Home > من و خودم > تعادل و تغییر – ۲

تعادل و تغییر – ۲

چگونه به تعادل می رسیم؟
آیا تا به حال شنیده اید که بدن ما تعادل و یکپارچگی خود را مدیون تغییرات مداومی است که هر لحظه در بدن ما جریان دارد؟ به عنوان مثال در بدن ما در هر دقیقه ۵۰ هزار سلول می میرد و سلولهای جدید جایگزین آن می شود. تغییرات بی شماری که در هر لحظه در بدن روی می دهد موجب حفظ ثبات بدن می شود.
ثبات مدیون تغییر است و اگر این تغییرات منظم با هدف سلامتی و بقا در بدن ما وجود نداشته باشد، بدن ما سلامت و حتی زنده بودن خود را از دست خواهد داد.
در بالا گفتیم که وجود ما شدیدا خواستار حالت های وحدت بخش و تمرکزی است. آری وجود ما خواهان وحدت است و شاید به همین خاطر از تغییر که در بدو امر نشان کثرت است خوشش نمی آید یا همانطور که در مقاله “تعادل و تغییر – ۱” گفتیم، تغییر جهت را دوست ندارد و خواهان اینرسی است اما نکته در اینجاست که تنها با گذر از این ایستایی ها و وحدت های ظاهری آسیب زا که در نهایت موجب حداکثر آنتروپی و بی نظمی و کثرت و فرپاشی می شوند، می توان به ثبات و وحدت حقیقی که با هدایت عقل تنها از دل تغییرات مداوم عقلانی به وجود می آید دست یافت.
آنچه موجب ثبات و وحدت در وجود می شود، وجود هدف واحد در کل وجود است.
گویی تمام وجود با تمام تضادها و اختلاف ها هدف واحدی را دنبال می کنند. در سیستم روانی و روحی ما بر خلاف سیستم جسمی که حکمران آن طبیعت است، حکمران، عقل است. اما مهمترین و اولین کارکرد عقل، این است که هدف را تعیین می کند. عقل، وجودی ملکوتی است که از نور خلق شده است، بنابراین قادر به تشخیص نور از ظلمت و حق از باطل است.
عقل سالم، هدف زندگی را رسیدن به حقیقت و نور و زیبایی و خیر می داند و با علم و آگاهی ای که دارد، دعوت کننده به منشاء خیر و نور و حق می باشد.
و با توجه به خاصیت دائما در حال تغییر زمانه و سطح رشدی هر انسان، در هر لحظه آن چیزی که بهتر از همه انسان را به هدف نزدیک می کند، تغییر می کند. به عنوان مثال در آن شرایط اجتماعی که بسیاری از چیزها نامعلوم و مبهم و ناشناخته است و نمی توان پیش بینی درستی از روند آتی داشت، روی آوردن به احتیاط و درنگ، عقلانی است اما به محض آنکه امور روشن و واضح و قابل پیش بینی شدند، جسارت به خرج دادن و سریعا اقدام کردن و تعلل و درنگ نکردن، اقدامی عقلانی است. حال ببینید آن انسانهایی که به عنوان انسانهای همیشه محتاط یا همیشه جسور شناخته می شوند و خیلی راحت این را جزء ویژگی های شخصیتی خود می دانند که قابل تغییر هم نیست، چقدر از زندگی عقلائی فاصله دارند یا احزاب سیاسی ای که در هر شرایطی احتیاط و نگرانی و در نتیجه مقاومت به تغییر را سرلوحه خود می دانند یا بر عکس جسارت و تغییر کردن در هر شرایطی را جزء اصول خود می دانند. اما انسان عاقل در آن زمان که هنگامۀ تغییر است و جسارت و اقدام، موافق حزب ها و مکاتب فکری و حتی شخصیت هایی خواهد بود که این رویکرد را دارند و در آن زمان که می بایست، ایستاد و نظاره کرد تا غبارها کنار رود و زمان حرکت فرا رسد طرفدار و موافق قطب مخالف خواهد بود و این چنین در این سیالیت متغیر، ثبات و رشد خود را حفظ می کند و با سرعتی بالا به سوی اهداف والا و متعالیش رقص کنان در حال حرکت است.
به طور کلی می توان گفت ویژگی اصلی برخوردهای عقلانی و اعتدال طلب، سیالیت و روان بودن بر اساس هدف و اقتضاء شرایطاست. این معنای دقیق واژه حنیف است که در قرآن آمده است. ویژگی سیستم های اعتدال طلب و عقلانی این است که در خزانه خود همه جور واکنش و ابزار فکری و عملی را دارند و نسبت به همۀ آنها پذیرا هستند، چرا که به نظر آنان تمام چیزهای خوب، خوبند، فارغ از آنکه آیا در شرایط فعلی مفید هستند یا خیر، به عنوان مثال در مقابل یک استاد دانشمند، وقتی در حال بیان مطلبی است که به مزاج ما خوش نمی آید، آنچه در اینجا اولویت دارد، حفظ ادب و گوش دادن است تا مطلب به طور کامل بیان شود. در اینجا شجاعت به خرج دادن و سریعا مخالفت خود را اعلام کردن به کار نمی آید. اما آیا این به معنای آن است که ادب خوب است و شجاعت بد؟ اگر با ظلمی در اجتماع روبرو شدیم آن وقت چه؟ آیا اولویت با شجاعت نیست؟ بلکه یک انسان عاقل هر دو را در جعبه ابزار خود دارد و به تناسب موقعیت و اولویت از آندو استفاده می کند. و این است معنای واقعی عقلانیت.
به طور کلی می توان گفت هر چقدر یک فرد، یک سیستم و یک جامعه، ابزارهای بیشتری را با پذیرش بالایش در خزانه اش داشته باشد و به سعه و انبساط بیشتری دست یابد، و بتواند با سیالیت عقلانی، به تناسب موقعیت از آنها در جهت اهداف والایش به خوبی استفاده کند، و هر قدر که بدون طرد هیچ رویکرد و اندیشه ای بتواند تشخیص دهد که هر رویکرد و اندیشه به درد چه موقعیت و جایگاهی می خورد، در سیر روزگار، بقا و پایداری بیشتری خواهد داشت و چون به این دانشش، توانایی اراده و عمل نیز اضافه گردد، قادر به حفظ و رشد خود از طریق همین شیوه های عقلانی و اعتدالی خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *