Home > من و تهدیدها > فرزند کمتر زندگی بهتر، یا فرزند بیشتر زندگی شادتر؟ – ۲

فرزند کمتر زندگی بهتر، یا فرزند بیشتر زندگی شادتر؟ – ۲

در قسمت قبلی گفتیم که عامل جمعیت یکی از مهمترین عوامل قدرت یک فرهنگ و جامعه است. … گرچه در گذشته کمیت و تعداد جمعیت عامل مهمی در تعیین قدرت و برتری بود اما امروزه با گسترش حضور ماشین ها به جای انسان ها و تغییر سبک های زندگی، افزایش سطح رفاه، اشتغال، تحصیلات و … از تعداد جمعیت کاسته شده و کیفیت جمعیت از اهمیت بالایی برخوردار است به طوریکه عامل جمعیت در شرایط متفاوت می تواند عامل قدرت یا ضعف باشد.

از سوی دیگر گرچه همه دولتها با وسایل مختلف تشویقی و تبیهی مختلف، سعی در تنظیم جمعیت به نفع قدرت را دارند، اما در نهایت جمعیت، موضوعی است که باید در حوزه خصوصی خانواده ها در مورد آن تصمیم گیری شود، لذا این مکانیسمهای اجبار و تشویق گرچه تاثیر گذار است اما تعیین کننده نهایی نیست. در اینجاست که پای قدرت عاملان اجتماعی، در قالب خانواده ها و زنان و مردان به عنوان افراد و نه کنشگران اجتماعی به صحنه تحلیل باز می گردد.

اینجاست که می توان پیش بینی کرد آیا شعار “فرزند بیشتر زندگی شادتر”، می تواند جای شعار “فرزند کمتر زندگی بهتر” را گرفته و در سبک زندگی اجتماعی ایرانیان همانند شعار قبلی تغییر ایجاد کند یا خیر.

با پایان جنگ ایران و عراق و ورود ایران به عرصه بازسازی و توسعه اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ، دیگر نیازی به تعداد زیاد جمعیت نبود. همانند همه کشورهای در حال توسعه، این کیفیت جمیعت بود که مد نظر قرار گرفت. لذا سیاستها در جهت افزایش رفاه، بهداشت، تحصیلات و اشتغال افراد سوق پیدا کرد و از آنجاییکه هرگز منابع توسعه نامحدود نیستند، لذا از افراد خواسته شد تا برای زندگی با کیفیت بالاتر فرزندان کمتری بیاورند تا همان یک یا دو فرزندی که در یک خانواده متولد می شوند از آینده بهتری برخوردار شوند و منابع محدود پس از جنگ در خانواده ها به جای تقسیم شدن میان ۴ فرزند، میان دو نفر تقسیم شود. این تحلیل منطقی همراه با سیاستهای تشویقی و تنبیهی مثل دسترسی رایگان افراد به وسایل کنترل جمعیت، عدم ارائه برخی خدمات اجتماعی به فرزندان سوم به بعد، ورود بحث مهم تنظیم خانواده به کتب درسی و … در کنار ورود روز افزون جوانان به دوره های تحصیلات عالی دانشگاهی، تاخیر در سن اشتغال و ازدواج و … باعث شد شعار “فرزند کمتر زندگی بهتر” با موفقیت – به خصوص در شهرهای بزرگ – روبرو شود.

اما حالا گویا قرار است جمعیت زیاد شود، اما در چه جامعه ای؟

در جامعه ای که دیگر سبک زندگی افراد تغییر کرده است. افزایش دوره تحصیل،  ورود دیرهنگام به بازار کار (هم به دلیل نرخ بالای بیکاری در ایران و هم به دلیل تحصیلات دانشگاهی که همراه است با افزایش توقعات به حق افراد برای کسب شغلی متناسب با تحصیلاتشان )، تاخیر در سن ازدواج به دلایل مختلف، افزایش حضور زنان در عرصه های اجتماعی و در نتیجه فرصت کمتر آنها برای سرمایه گذاری مادی و روانی برای داشتن تعداد بیشتر فرزند از یکسو و نیز جستجوی راه های متنوع تری از کسب هویت در کنار یا حتی در مقابل هویت مادری یا همسری، ارتباطات گسترده با خارج از مرزهای ملی و آشنایی با سبک زندگی غربی مرفه و با خانواده های هسته ای کم جمعیت، کمرنگ شدن ارزشهای سنتی مثل ارزش مادری، یا اعتقاد به همزمانی افزایش برکت زندگی و ورود یک قدم نو رسیده، اولویت وظایف همسری و مادری برای یک زن قبل از هر نقش و وظیفه دیگر، کمرنگ شدن ارزشهای مردسالارانه که زنان را در کنترل موالید یا اشتغال و تحصیل تابع مردان قرار می داد، تغییر ویژگیهای شخصتی و روانی نسلهای جدید در قالب گسترش فرهنگ لذت، فرار از مسوولیت پذیری به دلایل شرایط خاص اجتماعی شدن، در کنار نگرانی از آینده و تامین معاش فرزندانی که پدران و مادرانشان هنوز نسبت به آینده خودشان اطمینانی ندارند، همه و همه شرایط پیچیده ای را در جامعه ایران ایجاد کرده است که به نظر می رسد شعار جدید “فرزند بیشتر زندگی شادتر” شانس چندانی برای موفقیت، حداقل در کوتاه مدت را نخواهد داشت.

در این میان البته باید نکته مهمی را یادآور شد. در شهرهای بزرگ به نظر نمی رسد که روند افزایش جمعیت به این زودی ها اتفاق بیافتد. زیرا در این مناطق، تصمیم برای کاهش موالید، تصمیم کاملا حساب شده و با برنامه ریزی و منطقی است. اما در شهرهای کوچک و روستاها، این روند مشاهده نمی شود. ممکن است در کوتاه مدت، با تبلیغ و تشویق و تهدید، میزان موالید در این مناطق افزایش یابد. اما این امر قطعا نکته مثبتی نخواهد بود زیرا سطح بهداشت، اوضاع اقتصادی، تحصیلات و سطح آگاهی های اجتماعی در این مناطق به گونه ای است  که افزایش جمعیت در این مناطق را تبدیل به همان افزایش جمعیتی می کند که تبدیل به یک مساله اجتماعی خواهد شد. یعنی نقض غرض صورت می گیرد و جمیعیت به جای تبدیل شدن به عامل قدرت، عامل ضعف و ایجاد مسائل عدیده اجتماعی می شود که از حوصله این بحث خارج است اما پیش بینی آنها از نظر عالمان اجتماعی چندان دشوار نیست. بنابراین شیوه های ساده انگارانه ای همچون گران کردن وسایل پیشگیری از بارداری یا حذف واحدهای تنظیم خانواده از کتب درسی شاید باعث افزایش ناچیز جمعیت از راه های نامشروع شود اما در عوض آسیب های جبران ناپذیری همچون گسترش بیماریها یا آسیبهای دیگر ناشی از ناآگاهی را به دنبال خواهد داشت. برای افزایش جمعیت باید عاقلانه برنامه ریزی کرد.

بدین ترتیب نکته مهم آن است که افزایش جمعیت تنها با تبلیغ و حرف و تشویق و حتی تنبیه، به جایی نمی رسد، اینها عوامل تسهیل کننده اند. تا شرایط برای افزایش جمعیت از نظر مادی، فرهنگی و اجتماعی مهیا نباشد، رشد جمعیتی که منجر به افزایش توان ملی یک جامعه از نظر فکری و مادی گردد، تحقق نخواهد یافت.

ادامه دارد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *