Home > من و تقویم > به بهانه ۲۸ صفر و رحلت آخرین پیام آور الهی

به بهانه ۲۸ صفر و رحلت آخرین پیام آور الهی

 آن شب که پیامبر(ص) را به خاک می سپردند، مردم در خانه های خود از فرط خستگی در خوابی سنگین غنوده بودند و دختری تنها بر سر قبر پدر با دو کودک خردسالش اشکریزان زمزمه ها بر لب داشت:”یا ابت! یا رسول الله! ماذا لقینا بعدک من فلان و فلان” …

مردم خسته، نه پایشان یارای آن دارد که لطفی کرده تا بقیع بیایند و نه دستشان نایِ کندن قبری برای عزیز از دست رفته را دارد. حتی شیخین! هم فرصت حضور در مراسم تدفین را نیافته اند.

بدن ها خسته است و چشم ها از دود آتش خانه وحی افسرده. ای کلنگ هایی که قبر پیامبر(ص) را حفر می کنید، بی صدا باشید! که مردم خفته اند، که فردا و فرداهای دیگر بسی مشغله ها دارند.

فردا روز غارت اموال مردم است. فردا در نماز، خلیفه با خالد قرار ترور دارد. فردا بر منبر رسول خدا(ص) خلیفه سنت فحاشی به ناموس پیامبر(ص) را بدعت می گذارد. فردا بقیع دوباره شاهد دفنی شبانه است.

از فردا کسی را حق آن نیست که بر فرزندش نام “محمد” گذارد و یا از محمد(ص) روایت بخواند. فردا شجره رضوان را باید از ریشه برکند که یادآور بیعت مردم با پیامبر است. فردا سر مالک بن نویره ها را به تیغ سپرده و ناموس آنها را به کابین می برند.

فردا برای اعتلای دین اسلام، علی(ع) را با تیغ اجتهاد سر می زنند.

فردا سبط نبی، با جگر پاره پاره خویش نجوا ها دارد.

فردا سر حسین در طشت طلا، از خلیفه ضربت عصا می خورد.

 فردا، فردای خزان باغ نبی است. فردا، فردای خالد ها و مروان هاست. فردا روز سلطه شجره ملعونه و فرزندان طُلَقاست. فردا و فردا های دیگر روز کشتار حجربن عدی ها و محمدبن ابی بکر هاست. فردا دنده های عبدالله بن مسعود ها خرد می شود.

فردا، روز تدارک ربذه هاست، فردا و فردا های دیگر عمارها را باید زیر مشت و لگد گرفت. فردا مسجد کوفه انباشته از دست های قطع شده است. فردا در دارالاماره برای هر سر بریده ۵۰۰ درهم جایزه می دهند. فردا درخت زیبا، بدن میثم را در آغوش  می کشد.

فردا، فردای غربت دین پیامبر است.

فردا و فرداهای دیگر ولید ها – مست و مخمور – در نماز جماعت، امامت می کنند. فردا، روز تلاش افسانه پردازان است. فردا معاویه راویان حدیث را برای ساختن اکاذیب به کاخ خضراء فرا می خواند.

فردا خلیفه سوگند یاد می کند که نام پیامبر را نیز دفن کند.

و رسالت شیعه بیان تاریخ این فردا هاست، بیان پیام سیلی خوردگان اسلام است که از نیام خاموشی برآهیخته است. بیان شکوائیه آن عزیزی است که خاری در چشم داشت و استخوانی در گلو و در آخر پالایش اسلام است از جعلیات قصه گویان.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *