Home > من و تهدیدها > مشکل، ساپورت دختران است یا یقه باز پسران؟

مشکل، ساپورت دختران است یا یقه باز پسران؟

از وقتی یادم می آید حجاب و پوشش مساله مهم در جامعه ای بوده که در آن متولد شده و زیسته ام. زمانی را به خاطر دارم که ساپورت که هیچ، جوراب سفید یک دختر بچه ابتدایی هم مساله روز بود و ناظم مدرسه در هیبت ملک عذاب مترصد شکار دخترکانی بود که کفشهایشان پاپیون داشت یا جورابشان سفید بود. وای به روزگارت اگر خودت را در آینه تماشا می کردی. گاهی در زنگهای تفریح، در یک عملیات ضربتی، عده ای ناشناس وارد کلاس می شدند و وسایل و کیف و کتابت را زیر و رو می کردند تا آثار جرمی را که ممکن بود موقع گشتن صبحگاهی کیف ها دم در مدرسه از چشم ماموران انتظامات مخفی مانده باشد، بیابند.
وقتی خاطرات آن روزها را مرور می کنم، با خودم می گویم، سیل تغییرات چه زود جریان امور را عوض می کند. بگذریم، این ها را گفتم صرفا برای درد دل. وقتی امروز به دختران و پسران دانش آموز نگاه می کنم، میبینم تفاوت از زمین تا آسمان را.
بحث اصلی ام سر پوشش است. سر اینکه انگار در ایران (مشابه ایران کشوری را نمی شناسم) بحث پوشش و حجاب و مواردی از این دست، قرار نیست به سرانجامی برسد. زمانی شلوار پاچه گشاد مصداق تبرج بود، زمانی مانتو کوتاه، زمانی چکمه و الان هم بحث روزمان شده ساپورت دختران و یقه های باز پسرانی که بدنهای برنزه شان را در معرض دید علاقه مندان قرار می دهند.
کاری به بحث های تکراری اجبار حجاب و … هم ندارم. تنها می خواهم به یک نکته مهم که به نظرم باید بسیار به آن فکر کرد اشاره کنم:
یک اصل مهم در جامعه شناسی و روانشناسی و به طور کلی در دید هر عقل سلیمی وجود دارد که انسان به دنبال قدرت است. زیرا قدرت (در قالب ثروت، زیبایی، شهرت، اعتبار جنسی و …) موجب امنیت است. آنچه به نظرم امروز جامعه ما درگیر آن است این است که قدرت جنسی بیش از پیش به عاملی برای کسب قدرت تبدیل شده است.
علل این امر بسیار است: از جمله اینکه راههای دیگر کسب قدرت مسدود یا عبور از آن دشوار است. برای مثال کسب ثروت اغلب برای عده ای خاص، آسان و برای اکثریت، راهی دشوار است. علت دیگر این است که کسب قدرت از راه جاذبه جنسی همراه با پاداش بوده است. علل دیگری مثل ایجاد عطش های خواسته و ناخواسته در نوجوانان نسبت به جنس مخالف راه را برای تمرکز جوانان بر تمایلات جنسی بازتر می کند. علتهای دیگری هم هستند که مجال پرداختن به آنها در این گفتار نیست.
در یک رشد بهنجار روانی عموما تمایلات جنسی معطوف به یک معشوق و نه بیشتر می گردد در برخی موارد نیز این تمایل به شدت سرکوب می شود و اصلا اجازه بروز نمی یابد. به هر حال بحث ما حالت سومی است که امیال جنسی سرگردان رها می شوند و از یک فرد به فرد دیگر جلب می شوند. یکی از علل ایجاد این حالت در افراد، آن است که انرژی جنسی در خدمت کسب قدرت قرار می گیرد.
زنان با در معرض دید قرار دادن خود در برابر همه مردان آنها را جذب و کنترل می کنند. این امر نمایشی از قدرت است که در سایر حوزه های اجتماعی امکان یا اجازه ظهور نداشته است. البته لازم به ذکر است، این انتقال انرژی جنسی از سوی زن، امری مربوط به نوع پوشش نیست. با هر پوششی زنان قادر به این کار هستند. از این روست که در آغاز نوشتار ذکر کردم که مساله، ساپورت پوشی یا یقه باز نیست. مساله در جای دیگری است.
این امر محدود به زنان نیست. گرایش روزافزون پسران و مردان ایرانی به بدنسازی و فیتنس و ورزشهایی که اندام مردانه آنان را به نوعی توی چشم بیاورد، نوعی قدرت نمایی از نوع مردانه است.
با نگاهی به جامعه امروزمان خواهیم دید که عرصه های مختلف اجتماعی، علمی، مذهبی، دانشگاهی و … به میدانی برای قدرت نمایی های جنسی و جنسیتی بدل شده است و این نکته امری است که نیاز به آسیب شناسی اجتماعی و روانی ایرانیان، از حکومت و سیاست گرفته تا مردم، دارد.
بی شک هر فردی که از بهره هوشی نورمالی برخوردار باشد، قادر به درک این نکته است که اجبار و دستگیری و تفکیک و توپ و تشر راه به جایی نمی برد.
دوست دارم بار دیگر بر موضع خود تاکید کنم که به نظر من، مساله نوع پوشش افراد نیست، بلکه نگرانی از این امر است که فضای جامعه روز به روز جنسی تر می شود و یکی از مهمترین علل آن هم کسب قدرت از راه جاذبه های جنسی است. به بیان دیگر حتی اگر از فردا همه مجبور شوند با چادر در انظار ظاهر شوند و چنین اتفاقی هم بیافتد، مساله جنسی شدن فضای جامعه اگر وخیم تر نشود، قطعا تغییری نخواهد کرد. به نظر من یکی از مهترین علل آن، این امر است که انرژی جنسی به وسیله ای برای کسب قدرت تبدیل شده است. قدرتی که افراد جامعه و بخصوص زنان نتوانسته اند در سایر حوزه ها همچون یافتن شغل مناسب یا کسب ثروت که در جامعه ما از ارزش بالایی برخوردار است و صاحبان ثروت از شأن اجتماعی بسیار بالایی برخوردارند، بهره مند شوند.
از خوانندگان عزیز دعوت می کنم با همفکری خود به تکمیل بحث کمک کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *