Home > من و خودم > خودشیفتگی – ۱

خودشیفتگی – ۱

در مطالب متعددی در همین سایت به بهانه های مختلف اشاره کرده ام شد روانی شخصیتشان هستند و هنوز در مرحله کودکی قرار دارند. این کودک بودن روانی گرچه در سن دو یا سه سالگی طبیعی است اما برای یک زن یا مرد بیست، سی و چهل ساله نه تنها مطلوب نیست بلکه فاجعه است.

شاید بیان تاریخچه ای در مورد وجه تسمیه کلمه خودشیفته به فهم فاجعه خودشیفتگی ما که ما مردمی خودشیفته ایم. این کلمه مدتیست که در ادبیات عامیانه نیز به کار می رود اما نه با باری منفی! بلکه وقتی به کسی می گوییم خودشیفته یا کسی ما را خودشیفته خطاب می کند، شاید ته دلمان چندان هم بدمان نیاید. … خودشیفتگی، ترجمه واژه  Narcissism   است.

نارسیسوس، که واژه نارسیسیزم از آن نشات گرفته است، در اسطوره های یونانی، مردی است که عاشق تصویر خویش در آب می شود. او بی توجه به اینکه آنچه عاشقش شده تنها یک تصویر است، قادر نیست چشم از این زیبایی خیالی بردارد، و آن قدر در این حالت می ماند تا می میرد.

از همین روست که در روانکاوی اختلال شخصیتی با نام نارسیسیزم یا خودشیفتگی را برای کسانی به کار می برند که در مرحله عشق به خویشتن باقی مانده اند.

برخی از مهمترین ویژگهای خودشیفته بدین قرار است:

  • خودشیفته کسی است که انتظار دارد همیشه به عنوان فرد برتر و ویژه شناخته شود. او خود را مستحق چنین توجهی می داند بدون آنکه شایستگی اش را داشته باشد. مثلا اغلب ما پس از رد شدن در آزمون یا مرحله ای، معتقدیم در حقمان اجحاف شده است.
  • به دیگران حسادت می کند و فکر می کند دیگران به او حسادت می ورزند.
  • او درگیر توهم موفقیت، جذابیت، قدرت، هوش و تواناییهای خودش است و گمان می کند فردی ویژه است.
  • او فاقد توانایی همدردی با احساسات یا خواسته های دیگران است.
  • او با نگاهی از بالا در نگرش ها و رفتارش نسبت به زیردستانش متکبر است.
  • همواره خود را از دیگران متمایز می کند. اکثر ما گمان می کنیم فرهنگ و تمدنی خاص و منحصر به فرد در تاریخ جهان و بشریت داریم.
  • او از مجیزگویی دیگران نسبت به خودش لذت می برد. و به افرادی که وی را تحسین می کنند پر و بال می دهد. این ویژگی را می توان در بسیاری از روال های استخدامی در ایران مشاهده کرد. در زندگی فردی اکثر ما هم هست فقط دیدنش کمی انصاف می خواهد. این ویژگی را بگذارید کنار ویژگی توهم موفقیت، در واقع دیگرانی که مجیز فرد خودشیفته را می گویند به او در باقی ماندن در توهمش کمک می کنند. بسیاری از پادشاهان و دیکتاتورها را به یاد آورید!
  • در تعاملات میان فردی شان با دیگران خود محور هستند. به بیان دیگر  خواسته ها و افکار خودشان محور یک بحث یا تعامل خواهد بود. برای مثال زمانی که در یک گفتگو به نظر می رسد که در حال گوش دادن به سخنان طرف مقابل هستند، حرف های وی را نمی شوند و تنها منتظر فرصت هستند تا حرف خودشان را بزنند.
  • از یک کار اشتباه بیشتر احساس شرم می کنند تا احساس گناه و تقصیر.
  • از کسانی که به آنان انتقاد می کنند بیزارند و احساس دشمنی به آنها دارند. به دلیل ضعف شخصیتشان، گمان می کنند کسی که به آنان انتقاد می کند، قصد نابودی یا تخریب دارد. او انتظار دارد تا همواره مورد تحسین و تشویق مثبت دیگران قرار گیرد.
  • از دیگران به عنوان ابزاری برای پیشبرد مقاصدش کمک می گیرد. در این رابطه انگلی، او همواره طلبکار است. همانند نوزادی که نیاز به مراقبت مادر دارد اما محبت مادر نسبت به خویش را نشانه نیاز مادر به محبت و عشق می داند (همانطور که اشاره شد این ویژگی برای نوزادان و کودکان طبیعی است اما برای یک زن یا مرد بزرگسال فاجعه است).
  •  او دیگران را برای سرویسی که می دهند دوست دارد (عشقی خودخواهانه که در ماجراهای قتل های ناموسی یا اسیدپاشی نمایان است).
  • بیشتر از آنکه مهم باشند، به این موضوع تظاهر می کنند.
  • لاف­زن هستند و نسبت به دستاوردهای خود اغراق می کنند. به بیان دیگر به بزرگنمایی کارهایشان می پردازند. این ویژگی دیگر همه جا از سر تا ذیل ما شایع است.
  • ادعا می کنند که در بسیاری از امور سررشته دارند. اغلب ما در آن واحد سیاستمدار، اقتصاددان، معلم، کشاورز، بورس باز و … ایم.
  • قادر نیستند تا واقعیت ها و جهان اطراف را از دیدگاه افراد دیگر مشاهده کنند. آنها همواره تصور و برداشت خود از دنیا  و واقعیت ها را حقیقت محض می دانند و سایر روایت ها و برداشت ها را تهدیدی علیه خویش می دانند. خود را محور عالم می دانند و دیگران و افکارشان را بی ارزش می کنند.
  • آنها قادر به اظهار پشیمانی و ندامت نیستند، زیرا هرگز خود را مقصر نمی دانند. حق همیشه به جانب آنان است!

(ویژگیها برگرفته از کتاب دیوید توماس، نارسیسیزم: پشت ماسک، ۲۰۱۲)

بخشی از ویژگی های نارسیسیزم را بیان کردم تا نشان دهم که چقدر اکثر ما خودشیفته ایم. چقدر حق به جانب هستیم، چقدر ناتوان از عذرخواهی و پذیرش خطاهایمان هستیم، چقدر انتقاد ناپذیریم، چقدر دشمن تراشیم، چقدر از تعریف خوشمان می آید و از انتقاد هراسانیم، چقدر کارهای ناچیزمان را بزرگ جلوه می دهیم و بر اشتباهاتمان سرپوش می گذاریم!

چند ویژگی از این لیست فاجعه بار کافیست تا فرد را به چاه تباهی و نابودی افکند، چه برسد به داشتن همه این ویژگها…

این موضوع با بحث در مورد نحوه شکل گرفتن خودشیفتگی در کودکی، والدین خودشیفته، و … ادامه دارد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *