از وقوع انقلاب انتظار برقراری خیر مطلق داشتند. همه برگزار کنندگان انقلاب، فارغ از توجه به محدودیتهای پیش رو انتظار دنیای گلستان پس از انقلاب را می کشیدند. برقراری همه خوبی ها، همچون عدالت، آزادی، اخلاق، پیشرفت، رفاه، و … در شکل مطلق و بی کم و کاست، یعنی خیر مطلق. امری محال که هر انقلاب اگر هدفش برقراری این امر مطلق به هر وسیله ای باشد، ناگزیر منحرف خواهد شد.

بسیاری از اندیشمندان فیلسوف و جامعه شناس معتقدند که خطرناک ترین اندیشه سیاسى، آرزوى کامل کردن و خوشبخت ساختن انسان است. کامل کردن و خوشبختی مطلق.

کلمه مطلق در اینجا بار معنایی مهمی دارد. به این معنا که در دنیای مادی، امر مطلق هرگز محقق نخواهد شد. امر مطلق تنها از آنِ خداوند است و همه خوبیها در این دنیا به طور کامل محقق نمی شود.

انتظاری برای کامل مطلق بودن و بهترین بودن و کوشش براى پدید آوردن بهشت در زمین، همواره دوزخ ساخته است.

 این تمایل شدید که حالتی نارسیسیستیک (خودشیفته وار ) در خود دارد، منجر به آرزوی داشتن قدرتی مطلق شد.

 قدرتی مطلق، یک منجی که افراد بتوانند در همه چیز، حتی عقل و تصمیم سازی هم تسلیم وی شوند. او آنها را خوشبخت کند بدون اینکه خودشان کوچکترین زحمتی بکشند. همانند یک کودک.

این تمایل به کامل بودن ملت، مطلق بودن آنها و بهترین بودن در پیوند با قدرت، موجب تخریب و انحراف آنان شد. امری که در مورد انقلاب ایران نیز صدق می کرد.

توجه به این نکته بسیار مهم است که ایده آلیسم مطلق، انسان را فلج می کند زیرا او را از حقیقت دور می کند. دنیای مادی هرگز محل تحقق ایده آلها نیست.

انقلاب هم همانند هر امر دنیایی دیگر نمی توانست تحقق همه ایده آلها باشد. به هر حال این گرایش تا همین امروز هم در میان ما وجود دارد. وقتی خود را از تبار داریوش و کوروش می دانیم و حسرت برتری مطلقمان را می خوریم. در انقلاب نیز گمان می رفت که دیگر قرار است ملت ایران و رهبران مادی و معنوی شان، کاخ های ستم در همه عالم را از بیخ و بن برکنند و ایران را بهشتی کنند که آرزوی هر انسان آزاده ای، زیستن در آن باشد.

این تفکر موجب دوری از واقعیت و ندیدن محدودیت ها و کاستی ها شد و در عوض، نفرت از هر عامل مُخِلی را در پی داشت. نفرتی که می تواند انسان را از مسیر تعقل و تصمیم گیری دور سازد و مانع از دیدن واقع بینانه مسائل خواهد شد.

فرد ایده آلیست، همواره مشکلات را به بیرون از خودش و دیگری نسبت می دهد.

مثل آلمانهای زمان هیتلر که گمانشان آن بود که پاک کردن جهان از یهودیان، دنیا را بهشت خواهد کرد و امکان تحقق روح بلند آریایی را ممکن. همانطور که در ابتدای پیروزی بسیاری از انقلابها، افراد بسیاری به بهانه برقراری خیر مطلق از میان برداشته شدند.

به هر حال در اینجا آسیب شناسی واقع بینانه انقلاب ایران است. شکی نیست که انقلاب اسلامی آن چیزی نشد که در ابتدا از آن انتظار می رفت. باید متعصبانه فکر کنی که بگویی انقلاب به همه اهدافش رسیده است. نقاد منصف اذعان خواهد کرد که آنچه امروز هست، بسیار متفاوت و گاه در تضاد با آن چیزی است که در ابتدا پنداشته می شد. اما باید دانست که یکی از مهمترین علتهای آن، انتظارات فرا طبیعی و ایده آلیستی بود که از این حادثه می رفت.

ما مردمی هستیم که بیشتر از آنکه به فکر تکمیل کردن باشیم به دنبال کامل بودن ازلی هستیم.

همین امروز هم از دستاوردهای دور از انتظار انقلاب سخن می گوییم یا به دنبال بازگشت به روزهای خوش گذشته ایم! یا به دنبال معجزه ای در آینده که رخ دهد تا ما را به خواسته هایمان برساند.

به دنبال یک منجی موعود، منجی که بدون کمک ما خیر مطلق را بگستراند. ما هنوز کودکانی هستیم که یاد نگرفته ایم سعادت ما در گرو تلاشهای خودمان است. باید تکمیل کرد بدون اینکه انتظار کامل شدن داشت. حتی سعادتی که در زمان منجی وعده داده شده است، با تلاش پیروان محقق خواهد شد.

 

Check Also

مشارکت زنان خبرساز در دفاع مقدس

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان  که تجربه یک مبارزه طولانی علیه رژیم پهلوی را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *