Home > من و خودم > خویشتنداری

خویشتنداری

جان لاک: “برای من کاملا آشکار است که اساس همۀ فضیلت ها و شایستگی ها، در قدرت چشم پوشی کردن از ارضای تمایلاتی است که عقل، اجازۀ ارضای آنها را نمی دهد”
اگر از کودکان بپرسید که : « دروغگویی ، دزدی ، تقلب یا کشتن کسی درست است ؟» اکثریت قریب به اتفاق آنها با شدت فراوان پاسخ می دهند که اشتباه است. اما شاید بعضی از آنها فقط در نظر بتوانند درست را از اشتباه تشخیص دهند و در عمل دست به همان کارهایی بزنند که می گویند درست نیست.
کودکان امروز بیشتر از نسلهای پیش تابع امیال آنی، نافرمان تر، تحریک پذیرتر، خشن تر، مضطرب تر و هراسان تر هستند. این خویشتن داری ضعیف مانعی اساسی در رشد اخلاقی است.
خویشتن داری به کودک کمک می کند تا وسوسه های رفتاری خود را تنظیم و مهار کند تا واقعاً آنچه را در قلب و ذهنش درست می داند، انجام دهد. کودکی که خویشتن دار است، می داند حق انتخاب دارد و می تواند رفتارش را کنترل کند، همین موضوع موجب بالا رفتن اعتماد به نفس در کودک می شود.
به علاوه خویشتن داری شخصیت کودک را قوی می کند، زیرا او به جای لذتهای زودگذر بر مسئولیتهایش متمرکز می شود. خویشتن داریکودک را متوجه پیامدهای احتمالاً خطرناک رفتارهایش می کند و او را در کنترل هیجانها و استفاده از عقل و فکرش کمک می کند.
چهار تمرین خانوادگی برای تقویت خویشتن داری :
۱- معنا و ارزش خویشتن داری را یاد بدهید. اگر می خواهید فرزندتان خویشتن داری را بیاموزد، ابتدا معنای این نیکخویی را برایش شرح دهید : « خویشتن داری یعنی اینکه بدن و ذهن این قدرت را پیدا می کنند تا آن کاری را انجام دهند که می دانی درست است. خویشتن داری کمکت می کند تا در شرایط وسوسه انگیز و حتی هنگامی که فکرهایوسوسه انگیزی به سرت می زند، درست انتخاب کنی.بر این تأکید کنید که خیلی وقتها دلمان می خواهد کارهایی را انجام دهیم که درست نیست یا وقتش نیست. پس خویشتن داری همیشه کار ساده ای نیست. گاهی به قدرت و حتی شجاعت نیاز است.
۲- خود را متعهد کنید که فرزندانی خویشتن دار پرورش دهید. این پرسش مهم است که از خود بپرسید: « برای من چقدر مهم است که فرزندانم خویشتن دار باشند؟ » پژوهش نشان می دهد که معمولاً والدینی که به این ویژگی در فرزندشان اهمیت می دهند، در این مورد خود را متعهد می بینند، و در نتیجه موفق می شوند. اگر شما هم واقعاً خواهان خویشتن داری در فرزندتان هستید، به خودتان قول بدهید که این ویژگی را در او تقویت کنید.
۳- یک شعار خانوادگی برای خویشتن داری بسازید. مثلا: « پیش از هر اقدامی، به خودت آگاه شو و فکر کن »
۴- این قانون را بگذارید که فقط وقتی که بر خود مسلط هستید، حرف بزنید. بسیاری از خانواده ها این ایده را به کار گرفته اند که : « ما فقط وقتی حرف می زنیم که بر خود تسلط داریم.» هرگاه کسی فکر می کند شاید کنترلش را از دست بدهد، توقف می کند و سعی می کند خود را آرام کند، نفس عمیق می کشد، از محل دور می شود و دوباره باز می گردد و سپس صحبت را از سر می گیرد.
سه گام پرورش خویشتن داری
گام ۱ : سرمشق خویشتن داری باشید و آن را برای فرزندتان در اولویت قرار دهید.
پیش از آنکه برای پرورش خویشتن داری در فرزندتان قدمی بردارید، به طور جدی دربارۀ رفتارهایتان بیندیشید و بسنجید خودتان تا چه حدی سرمشق این نیکخویی هستید. می توانید این پرسش ها را از خود بپرسید:
• آیا در هر لحظه به احساسها، افکار، رفتارها و واکنشهایم آگاه هستم؟
• پس از یک روز سخت و هنگامی که کم طاقت هستم ،جلوی کودکانم چه رفتاری دارم ؟
• چگونه خشم و اضطرابم را کنترل می کنم ؟
• آیا می توانم در میان جر و بحث درنگ کنم و بگویم : « بیا آرام شویم » ؟
• آیا میل به رانندگی با سرعت بالاتر از حد مجاز را در خود مهار می کنم؟
• آیا سرمشق آینده نگری مالی هستم یا بی اختیار خرید می کنم ؟
طوری رفتار کنید تا مطمئن شوید که همسو با سخنان اخلاقی تان گام بر می دارید. فرزندتان نگاهتان می کند.
گام ۲ : فرزندتان را تشویق کنید تا خود، مشوق خود باشد.
یکی از مهم ترین وظایف ما والدین این است که به فرزندانمان کمک کنیم تا متکی به خود شوند. اگر چه شاید از تشویق کردن فرزندانمان به خاطر موفقیتهایشان لذت ببریم، در نهایت خود آنها باید تشویق گر خود بشوند و یاد بگیرند که به خود متکی باشند. بخش عمدۀ خویشتن داری همین است. هدف ما این است که به کودکانمان کمک کنیم تا تشخیص دهند در زندگی و انتخابهایشان اختیار دارند.کودکان هوشمند اخلاقی، کار خوب را انتخاب می کنند و به آن عمل می کنند، زیرا می دانند رفتار درست همین است و این به خودی خود برایش پاداش است چرا که توانسته اند آن طوری رفتار کنند که خودشان می دانند درست است.
سه راه ساده برای آنکه به کودکتان کمک کنید تا برای کار خوبی که کرده است، خود را تشویق کند.
۱- هنگام تحسین کردن به جای « من » از « تو» استفاده کنید.
عبارت با « من » : من واقعاً از تلاش امروزت سربلند هستم.
عبارت با « تو» : تو حتماً از تلاش امروزت سربلند هستی.
۲- پس از آنکه کودکتان را تحسین کردید و دلیل تحسینتان را گفتید، به آنها یادآوری کنید که در درون (با استفاده از گفت و گوی درونی ) از خود تقدیر کنند.
۳- از کودکتان بخواهید یک دفتر یادداشت برای موفقیتها داشته باشد و دست کم هفته ای یک بار در دفترچه دربارۀ موفقیتهای خود بنویسند یا نقاشی کنند. می توانید به آنها یاد دهید تا موفقیت را از دید خود بسنجند و ببینند چه پیشرفت یا دستاورد کوچک یا بزرگی داشته اند. و مهم آن است که آنان همواره برای ارزیابی پیشرفتشان خودشان را با خودشان و با گذشتۀ خود مقایسه کنند و نه با دیگران.
گام ۳ : به فرزندتان یاد بدهید امیالیش را کنترل کنند و پیش از عمل، بر خودشان آگاه شوند و فکر کند.
پژوهشهای مبتنی بر گزارشهای پزشکان کودک نشان می دهد که بیش فعالی و کمبود توجه طی بیست سال گذشته بیش از هفتصد درصد افزایش داشته است. اگر چه این افزایش دلایل گوناگونی دارد، این نکته را نباید نادیده گرفت که بسیاری از کودکان یاد نگرفته اند که چگونه با احساسات قدرتمندشان روبه رو شوند و در شرایط پرتنش خویشتن دار باشند. متأسفانه برنتمه های پرخشونت تلویزیون، بازیهای ویدئویی، اینترنت، فیلمها، ترانه ها و روزنامه ها مدام همچون رگبار بر کودکانمان می بارند و این پیام را به آنها می دهند که خشونت، تنها راه حل مسئله است.
چهار راهکار مدیریت خشم برای کودکان در شرایط پرتنش
۱- واژگان احساسی را گسترده تر کنید. بسیاری از کودکان فقط به این دلیل پرخاشگری می کنند که هیچ راه دیگری برای ابراز نارضایتی خود بلد نیستند. لگد پراندن ، فریاد کشیدن، فحش دادن ، کتک زدن یا پرتاب اشیا شاید تنها راهی است که این کودکان برای نشان دادن احساساتشان می دانند. کودکان برای بیان حالشان به کلمات احساسی نیاز دارند. با کمک فرزندتان فرستی از کلماتی که کودک می تواند برای بیان حالت نارضایتیش به کار برد، تهیه کنید: عصبانی، کُفری ،خشمگین ، دیوانه ، ناراحت ، کلافه ، حرصی، عصبی، مضطرب ، پریشان ، نگران. هر بار فرزندتان عصبی می شود، آن کلمات را به کار ببرید : « مثل اینکه واقعاً عصبانی هستی. می خواهی درباره اش حرف بزنیم؟»
۲- نشانه های آغاز خشم را مشخص کنید. برای فرزندتان شرح دهید که همۀ ما نشانه هایی داریم که با آنها می توانیم بفهمیم نزدیک است عصبانی شویم و اگر به آنها توجه کنیم، دچار سردرد نمی شویم. این نشانه ها شامل نشانه های جسمی، افکار، حساسیت ها و… است. سپس به او کمک کنید تا نشانه های خودش را مشخص کند و بفهمد که در آستانۀ عصبانی شدن است.
۳- برای مسلط شدن، با خود حرف بزنید. کارشناسان پیشنهاد می کنند برای تسلط بر احساسات باید به کودکان یاد بدهیم در شرایط پرتنش حرفهای مثبت و ساده به خود بزنند. برای نمونه : « صبر کن. آرام بگیر. بعدا کار درست را انجام میدهی. فعلا آرام باش». هر روز آن عبارت را با او تمرین کنید. می توانید عبارتی را که انتخاب می کند در جایی که خودش می گوید آویزان کنید تا برایش یادآوری شود.
۴- تنفس شکمی را به او یاد بدهید. یکی از موثرترین راههای تسلط بر خود، تنفس درست –بهخصوصدرشرایط پرتنش- است. از کودک بخواهید در وضعیت راحتی بنشیند و با پشت صاف به پشتی صندلی تکیه دهد. سپس به او نشان دهید که آهسته و با پنج شماره ( یک سیب زمینی ، دو سیب زمینی ، … ) هوا را فرو ببرد، دو شماره صبر کند و سپس به همان شیوه و با پنج شماره هوا را خارج کند و بالا و پایین رفتن شکمش را با گذاشتن دستش روی شکم حس کند. تکرار این دم و بازدم آرامش زیادی به همراه دارد. و از او بخواهید تا بارها در شرایط آسوده آن را تمرین کند تا بتواند در مواقع پرتنش آن را به یاد آورد و انجام دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *