Home > من و تهدیدها > پرسه زنی

پرسه زنی

آیا تا به حال با هدفی غیر از خرید کردن، به پاساژ یا بازار رفته اید؟ آیا تا به حال در خیابان قدم زده اید، بدون هدف؟!!! آیا با ماشین خیابان گردی کرده اید برای تفکر یا تماشا؟!!! اگر چنین تجربیاتی داشته اید یا چنین افرادی را دیده اید، پس با پدیده ای مدرن به نام پرسه زنی آشنا هستید. پرسه زن کسی است که قدم می زند برای قدم زدن و تماشا می کند برای تماشا. اگر هم چنین عباراتی برایتان بی معنا و نامانوس است، احتمالا جزو آن دسته از افرادی هستید که در جامعه مدرن، تجربه های مدرن ندارید. پدیده پرسه زنی پدیده ای مربوط به جامعه مدرن و افراد چنین جامعه ایست. به هر حال در حال حاضر ما روز به روز بیشتر شاهد ظهور این پدیده در جامعه ایران هستیم، حتی اگر شما چنین تجربه ای نداشته اید.
پرسه زن کسی است که در درون یک جامعه سرمایه داری رشد می یابد و در میان پاساژها و خیابان ها در حال گشت زدن است. می گویم در یک جامعه سرمایه داری، چون این پرسه زن برای پرسه زنی به فضای مناسبی همانند پاساژها، کافه ها، فروشگاه ها و خیابانها و انبوه جمعیت (انبوه جمعیتی تا در آن گم شود و ناشناس بماند) نیاز دارد.
پرسه زنی در ادبیات فلسفی و اجتماعی از کلمه فرانسوی Flaneur گرفته شده است. پرسه زن کسی است که برای خرید کردن یا رفتن به محل کار یا تحصیل یا خانه، در خیابان قدم نمی زند، او برای دیدن و دیده شدن پرسه می زند، اما در این پرسه زدن، ناشناس باقی می ماند. یعنی با کسی تعاملی ندارد. او هیچ ارتباطی با دیگران برقرار نمی کند اما قدم می زند.
نمی دانم شما چقدر پرسه زن هستید یا چقدر پرسه زن دیده اید. قطعا دیده اید کسانی را که صرفا در پاساژها قدم می زنند، بدون اینکه خرید کنند، با ماشین در خیابان ها می گردند، بدون آنکه مقصدی داشته باشند، خیابان ها را گز می کنند بی آنکه بخواهند جایی بروند. اینان پرسه زنان هستند. کسانی که قدم می زنند برای تماشا، تماشای شهر.
آیا تا به حال این تجربه را داشته اید که به پاساژ بروید اما نه برای خرید؟ در این حالت شما وقتی در برابر ویترین مغازه ها می ایستید از زاویه دیگری به اجناس پشت ویترین، دکور بندی ویترین ها، مغازه داران، برخوردهایشان، تعاملاتشان با مردم، و… می نگرید. به بیان دیگر شما وقتی از حالت «خرید کردن» خارج می شوید، از زاویه دیگری شهر و مغازه ها و پاساژها و خیابانهایش را می بینید. نوعی تفکر و درنگ، که در هنگام خرید کردن وجود ندارد. شما به هنگام خریدن یک لباس، به جنس آن و اینکه به قیمتش می ارزد یا خیر، آیا اندازه شماست یا نه، آیا مناسب سن شماست یا خیر، و … می پردازید، در این حالت نوعی رابطه مبادله ای با کالا، مغازه دار و فضا برقرار می کنید. رابطه ای که در سطح باقی می ماند.
اما یک پرسه زن، فارغ از یک درگیری ذهنی صرف میان پول – کالا، می تواند واقعیت را از جنبه های دیگری بنگرد.
شاید با خودتان بگویید فایده این بحث در کجاست. فایده این بحث زمانی مشخص می شود که بدانیم:
جامعه شناسان و فیلسوفان اجتماعی، نقدی اساسی بر جوامع سرمایه داری وارد می کنند. آنان معتقدند در جوامع مصرف گرا و مبتنی بر اصول سرمایه داری، انسان ها به شکل موجوداتی بدون عمق و سطحی و در واقع بدون تفکر انتقادی نسبت به آنچه صاحبان سرمایه برای کسب سود تدارک دیده اند، صرفا به دنبال مصرف هستند. آنان بدون تفکر درگیر قوانین سرمایه داری شده اند. انسان هایی که تنها زندگی می کنند تا مصرف کنند، بدون هیچگونه فکری.
اما در این میان کسی که به پاساژ می رود اما نه برای خرید، به خیابان می رود اما نه برای رفتن به محلی خاص و …، کسی است که توانسته است از زیر بار اجبار جامعه سرمایه داری شانه خالی کند. او فردی است که به صورت بالقوه یا بالفعل می تواند منتقد نظام سرمایه داری باشد. از طریق اتنخاب هایش. انتخاب هایی فارغ از اصول دیکته شده نظام سرمایه داری.
اگر اولین مقاله از سبک زندگی (در همین سایت) را خوانده باشید گفتیم که یکی از پدیده های دوران مدرن، همسان کردن مردم در قالب جامعه مصرفی است. جامعه مصرفی افراد را یکدست و یک شکل می کند. برای مثال تبلیغات یکی از راههای یکسان کردن مردم است. تبلیغات از همه ما می خواهد تا کالای خاصی را مصرف کنیم. در چنین جامعه ای افراد برای حفظ فردیت خود دست به دامان «مد» می شوند. آنجا گفتیم که اول بار این جورج زیمل بود که در مقاله «کلانشهر و حیات ذهنی » کوشید تا پیوند میان زندگی در کلانشهر و سرگردانی و اضطراب را شرح دهد. زیمل معتقد بود که:
در جامعه مدرن، مادی گرایی بر زندگی ذهنی و معنویت انسان ِشهری چیره می شود، و نوعی دلزدگی پدید می آورد. اما سبک زندگی پرسه زن در تقابل با این ویژگی های ذاتی شهر مدرن قرار می گیرد. از طریق دنبال نکردن اصول جبری زندگی مدرن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *