Home > من و خودم > حال خوش …

حال خوش …

این متن را تا انتها بخوانید!
اگر شما از تمام نعمت های الهی برخوردار باشید اما حال و احساس خوبی نداشته باشید، گویی از مهمترین نعمت برخوردار نیستید چرا که نخواهید توانست از آنچه دارید بهره و لذت ببرید… افکار و باورهای شماست که روحیه شما را می¬سازد. باورها و افکار، درک و تعبیر و تفسیر شما از رویدادها و اتفاقات است.
یک رویداد یا یک اتفاق به تنهایی احساس شما را تغییر نمی دهد، بلکه چگونگی نگاه شما به وقایع و فکری که درباره آنها می کنید، روحیه و احساس شما را شکل می دهد.
به این مثال توجه کنید: علی دوستش را آن طرف خیابان می بیند و با اینکه برایش دست تکان می¬دهد دوستش به او توجه نمی کند. علی می تواند سه احتمال متفاوت را در نظر بگیرد:
۱٫ چقدر بی ادب است؛
۲٫ نمی¬خواهد دوستیش را با من ادامه دهد؛
۳٫ مرا ندید؛
حالا هر کدام از این ۳ عبارت را بخوانید و به خود بگویید که در هر کدام از این فکرها روحیه شما چه حالتی به خود خواهد گرفت.
می بینید که چقدر احساس آدم متاثر از افکار و تعبیرها و اسنادهای اوست. بسته به اینکه علی چه طور فکر کند دچار احساسات متفاوتی می¬شود.
به دنبال احساسات متفاوت مطمئنا رفتارهای متفاوتی نیز بروز می¬کند.
آیا برایتان پیش آمده است که به مهمانی یکی از دوستان یا فامیلهای خود بروید و به نظرتان آنان آداب پذیرایی را به جا نیاورده باشند و به اصطلاح شما را تحویل نگرفته باشند. آیا پیش آمده است که به شدت ناراحت شده باشید چون فکر کرده اید که آنان از رفت و آمد با شما ناراحتند، یا اینکه از شما بدشان می آید. آیا برایتان پیش آمده است که بعد از گذشت مدتها و بعد از کلی ناراحتی متوجه شده باشید که اصلا آنطور که فکر می کردید نبوده است بلکه موضوع از این قرار بوده که آداب آنان در پذیرایی از مهمان با آداب و فرهنگ شما متفاوت بوده است و یا چونکه میزبان با شما احساس راحتی و صمیمیت داشته است، خودمانی و ساده پذیرایی کرده است؟
گویی فکر بسیاری از ما به گونه ای برنامه ریزی شده و عادت کرده است که سریعا به سراغ تعبیرهای منفی می رویم. با آنکه افکار منفی اغلب اشتباه و غیر منطقی هستند، به گونه ای فریب انگیز واقعی به نظر می¬رسند.
برای آنکه از دام افکار منفی و نادرست رها شوید، قدم اول آن است که به خود آگاه شوید.
آیا برایتان پیش آمده است که بدون اینکه بدانید چرا و بدون اینکه دقیقا بدانید چه احساسی دارید فقط احساس ناراحتی و ناخرسندی کنید؟ اگر اینگونه باشید و به خودتان آگاه نباشید، همواره در دام افکار و احساساتی خواهید افتاد که از آن بی خبرید. در طی روزهای آینده هر چند وقت یکبار از خود بپرسید که الان دارم چه کار می کنم، چه حالتی دارم، چه احساسی دارم، به چه فکر می کنم، بدنم چطور است و … تمرین کنید که در هر لحظه بر خودتان آگاه باشید و حضور در لحظه داشته باشید، فقط از خودتان این سئوال ها را بپرسید و بعد از جواب دادن به خودتان، به کارتان ادامه دهید.
قدم بعدی این است که یک دفترچه یادداشت تهیه کنید، گاهی مواقع که حال خودتان را از خودتان می پرسید یا گاهی که احساس می کنید حالتان خوب نیست، دقیقا نام آن حالت احساسی و هیجانی را در دفترچه یادداشت کنید: غم، شادی، ترس، اضطراب، دلشوره، استرس، آرامش، خشم، رضایت، نفرت، نومیدی، حسرت، حسادت، خجالت، حقارت، غرور، گناه و … . سعی کنید که نام درستی بر احساسات خود بگذارید، سپس شدت احساسات خود را یادداشت کنید، بنویسید که چند درصد غمگین یا خشمگین یا … هستید. جلوی این احساس هر رویدادی را که فکر می کنید باعث ایجاد این احساس در شما شده است را یادداشت کنید. بعد جلویش هر فکر یا تصویر ذهنی را که از ذهنتان گذشته است، یادداشت کنید، از خود بپرسید که به خودم چه گفتم. سعی کنید فقط یادداشت کنید و هیچ فکری را جا نیندازید. چند روز این کار را انجام دهید.هر شب نوشته های خود را بررسی کنید: افکار منفی شما بر روی احساسات شما و شدتی که یک احساس را تجربه می¬کنید اثر نگذاشته است؟
بعد از چند روز سراغ تکنیک تردید بروید: افکار و تفسیرهای ما از موقعیت تنها یکی از تفسیرهای ممکن درباره آن موقعیت است و نه عین واقعیت.
همیشه این امکان وجود دارد که تفسیر ما از موقعیت نادرست باشد. افکار به خودی خود ارزشی ندارند و فقط می آیند و می¬روند مگر آنکه با شواهد و دلایل ثابت شود که فکری درست و سودمند است. پس بهتر است که تا وقتی که شواهد قطعی در مورد فکری بدبینانه در دست ندارید، درست بودن آن فکر را مورد تردید قرار دهید.
وقتی که بتوانید نسبت به افکار و تبیین های خود تردید کنید، در آن هنگام دریچه¬های دیگری به روی شما باز می¬شود. دریچه¬هایی که می توانید از خلال آنها گونه ای دیگر به قضایا و ناملایمات نگاه کنید، نگاهی ارزشمندتر و خوشبینانه¬تر که تا وقتی که نسبت به افکار خود هیچ گونه تردیدی نداشتید، از افق فکرتان دور بود اما به محض آنکه بتوانید خود را از نیروی فکر منفی خویش جدا سازید، خواهید دید که راههای بسیار زیاد دیگری وجود دارد که می¬توانید از طریق آن راهها، قضایا را تبیین و تفسیر کنید و یا راهکارهای خلاقانه به ذهنتان می رسد. حال ستون دیگری به جدولتان اضافه کنید و در این ستون ابتدا دلایلی را که برای درست و منطقی بودن فکرتان دارید یادداشت کنید، سپس دلایلی که برای غلط و غیر منطقی بودن فکرتان دارید یادداشت کنید،از خود بپرسید آیا من موضوع را بی دلیل به خودم نسبت نداده ام در حالیکه مقصر اصلی من نبوده ام؟ آیا یک موضوع گذرا یا یک شکست و سختی موقتی را دائمی و پایدار ندیده ام؟ آیا یک موضوع خاص را تعمیم نداده ام؟ مثلا وقتی که دیدم من در دوچرخه سواری مهارت ندارم کلا خودم را یک آدم بی مهارت و دست و پاچلفتی تصور کردم. در اینجا سعی کنید که از زاویه ای دیگر به افکارتان نگاه کنید، خود را به جای کسی بگذارید که می¬خواهد با افکار شما مخالفت کند: او چه دلایلی را برای مخافت با افکار شما می آورد؟ حالا از خود بپرسید که الآن چند درصد به افکاری که در ستون قبل نوشتم اعتقاد دارم. در یک ستون جداگانه این عدد را یادداشت کنید و نیز یادداشت کنید که الان چند درصد آن احساس ناخوشایند را تجربه می¬کنید.
اگر به این نتیجه رسیدید که افکار شما غیر منطقی و مبالغه آمیز بودند و اگر توانستید به این طریق از شدت احساسات منفی خود بکاهید، به خود ببالید چرا که توانسته¬اید منشأ احساسات منفی خود را بیابید و راهی برای کنترل آن پیدا کنید.
توجه داشته باشید که منظور از مقابله با افکار منفی، مثبت دیدن همه وقایع نیست بلکه هدف آن است که واقع نگر باشید و مسائل را بیش از حد بزرگ نکنید و سعی کنید که برای افکارتان دلایل منطقی بیاورید،
هر کدام از افکارتان منطقی و مفید بودند، در صورت لزوم نگهش دارید و برایش چاره ای بیندیشید و هر کدام از افکار شما که غیر منطقی و منفی بودند را دور بریزید تا بیهوده احساسات شما را تحت تاثیر قرار ندهند …
حالا که هر سه مرحلۀ بالا را در روزهای مختلف تمرین کردید، اکنون همیشه از همۀ آنها با هم استفاده کنید.
همواره به خودتان آگاه باشید و حضور در لحظه داشته باشید. همواره صحت افکار خود را مورد تردید و قضاوت قرار دهید و همواره اجازه دهید که افکار بی مورد و بی خاصیت یا افکاری که اجازه نمی دهند شما در کارتان تمرکز کنید، بیایند و بعد مانند ابرهایی که می آیند و می روند، از قوۀ آگاهی شما محو شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *