Home > من و تهدیدها > جنسیت – ۳

جنسیت – ۳

آبی یا صورتی بودن، مساله این است !

شما دنیایتان چه رنگی دارد؟ دنیای صورتی یا دنیای آبی؟ می خواهیم بحث قبلی مان را کمی بیشتر بسط بدهیم. زیرا برای رسیدن به نتایج جالب توجه لازم است کمی از ذهنیت هایمان که معمولا آنها را درست می دانیم فاصله بگیریم.

گفتیم که جنسیت برخلاف جنس ساخته فرهنگ و اجتماع است.

بماند که برخی از متفکران معتقدند حتی جنس نیز تا حدی امری اجتماعی است. پرداختن به این مقوله را برای بعد می گذاریم. امری اجتماعی و فرهنگی است یعنی ذاتی نیست. ما با رفتار دخترانه و پسرانه متولد نمی شویم بلکه در جریان اجتماعی شدن و تربیت، این رفتارها را یاد می گیریم.

اگر سری به اسباب بازی فروشی ها بزنید (این اسباب بازی فروشی هرجای دنیا می تواند باشد و خوشبختانه محدودیتی در انتخاب محلی خاص نخواهید داشت). مشاهده می کنید که هرچه متعلق به دختران است، به رنگ صورتی است. در مورد پسران هم اگرچه رنگ آبی برتری دارد اما به شدت اهمیت رنگ صورتی برای دختران نیست. اما مساله تنها این نیست، بلکه رنگ صورتی در نوع خاصی از وسایل دیده می شود. یعنی جاروبرقی، چای ساز، چرخ خیاطی، عروسک و … . این بدان معناست که دختران از سنین بسیار پایین برای نقش خاصی تربیت می شوند. این تربیت حتی علایق آنها را نیز شکل می دهد بطوریکه الان از هر دختری بپرسی چه رنگی دوست داری، اکثر آنها صورتی را انتخاب می کنند، یعنی ذائقه آنها به این صورت شکل گرفته است.

کودکان از منابع گوناگونی مثل رفتار والدین، اقوام، دوستان، مدرسه، کتابها، فیلم ها، بازیها، تلویزیون و … رفتارهای جنسیتی را می آموزند.

در این میان، پنج سال اول زندگی کودکان اهمیت بسیاری دارد زیرا در همین زمان است که هویت جنسی آنان شکل می گیرد. بنابراین رفتار والدین اهمیت بسیاری در یادگیری جنسیت دارد. گرچه در دنیای امروز به دلیل اهمیت رسانه ها و مراکز آموزشی مثل مهد ها و مدارس، اهمیت والدین به اندازه قبل نیست، اما همچنان نوع نگاه و انتظارات متفاوت والدین نسبت به کودکان، سازنده هویت جنسیتی آنان است.

همانطور که قبلا گفتیم:

صرف تفاوت، امری طبیعی است اما وقتی تفاوت منجر به تبعیض می شود، باید با نگاهی نقادانه به آن نگریست. زمانی یک تفاوت تبدیل به تبعیض می شود که صاحبان قدرت برای حفظ موقعیت خود، دست به رتبه بندی تفاوتها می زنند. به بیان دیگر طبقه بندی و ارجحیت قائل شدن برای برخی از ویژگیها.

کمی به عقب برگردیم. به دورانی که کودک بودیم و با همسالانمان بازی می کردیم. خود من اولین تجربیات جنسیتی ام را در سنین سه و چهار سالگی عمیقا درک کردم. زمانیکه با پسران و دختران فامیل جمع می شدیم و دوستانه بازی می کردیم و ناگهان دعوایی بین دو کودک در می گرفت و پسرکی از آن میان بلند می خواند:

پسرا شیرن، مثل شمشیرن     دخترا موشن، مثل خرگوشن

کلمات در زمینه های خاص معانی متفاوت دارند. کلمه شیر، و حیوانی به نام شیر، هیچ گونه برتری نسبت به موش یا خرگوش ندارد. اما وقتی شیر یادآور شجاعت، سلطنت بر جنگل و قدرت باشد بر موش که یادآور رفتار موذیانه، ترس و نحیف و شکننده بودن است، برتری می یابد و

اینجاست که داستان اردوکشی های زنان و مردان علیه هم، در اولین سالهای کودکی شان کلید می خورد.

من در آن سنین کودکی آنقدر کوچک بودم که نتوانم این تحلیل ها را در ذهن مرور کنم. اما خوب یادم هست که شیرینیِ بازی، چطور با تلخیِ تبعیضِ نگاهِ پسرکان، جایگزین می شد، وقتی با افتخار خود را شیر می خواندند! و من که دختر بودم، قاعدتا باید موش می بودم زیرا نگاه کلی حاکم بر جامعه همین است، وقتی دختر باشی لزوما باید ویژگیها خاصی را به یدک بکشی و اگر پسر باشی حتما باید به گونه خاصی رفتار کنی. پسران زیادی را می شناسم که به دلیل دوری از دعوا در مدرسه متهم به دختر بودن می شدند.

در این تقسیم بندی دوگانه تنها زنان نیستند که قربانی می شوند، پسرانی هم هستند که آرزوی گریستن را تنها به دلیل این قانون نانوشته که “مرد گریه نمی کنه”، به آن دنیا برده اند!

به هرحال در این تقسیم بندی میان زن و مرد، مردان به دلیل موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی که در طی سالیان طولانی به دست آورده اند، این حق! را یافته اند که دست به ارزشگذاری بزنند. کارهای مردانه، کارهایی جدی و مهم و نیازمند هوش و استعداد و قدرت بالا و کارهای زنانه بعنوان کارهایی ساده، لطیف، و … دسته بندی شده اند. ساده انگارانه است اگر بگوییم کارهای مردانه ارزش بیشتری در افکار عمومی ندارند. حتی اگر قانون مدونی مبنی بر ممانعت از حضور زنان در برخی رشته ها و مشاغل نباشد، روح و فکر حاکم بر جامعه مانع از حضور برابر صورتی ها و آبی ها در جامعه می شود. چیزی که تحت عنوان سقف شیشه ای از آن نام می برند.

اینکه آبی باشیم یا صورتی، به معنای داشتن قدرتهای متفاوت است و قدرت یعنی دسترسی به امکانات، کسی که قدرت دارد می تواند افکار را هم تغییر دهد.

ادامه دارد …

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *