Home > من و تهدیدها > آیا شما در قرن ۲۱ جزو با سوادها هستید؟

آیا شما در قرن ۲۱ جزو با سوادها هستید؟

حتما شما که با دیدن این تیتر، بر روی لینک کلیک کرده و در حال خواندن این متن هستید حداقلی از سواد را دارا هستید. در این صورت باید بگویم شما جزو آن ۸۴ درصد از افراد خوشبختی در دنیا هستید که سواد خواندن و نوشتن دارند.  خبر خوش دیگری هم برای شما دارم، اینکه شما در حال خواندن این مطلب در فضای اینتر نت هستید و به این فضا دسترسی دارید و حداقلی از دانش استفاده از آن را نیز آموخته اید جزو آن ۲٫۵ میلیارد نفری در دنیا هستید که این دانش را در اختیار دارید ( در برابر ۵ میلیارد نفری که به اینترنت دسترسی ندارند).

اما خبرهای بدی هم در راه است. صرف دسترسی به اینترنت یا سایر رسانه ها، مثل ماهواره، تلویزیون، روزنامه، مجلات، سینما و… و بالا رفتن آمار و ارقام دسترسی به این رسانه ها نشان دهنده رشد و پیشرفت نیست.

در دنیای کنونی دیگر آمارها به خودی خود معنادار نیستند و باید با توجه به محیط های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل و تفسیر شوند.

صرف برخورداری روستاها از رادیو و تلویزیون یا ایترنت و ماهواره، خبرهای خوش محسوب نمی شود. آنچه اهمیت بیشتری دارد:

توانایی کاربران و مخاطبان رسانه ها برای استفاده از این امکانات است.

اینکه افراد تا چه حد، نسبت به پیامهایی که از سمت رسانه ها آنها را در بر میگیرد، آگاهی دارند، تا چه حد قادر به درک و تفسیر پیامها هستند و تا چه حد نسبت به آنها منفعل یا فعال هستند، بسی مهمتر از حضور رسانه هاست.

اینجاست که پای نوع دیگری از سواد به میان می آید:

سواد رسانه ای! یا Media Literacy)).

یکی از مهمترین انگیزه هایی که موجب شد تا بحث سواد رسانه ای در جهان، بخصوص در کشورهای کمتر پیشرفته (مثلا در حوزه آمریکای لاتین یا اسپانیا و ایتالیا در برابر آمریکای شمالی) مد نظر قرار گیرد، جبران نابرابری اطلاعاتی میان ابرقدرتهای رسانه ای و سایر کشورها بوده است.

 چرا سواد رسانه ای لازم و ضروری است؟

رسانه ها و به خصوص رسانه های تصویری مثل تلویزیون، اینترنت، ماهواره و سینما، جذابیت بسیاری در جذب مخاطب دارند. یک پیام تصویری مثل یک فیلم کوتاه یا تیزر تبلیغاتی یا عکس، تاثیر سریعتری بر ذهن مخاطب خواهد داشت تا خواندن مطلبی در رابطه با همان موضوع. امروزه شاهد آن هستم که از تعداد کتاب خوان ها کم و بر بینندگان تلویزیون و ماهواره افزوده می شود. حتی اقشار تحصیلکرده نیز بیشتر ترجیح می دهند تا اطلاعات خود را از اینترنت دریافت کنند تا از لابلای کتابها (این نیز خود حدیث مفصلی دارد که به دلیل اهمیت آن در بحث دیگری پی خواهم گرفت).

در سالهایی که جهان درگیر جنگهای جهانی بود، توجه برخی علمای جامعه شناس به موضوعی جلب شد که سالها بعد تحت عنوان ایجاد فرهنگ توده ای مورد نقد قرار گرفت. در آن دوران وزیر تبلیغات هیتلر، یعنی یوزف گوبلز، مسوولیت بسیار مهم روشنگری مردم را بر عهده داشت. او توانست در مدت کوتاهی کنترل افکار عمومی را در جهت منافع آلمان نازی به دست گیرد و در مدت دوازده سال خدمت به ایدئولوژی و ارزش های جامعه اش، به خوبی توانست توده ها را با خود همراه سازد. فجایع آلمان در جنگ جهانی چیزی نیست که به سادگی از حافظه جهانی محو گردد و تاثیر رسانه در همنوایی مردم آلمان در اینجا موضوع بحث ماست.

تنها رسانه های آلمان در آن دوران نبودند که از قدرت خود  برای متاثر کردن افکار عمومی استفاده کرده و می کنند، هنوز نیز بنگاه های خبری بزرگی همچون سی ان ان، بی بی سی، فاکس نیوز، پرس تی وی، یورو نیوز، المنار، العربیه، دویچه وله و … هر یک بسته به میزان قدرت و نوع منافع اقتصادی و سیاسی خویش، در پی تاثیر حداکثری بر افکار عمومی هستند.

پیوند میان رسانه ها و قدرتهای سیاسی و اقتصادی، امریست که می تواند حقیقت را از چشم مردم پنهان کند.

گرچه در دوران کنونی و با گسترش رسانه های پیشرفته دیجیتالی و نفوذ فزاینده اینترنت، دسترسی مردم به اخبار متفاوت و ضد و نقیض تا حدی توانسته است اقتدار و صداقت رسانه ها را زیر سوال ببرد، اما همچنان اهمیت سواد رسانه ای برای همه و به خصوص کودکان برای فرار از سلطه رسانه ها امری ضروری است.

در بسیاری از کشورها دروس آموزشی برای ارتقای این شکل از سواد، برای استفاده آگاهانه، فعالانه و خلاقانه از رسانه ها به کودکان آموزش داده می شود. کشورهای انگلیس، کانادا، امریکا و … از این دسته هستند.

اما متاسفانه در کشور ما به دلیل فقدان چنین آموزشهایی، استفاده بی هدف از رسانه ها و پیامهای رسانه ای تبدیل به مشکلاتی در حوزه های مختلف شده است.

اطمینان به اخبار سایت های نامعتبر، نداشتن نگاه انتقادی نسبت به اخبار رادیو و تلویزیون، پذیرش صد در صد اطلاعات و اخبار ماهواره ای، و به طور کلی برخوردی منفعلانه و پذیرا، موجب می شود تا مخاطبان درک درستی از شرایط و منافع خویش نداشته باشند.

نخستین نکته در زمینه با سواد شدن از نوع رسانه ای، آن است که فارغ از مرام و مسلک و ایدئولوژی یا باورهایی که داریم، مطمئن باشیم هرگز تمام حقیقت در هیچ رسانه ای منعکس نمی گردد. منافع سیاسی، اقتصادی، و ایدئولوژیک تاثیر بسیاری بر نوع خبر و نحوه انعکاس آن در رسانه ها دارد.

 رسانه ها به خوبی می دانند با چه ترفندی خبری مهم را بی اهمیت جلوه دهند یا موضوعی بی اهمیت را حیاتی کنند. در این میان آنچه برای باسواد شدن لازم است داشتن تفکر انتقادی نسبت به همه رسانه ها است.

بودریار یکی از متفکران پست مدرن در خصوص بی اعتمادی به رسانه ها آنقدر جانب افراط را می گیرد که معتقد است:

رسانه ها، واقعیت ها را نشان نمی دهند بلکه آنها را می سازند.

این حرف وی اگرچه تا حدی اغراق آمیز به نظر می رسد اما هشداری است نسبت به شگردهای رسانه ای مبنی بر تحریف واقعیت به سود خویش.

سواد رسانه ای لازم است تا افراد انسانی را از حالت توده ای خارج کرده و تبدیل به عاملانی آگاه و خلاق نماید. امری که قدرت آنها را افزایش خواهد داد. با این معیارها خودتان میتوانید قضاوت کنید که چقدر باسوادید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *