Home > من و تقویم > به بهانه لیله المبیت

به بهانه لیله المبیت

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد / خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب / صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها / باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر / بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می‌رقصید / تیغ عریان شده بالای سرش می‌رقصید

مرد آن است که تا لحظه آخر مانده / در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی / و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها / باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند / جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد / آیه ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن / جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه‌ای از معجزه بر سر در دوخت / تاری از رشته ایمان تو محکم‌تر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر؟! / از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟!

یازده قرن به دل سوخته‌ام می‌دانی / مُهر وحدت به لبم دوخته‌ام می‌دانی

باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید / من زبان بسته‌ام و خواجه سخن می‌گوید

من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم / مُهر بر لب‌زده خون می‌خورم و خاموشم

طاقت‌آوردن این درد نهان آسان نیست / شِقْشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست

سید حمیدرضا برقعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *