Home > من و تهدیدها > ایران و بحران سالمندی – ۲

ایران و بحران سالمندی – ۲

تأمین اجتماعی و بیمه بازنشستگی

از پیامدهای منفی سالمندی جمعیت افزایش بار تکفل جامعه می باشد. ازدیاد انبوه بازنشستگی که سهم تولیدی آنها تقریبا صفر است، فشارهای اقتصادی زیادی به دولت وارد می کند. در اثر سالخوردگی جمعیت بار تکفل جامعه (نسبت سالخوردگان به جمعیت در سنین کار) افزایش خواهد یافت و از سویی، شمار افراد مستمری بگیر بازنشسته و از سوی دیگر شمار افراد سالمند نیازمند به حمایت بالا خواهد رفت. این دو عامل موجب خواهد شد که بار مالی صندوق های بیمه افزایش یابد و به احتمال زیاد موجب بروز بحران های مالی شود. به عبارت دیگر در حالیکه میزان نیروی کار در سالهای آینده کاهش می یابد، تعداد مستمری بگیران روند افزایشی خواهد داشت که این مسئله از یکسو موجب کاهش منابع دریافتی صندوق های بیمه و از سوی دیگر موجب افزایش سن بازنشستگی و یا کاهش میزان بیمه بازنشستگی شده و به دنبال آن نارضایتی بیمه شدگان و مشکلات و بحران های اجتماعی و سیاسی را موجب شود.

اقتصاد

با سالمند شدن جمعیت به علت کاهش تعداد متوسط فرزندان خانواده ها با یکی از مهم ترین پیامدهای منفی اقتصادی یعنی کاهش نیروی کار که از آن به عنوان جمعیت فعال یاد می شود، روبرو خواهیم بود. در نتیجه از سویی از شمار مالیات دهندگان در سطح کلان و حق بیمه پردازها در سطح خرد کاسته می شود و موجب کاهش درآمد دولت و نیز موجب تقلیل درآمد صندوق های بیمه، به ویژه سازمان تأمین اجتماعی خواهد شد. از طرف دیگر کاهش نیروی کار و افزایش افراد مصرف کننده باعث کاهش تولید ناخالص داخلی می شود و آنگاه اثرات منفی بسیاری به دنبال خواهد داشت که از جمله می توان کاهش صادرات محصولات صنعتی، افزایش واردات، کاهش ذخایر ارزی و در نتیجه افزایش بدهی های خارجی را پیش بینی کرد.

بهداشت، درمان و نگهداری

بخش بزرگی از فشارهای سالخوردگی جمعیت مربوط به هزینه هایی است که جامعه باید برای حفظ سلامتی سالمندان صرف کند. محققین ایرانی با توجه به تجارب کشورهای دیگر در زمینه هزینه های سالمندی در مورد افزایش تصاعدی این هزینه ها در ایران هشدار داده اند. افزایش این هزینه سرباری از آن جهت وضعیت وخیم تری می یابد که جمعیت فعال انگیزه کمتری برای نگهداری از سالمندان دارند و مخارج درمانی سالمندان بالاتر از کودکان است. باید در نظر داشت که شکاف نسلی و گسست فرهنگی هم به این موضوع دامن می زند.

از آنجا که نسل جوان وظیفه حمایت نسل مسن را برعهده دارد، عدم تعادل ایجاد شده در سالهای آتی باید یکی از بزرگترین نگرانی های سیاستگذاران و دولتمردان باشد. در شرایط فعلی با وجود اینکه هر پدر و مادر پیری از نسل گذشته معمولا تعداد ۴ تا ۶ فرزند دارند، به سختی مورد حمایت و مراقبت قرار می گیرند. حال باید تصور کرد که والدین در خانواده هایی که یک یا دو فرزند دارند در سالهای آینده چگونه تحت حمایت قرار خواهند گرفت؟ علاوه بر این، با افزایش تعداد سالمندان، میزان هزینه های درمانی و تأمین اجتماعی نیز افزایش می یابد که مضاف بر محدودیت های منابع می باشد. یافته ها نشان می دهند در مورد مراکز، تا سال ۱۴۳۰ به سه برابر تخت های بیمارستانی، پنج برابر مراکز فیزیوتراپی و چهار برابر آزمایشگاه های موجود در ایران، نیاز خواهد بود. از طرفی تا آن سال ایران به تربیت سالیانه چند صد متخصص طب سالمندی، هزاران میلیارد ریال برای درمان فقط سالمندان دیابتی و بخشی بزرگ از بودجه جاری برای آموزش های پیشگیرانه نیاز خواهد داشت.

ادامه دارد …

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *