Home > من وبقیه > چگونه در گفتگوهایمان به تفاهم دست یابیم؟

چگونه در گفتگوهایمان به تفاهم دست یابیم؟

یکی از مهمترین موضوعاتی که هر کدام از ما به شدت نیازمند آگاهی از آن هستیم و فقدانش را هر روز در زندگی مان با همه وجود حس می کنیم دستیابی به تفاهم است… این روزها به جایی رسیده ایم که هر کس انگار حرف خودش را می زند و هیچ طرفی در پی رسیدن به توافق و تفاهم نیست. برای رسیدن به این نکته که چطور می توان به تفاهم رسید، دانستن مطالب زیر اساسی است.

کودک انسان پیش از ورودش به حوزه اجتماعی و زمانی که رابطه ای مبتنی بر نیاز با مادر دارد، مادر را تنها به این دلیل که نیازهایش را رفع می کند دوست می دارد.

اگر مادر در کنار او حاضر نباشد یا نیاز فرزندش را برآورده نکند موجب پرخاشگری در کودک می شود. کودک تنها بر اساس سرویسی که مادرش به او می دهد او را دوست دارد.

با اجتماعی شدن کودک و افزایش درک و فهم او از فرهنگ، رابطه او با دیگران از رابطه پرخاشگرایانه به رابطه مبتنی بر تفاهم تغییر می کند.

 نحوه چنین تغییری خارج از حیطه بحث حاضر است. اما ذکر این نکته لازم است که بدانیم در فرهنگها و جوامع خودشیفته، افراد رشد روانی شان از کودکی به بزرگسالی به درستی طی نشده است. لذا ارتباطات آنها نه مبتنی بر تفاهم برخاسته از درک تفاوتها، بلکه مبتنی بر رابطه پرخاشگرانه برخاسته از ترس نیازمندی است. اینها را گفتم که نتیجه بگیرم برای رسیدن به تفاهم لازم است به این ویژگی خود که مانعی بر سر راه رسیدن به تفاهم است آگاه شویم.

شرط اول رسیدن به تفاهم دستیابی به یک رشد روانی صحیح و بالغانه از مسیر آگاهی به ویژگیهای خویشتن است.

پس از این مرحله است که می توانیم در راه رسیدن به تفاهم از طریق آنچه در جامعه شناسی کنش ارتباطی خوانده می شود، به تفاهم با دیگران دست یابیم. از طریق تقویت ارتباط.

یکی از مهمترین راه های ارتباط برای رسیدن به تفاهم گفتگو است. امری که در جامعه ما چندان مورد توجه نیست. در میان ما، گفتگوها در بسیاری از موارد از طریق دعوا و جنجال خاتمه می یابد، با عصبانیت یا بدگویی پیش می رود، معمولا به نتیجه نمی رسد. یا بی نتیجه و ابتر می ماند. یک دلیل همانطور که در ابتدا گفتم، بالغ نشدن ماست و باقی ماندن ما در مرحله کودکی و عدم بلوغ روانی. و علت دیگر آن است که ما راه و رسم گفتگو را بلد نیستیم.

تفاهم، هدفی است که هر گفتگو کننده بالغی مد نظر دارد. گفتگو کننده ای که هنوز بالغ نشده هدفش از گفتگو، نه تفاهم که پیروزی در بحث، له کردن طرف مقابل، تحقیر وی و بدنام کردنش است. او به دنبال رسیدن به حقیقت نیست او خودشیفته ای است که تنها می خواهد پیروز شود، آن هم به بهای حذف حریف!

به یاد دارم که چندی پیش یکی از روزنامه نگاران برجسته کشور و صاحب یکی از معروفترین روزنامه های ایرانی، در گفتگویی چنین ادعا کرده بود که چنانچه کسی خلاف اسلام سخن بگوید و نتوان طرفدارن وی را مجاب کرد یا از دور وی پراکنده نمود، می توان به او تهمت زد و شخصیتش را تخریب نمود! چنین استدلالی در بحث تنها از کسی بر می آید که هدفش از گفتکو نه تفاهم بلکه پیروزی به هر شیوه ایست. حتی اگر این شیوه با اصول اساسی و بدیهی آنچه در حال دفاع از آن است (اسلام) متناقض باشد.

از بحث دور نشویم…

یکی از مهمترین جامعه شناسان به نام هابرماس در نظریه معروفش در خصوص کنش ارتباطی، شرط رسیدن به تفاهم را دستیابی به شرایط آرمانی گفتگو می داند. نظرش را در اینجا می آورم زیرا برای امروز ما بسیار مفید است. این شرایط از نظر او عبارتند از:

اول: سخن باید قابل فهم باشد، یعنی دو طرف گفتگو بتوانند همدیگر را بفهمند.

برای مثال یک استاد دانشگاه در سخن گفتن با یک فرد بیسواد باید به گونه ای سخن بگوید که او بفهمد در غیر اینصورت او دارای اقتداری در بحث می شود که برابری در گفتگو را از بین می برد و منجر به دیکتاتوری در کلام او می شود.

دوم: متشکل از قضایایی باشد که حقیقی هستند.

سوم: گوینده در طرح قضایایش، صداقت داشته باشد که بسیار مهم می باشد.

چهارم: گوینده باید نطقی را انتخاب کند که دارای صحت و درستی باشد.

این ها جزو اخلاق ارتباط هستند. اخلاقی که ما را در رسیدن به تفاهم یاری خواهد کرد.

 البته پیش شرط همه موارد بالا رشد و بلوغ روانی است ابتدا باید بفهمیم که هدف از گفتکو رسیدن به حقیقت و تفاهم است نه پیروزی در بحث! 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *