Home > من و تهدیدها > فرزند کمتر زندگی بهتر، یا فرزند بیشتر زندگی شادتر؟! – ۱

فرزند کمتر زندگی بهتر، یا فرزند بیشتر زندگی شادتر؟! – ۱

جمعیت از دیرباز به عنوان مهمترین و اولین عامل قدرت و بقای هر جامعه و فرهنگ شناخته شده است. …در گذشته کشورها و جوامع پر جمعیت شانس برتری بر جوامع دیگر و در نتیجه دسترسی به منابع و ثروت سایر جوامع و در نهایت بقا را در دست داشتند. در گذشته به دلیل آنکه دسیتابی به منابع اقتصادی و مادی اغلب از راه جنگ و غلبه نظامی گروهی بر گروه دیگر محقق می شد، داشتن جمعیت زیاد نشانه قدرت بود. گرچه سیر کردن شکم این جمعیت که کاربردی نظامی در حفظ قدرت داشت، نیازمند جنگهای بیشتر و دستیابی به منابع بیشتر بود.

این دوری بود که چرخه حرکت جوامع را شکل می داد. تولید جمعیت برای تولید ثروتی که از راه هزینه کردن جان همین جمعیت صورت می گرفت.

با پایان یافتن عصر استعمار، دیگر حمله نظامی به یک کشور و ملت برای بدست آوردن غنائم و ذخایر مادی وجهه قانونی و بدیهی خود را از دست داد. گرچه میل به سیطره بر منابع مادی اقوام دیگر هنوز به بهانه ها و اشکال مختلف ارضا می شود و جنگها به هر بهانه ای در نهایت برای سیطره بر منابع مادی و افزایش ثروت (مادی یا معنوی) صورت می گیرد. از سوی دیگر در دوران مدرن، دیگر جنگها نیز مدرن شدند. در عصر مدرن، و ماشینی شدن جنگها، امکان حضور کمتر انسان در جبهه جنگ در کنار امکان بیشتر کشتار وجود داشت. استفاده از سلاح های کشتار جمعی، بمب ها و تفنگهای جدید نقش فیزیکی انسان در جنگها را کمرنگ تر کرد. این دو عامل مهم در کنار نگاه منفی جهانی نسبت به جنگ و کشتار و دلایل دیگری که در این بحث نمی گنجد باعث کمرنگ شدن اهمیت کمیت و تعداد جمعیت در برابر کیفیت جمعیت شد.

بدین ترتیب امروزه تعداد جمعیت به تنهایی عاملی برای قدرت محسوب نمی گردد. چه بسا در بسیاری از کشورهای جهان سوم تعداد بالای جمعیت عامل افزایش مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شده است. بدین ترتیب امروزه عامل جمعیت در کنار سایر شاخصها، همچون توسعه یافتگی مادی و فرهنگی است که می تواند به عاملی برای قدرت یا برعکس ضعف یک جامعه تلقی گردد.

همه اینها را گفتم تا برسم به این قسمت از بحث که مدتی است در کشور ما نیز سیاست افزایش جمعیت دنبال می شود.

می گویم سیاست، چون دخالت دولتها در تنظیم بدن افراد و خصوصی ترین اشکال زندگی فردی، سیاستی است در جهت افزایش قدرت.

هنوز سالهایی را که شعار فرزند کمتر، زندگی بهتر از در و دیوار شهر و صفحات کتابها و لابه لای آگهی های تبلیغاتی بر سر مردم می بارید و پزشکان حاذق با حاضر شدن در تلویزیون و رادیو از مزایای فرزند کمتر می گفتند و معایب فرزند زیاد را می شمردند فراموش نکرده ایم که حالا پس از گذشت سالهایی نه چندان دور، همان پزشکان را می بینیم که این بار با تاکید بر مزایای فرزند بیشتر از نظر جسمانی و روانی برای مادر و پدر و فرزند، در رسانه ها حاضر می شوند. این امر نشان دهنده حضور قدرت و سیاست در همه شئونات زندگی اجتماعی است.

همه این اتفاقات همانی است که سیاسی بودن زندگی روزمره می نامند. همان گره خوردن سیاست با خصوصی ترین جنبه های زندگی روزمره!

زمانی بچه زیاد برای سلامت خانواده مفید است و زمانی مضر می شود!!!

به هر حال بحث من در اینجا بیان ریزه کاریهای پیوند سیاست و زندگی نیست. بحث من این است، امروز که شعار فرزند بیشتر زندگی شادتر، جای شعار فرزند کمتر زندگی بهتر را گرفته است آیا این شعار می تواند به مرحله عملی هم برسد یا صرفا در حد شعار باقی خواهد ماند؟

این همان نکته ای است که می توانید در قسمت بعدی بحث دنبال کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *