Home > من و رسانه > نقدی بر یک تبلیغ خیابانی

نقدی بر یک تبلیغ خیابانی

امروز در برخی صفحات اینترنتی دیدم که در برخی از معابر تهران تبلیغی برای فرزند آوری بیشتر و نقد تک فرزندی زده شده است. نگاهی به این تبلغ اولین حسی را که در من بر انگیخت حس تاسف بود. علتش را خیلی جویا نشوید، فعلا می خواهم در مورد نکات جالبی صحبت کنم که در این تبلیغ دیده می شود و البته از چشمان بینندگانی که کامنتهایی زیر این عکس گذاشتند پنهان نمانده است. این طرح توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی طراحی شده و در جهت تبلیغ برای فرزندآوری بیشتر در شهر نصب شده است.

گویا طراحان این طرح نخستین شرط بقا و گسترش زاد و ولد را فراموش کرده اند:

قرار گرفتن یک زن و یک مرد در کنار هم!

متاسفانه در این طرح اصلا خبری از مادر خانواده نیست. امری که به بیان بینندگان می تواند ناشی از علل مختلفی باشد:

مادری که احتمالا در بیمارستان مشغول به دنیا آوردن یک فرزند دیگر است، مادری که هنگام به دنیا آوردن این همه بچه حتما از دنیا رفته است، مادری که حتما اجازه نداشته از خونه و آشپزخونه اش بیرون بیاد و وظیفه اش تنها به دنیا آوردن تعداد بیشتری فرزند است، و یا این برداشت که چون بچه های این مرد از خانم های مختلفی متولد شده اند، نمی توانسته اند در این عکس جای بگیرند! یا چون دوچرخه سواری تو همچین خانواده ای برای زنها تحریمه! اثری از مادر نیست، در یک کامنت هم چنین عنوان شده بود که فرد نفر آخر مادر خانواده است، و چنین استدلال کرده بود که حتما چون این خانواده دختردار نمی شده است، دختری را به فرزندخواندگی قبول کرده و بعد بنا به شرایط خاص ازدواج فرزند خوانده و والد، حالا این اتفاق افتاده است. و ده ها تحلیل دیگر طنز و جدی در راستای جای خالی مادر خانواده!

اما نکته دوم:

توجهی که بینندگان به ترکیب جنسیتی فرزندان خانواده در این عکس داشته اند هم بسیار مهم است. بسیاری از افراد به این نکته اشاره کرده اند که گویا طراحان افرادی بوده اند که دلشان بیشتر پسر می خواسته و از تولد دختر بیزار بوده اند. زیرا همه فرزندان خانواده پسر اند جز یکی، که آن هم در انتها و پشت سر همه مردان و پسران خانواده قرار دارد.

نکته بسیار مهم در این عکس نگاه مردسالارانه ای است که با چشمان غیر مسلح هم قابل مشاهده است.

متاسفانه طراحان این تصویر گویا حداقل دانشی در مورد طراحی تبلیغاتی نداشته اند زیرا تبلیغ آنها بیشتر نوعی ضد تبلیغ بوده است. این تصویر به سادگی پیوندی میان زاد و ولد و افکار مردسالارنه نسبت به زن و خانواده برقرار می کند. به بیان ساده تر هرچه خانواده مردسالار تر باشد گرایش به افزایش موالید در آن بیشتر است.

این در زمان و مکان کنونی (تهران امروز) که گرایشات به سمت برابری جنسیتی می رود، قطعا نتیجه ای معکوس خواهد داشت.

و اما نکته آخر که اکثر بینندگان این تصویر به آن اشاره کرده اند عدم تناسب تعداد فرزندان این مرد، با وضعیت معیشتی اش است. پدری که سوار دوچرخه است و وضع ظاهری اش نشان می دهد که چندان تمکن مالی هم ندارد چگونه می تواند اینطور ادعا کند که زندگی شادتری با این همه نان خور برای خودش و فرزندانش رقم خواهد خورد. کامنتهایی مثل:

معلوم نیست این طراحان گرافیک از چه طریقی تغذیه می کردند که واقعیات معیشتی خانواده ها را فراموش کرده و چنین شعارهای دهن پر کنی مطرح می کنند، بچه های دهه ۶۰ را سرکار بگذارید نسل بعدی پیشکش، پاهای کدوم پدری توان کشیدن این دوچرخه سنگین رو داره، بیلبورد که هیچی فیل هم هوا کنید از این خبرا نیست، این همه آدم چه جوری تو یه آپارتمان ۳۵ متری زندگی می کنند، و بدون اغراق صدها کامنت دیگر در همین راستا.

همه این موارد را ذکر کردم شاید دلیل تاسف اولیه ام مشخص شده باشد.

تاسف برای طراحانی که گویا نه از وضعیت اقتصادی خبر دارند، نه اوضاع فرهنگی تهران را می شناسند و نه از معنای خانواده و روابط خانوادگی اطلاعی دارند.

پس اگر هم قرار است برای افزایش میل به فرزند آوری تبلیغات کنیم بهتر است کمی هوشمندی به خرج دهیم. این گونه ضد تبلیغات نه تنها باعث افزایش میل به فرزندآوری نمی شود، بلکه به این جهت که هیچگونه پیوندی با دنیای واقعی افراد ندارد تنها ابزاری برای خنده یا خشم بینندگان است.

در کامنتی آمده بود:

برای مزاح و رفع خستگی و انبساط خاطر و نشاندن تلخند در این وانفسای گرانی و تورم… چیز خوبیه!!!

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *