Home > من و خانواده > همدلی و مهربانی و پرورش آن در کودک – ۱

همدلی و مهربانی و پرورش آن در کودک – ۱

hamdely

به شما توصیه می شود قبل از مطالعه این مقاله ابتدا مقالۀ همدلی، اکسیر ارتباط را بخوانید و نکات آنرا در زندگی خود پیاده کنید تا پیش از هر چیز بتوانید الگوی خوبی برای همدلی باشید چرا که به ویژه در مورد همدلی موثرترین شیوه برای پرورش نیک خویی های اخلاقی، الگو بودن است. همدلی، توان درک احساسات، علائق و نگرانیهای دیگری است. همدلی عاطفۀ قدرتمندی است که جلوی رفتار خشن و بی رحمانه را می گیرد و ما را تشویق می کند که با مهربانی با دیگران رفتار کنیم.
همدلی، فرزندان ما را به دیدگاههای گوناگون حساس می کند و هشیاری آنها را به عقاید و افکار دیگران افزایش می دهد.
همدلی، عاطفه ای است که کودک را متوجه گرفتاری انسانهای دیگر می کند و وجدانش را بر می انگیزد تا به اشخاص گرفتار یا رنج دیده کمک کند. همدلی کودکان را بردبار و دلسوز می کند.
کودکی که همدلی را می آموزد بسیار فهمیده تر و مهربان تر خواهد بود و معمولاً در مدیریت خشم ماهرتر است.
ابتدا به چند عامل که به ویژه در دوران اخیر موانع شکل گیری همدلی در کودک می باشد، اشاره می کنیم:
۱٫ مطالعات چشمگیر جان گاتمن در دانشگاه واشنگتن نشان می دهند، والدینی در پرورش همدلی در کودکانشان از همه بهتر هستند که هر دو در زندگی فرزندانشان فعالانه شرکت دارند و از نظر عاطفی در دسترس هستند. به همین دلیل، کاهش چشمگیر اوقاتی که والدین با فرزندان می گذارنند طی چند دهۀ اخیر، بسیار نگران کننده است. در این میان نقش پدر بسیار حائز اهمیت است. پژوهشی نشان می دهد:
کودکانی که پدرانشان مسئولیت بیشتری برای انضباط و تکالیف درسی پسرانشان به عهده گرفته بودند و بیشتر در مشکلات شخصی فرزندانشان شرکت داشتند، سطوح بسیار بالاتری از همدلی را دارا بودند.
به غیر از پدران بسیاری که نقش تربیتی فعالی ندارند، موضوع نگران کننده این است که بسیاری دیگر از پدران به طور اختیاری خود را از زندگی فرزندانشان کنار کشیده اند. بسیاری از پدران در شبانه روز حتی یک ساعت هم با فرزندان خود ارتباط رو در رو ندارند که این بسیار آسیب زاست.
۲٫ طی دهۀ گذشته فرزندانمان در معرض رگبار تلویزیون، فیلم، موسیقی، بازیهای ویدئویی و برنامه های اینترنتی قرار داشته اند که بر خشونت، بدجنسی و بی رحمی تأکید دارند. این شرایط بر کودکانمان تأثیر گذاشته است. علت این است که رفتار معمولاٌ از طریق تقلید از تجربه های مشاهده شده یاد گرفته می شود، پس هر چه بچه ها نمونه های پر محبت تری را ببینند، احتمال آنکه چنین رفتاری را تقلید کنند، بیشتر خواهد بود. چندین پژوهش دریافته اند که:
تماشای برنامه های تلویزیونی که حاوی پیامهای معین اجتماعی هستند، همکاری، حساسیت و مهربانی را بین کودکان افزایش می دهد و کودکان به تقلید از این گونه رفتارها علاقه مند می شوند
و برعکس رگبار مداوم تصاویر بی رحمانه، رفتارهای بی رحمانه را به کودکانمان می آموزد و توان همدلی را در آنها خفه می کند و این احتمال را کاهش می دهد که کودکان در صورت وقوع خشونت، از قربانیان حمایت کنند و به آنان کمک کنند یعنی نوعی بی تفاوتی را در آنان ایجاد می کند.
تماشای خشونت ، کودکان را ستیزه خوتر، ناآرام تر و هراسان تر می کند و خلاقیت و شهود آنها را کاهش می دهد.
۳٫ پژوهشها به این نتیجه رسیده اند که در رابطه با عواطف ، والدین ، پسران و دخترانشان را بسیار متفاوت از هم بزرگ می کنند. پدر و مادر با دخترانشان بیشتر دربارۀ احساسات حرف می زنند و ضمن صحبت با دختران کلمات عاطفی بیشتری به کار می برند. علاوه بر این ، آنها دخترانشان را تشویق می کنند احساساتشان را ابراز کنند، در حالی که معمولاً به پسرها گفته می شود که درد عاطفی شان را پنهان کنند. این در حالی است که:
همانقدر که دختران نیاز دارند تا ابعاد عاطفی و احساسی وجود خود را رشد را دهند پسران نیز به آن نیاز دارند، گرچه ممکن است رفتارهای عاطفی برای یک دختر کاربرد بیشتری داشته باشد اما رشد عاطفی در هر دو جنس ضروری است تا در هر زمان که لازم بود شخص بتواند از نیروی عاطفه و همدلی خود بهره ببرد.
۴٫ پژوهش ها نشان می دهد که سه سال نخست زندگی کودک در پرورش توان همدلی یا کاشت بذر خشونت بسیار مهم است. جهت رشد اخلاقی کودک به طور عمده به رفتار مراقبان کودک با او بستگی دارد.
در صورتی که مادر در شش ماه نخست زندگی نسبت به نیازها و احساسات کودک، پاسخده و حساس نباشد و درهنگام نیازهای جسمی یا عاطفی در دسترس کودک نباشد یا در صورتی که کودک با جدایی از والدین روبرو شود، آسیب دیدگی همدلی و توان صمیمی شدن به احتمال زیاد وجود خواهد داشت.
ادامه دارد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *