Home > من و تهدیدها > پدیده دستفروشی در شب عید

پدیده دستفروشی در شب عید

زندگی روزمره ما سرشار از بهانه هایی است که به واسطه آن می توان ساعت ها نوشت و تحلیل کرد، از جمله دستفروشان و فرهنگ دیدنی شان به خصوص در شب های سال نو، خیابان هایی که قرق کرده اند، درگیری شان با مغازه دارها و سد معبر، همکاری ها و همراهی هایشان با هم و ده ها موضوع جالب دیگر در خصوص این پدیده زندگی شهری….دیگر برای پیمودن طول یک خیابان باید از روی سر و کله دستفروش ها و مشتریان گذری شان که در میان بساط های ولو شده و به دنبال جنس دلخواهشان می گردند پرواز کنی. پدیده دستفروشی که به خصوص در سالهای اخیر روند رشد چشمگیری در کشور و به خصوص در تهران داشته است را می توان ناشی از سه دلیل مهم دانست:

  • بیکاری: روند چشمگیر مهاجرت روستائیان به شهرها که خود ناشی از تضعیف بخش تولید و کشاورزی و دامپروری می باشد، امریست که منجر به بیکاری وسیع در شهرها می شود و افراد را برای کسب درآمد روانه خیابان ها، مترو و اتوبوس می کند. فرقی نمی کند زن باشد یا مرد، جنسی به دست می گیرد و یا کنار خیابان بساط می کند و یا در مترو و قطار آن را سر دست به خریداران عرضه می کند. از سفره هایی که لکه هایشان با پهن کردن در آفتاب به راحتی پاک می شوند تا رژ لب و ریمل و لباس زیر و لواشک لقمه ای و … که توسط فروشندگان تبلیغ می شوند. خیل عظیم بیکارانی که مجبورند برای سیر کردن شکمشان، دستفروشی کنند.
  • امکان کسب درآمد بیشتر: دستفروشان اغلب به دلیل معافیت از مالیات و عوارض و اجاره مغازه و … در بسیاری از موارد بیش از صاحبان مغازه ها درآمد دارند. مدتها قبل که برای کاری به بازار رفته بودم، زن صاحب مغازه از دستفروشانی که جلوی مغازه اش بساط کرده بودند و با قیمتی ارزان تر کالای مشابهی را می فروختند شکایت می کرد و معتقد بود کاسبی را این دستفروش ها می کنند که اجاره ماهی بیست میلیون ندارند، جنس را ارزان تر می دهند، مشتریان بیشتری دارند و در آخر هم سود بیشتری می برند.

گرچه گویا بساطی های بازار هم مجبورند روزانه اجاره هایی بعضا بالا به شهرداری بپردازند زیرا دیگر هر قطعه از زمین بازار در حکم چشمه درآمدزاست و با خیابان های معمولی تفاوت بسیار دارد.

  • مستقل ماندن از مقررات و نهادها: قدرت تحرک بالای دستفروشان و سیال بودنشان امتیاز مثبتی برای آنان است که قادرشان می سازد تا در چشم به هم زدنی از محلی به محل دیگر بروند و به دلیل نداشتن جای ثابت و نبود آمار درست و دقیقی از آنها از قید قوانین آزاد باشند.

 آنها نه مالیاتی می دهند و نه اجاره ای. گرچه همواره دلهره این را دارند که ماموری سر برسد و کل دار و ندارشان را با خود ببرد.

به هر تقدیر دستفروشان امروزه مشتریان خاص خودشان را دارند، مثل عطر و ساعت تقلبی یا به اصطلاح fake که به قیمتی ده ها برابر ارزان تر از مدل اصل فروخته می شود، با استقبال فراوانی از سوی افرادی مواجه است که می خواهند کالاهای به روز مصرف کنند اما توان خرید اصل آنرا ندارند. لواشک و دونات و آدامس در شلوغی کسل کننده مترو هم گاهی می چسبد.

بسیاری از افراد معتقدند خرید کردن از دستفروش ها به صرفه تر است زیرا جنس ها همان جنس به درد نخور چینی است، فقط خرید از مغازه یعنی پرداخت پول اجاره مغازه فروشنده ها!

بازار ماهی و سبزه فروختن در شب عید هم داستان خودش را دارد. سود سرشار ماهی فروشی به قدری است که می تواند درآمدی معادل یک سال برای فروشندگانش به ارمغان بیاورد، به شرط آنکه کار بلد باشی و سه شب مانده به سال تحویل تا صبح بیدار بمانی!

دیگر اوضاع به گونه ای پیش می رود که دستفروشی از دسته مشاغل کاذب خارج شده و دستفروشان می توانند شورای صنفی داشته باشند و صحبت هایی از این دست.

دستفروشی اما تحلیل های دیگری هم دارد:

 دستفروشان کسانی هستند که شکاف ها و مشکلات و بدبختی های یک نظام سیاسی را به رخ می کشند. در حالیکه ایدئولوژی حاکم همواره و در هر جامعه ای سعی در پوشاندن کاستی ها دارد، و می خواهد طوری وانمود کند که همه چیز روبه راه است، وجود فقیرها، کودکان کار، دستفروش ها، گدایان و … قدرت ایدئولوژی و روایتش از حقیقت را به چالش می کشد.

در حالیکه پوشش خبری و گزارشات صدا و سیما در روزهای پایانی سال، مردم خندان و راضی را نشان می دهد که با دستانی پر از خرید شب عید، با انواع آجیل و لباس و میوه و … در حال رفتن به پای سفره های هفت سین شان هستند، حضور دستفروشان و مردمی که مستاصل در میان این خیل اجناس ارزان قیمت، کند و کاو می کنند، روایت دیگری از حقیقت را فریاد می زند.

مشاهده دستفروشان این نتیجه را در بر دارد که تهی دستان با توجه به فرصتها و امکانات محدودشان، همواره آسان ترین راه برای رسیدن به اهدافشان را همین حضور عریان در صحنه می دانند. آنها چیزی برای از دست دادن ندارد و به همین دلیل پذیرندگان منفعل قوانین نیستند.

دستفروشان تمام قد برای زنده ماندن می جنگند. در حالیکه خیابان ها به عنوان حوزه عمومی، قوانین خاصی دارند بسیاری از دستفروشان این قوانین را زیر پا گذاشته و قوانین خودشان را حاکم می کنند.

 بعید می دانم کسی بتواند در خیابان هایی مثل جمهوری و ولیعصر و … در شبهای پایانی سال به دستفروشانی که کل پیاده روها را قبضه کرده اند چیزی بگوید و چون حضور آنها در راستای تامین معاش است و هر روز در حال رخ دادن است، تلاش برای جمع آوری شان تا کنون چندان ثمر بخش نبوده است.

این سالها بیش از پیش شاهد حضور دستفروشان از همه طیف های سنی و جنسیتی بوده و هستیم. دخترانی جوان با ظاهری آراسته که در قطار و یا خیابان جنس می فروشند، پسرانی که آهنگ های بعضا دلنشینشان را بر سر چهاراره ها و یا در اتوبوس عرضه می کنند و کودک فال فروشی که تقدیرمان را نه در کاغذهای کاهی رنگ و رو رفته، که در چهره خسته و رنجیده اش ترسیم می کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *