Home > من و تهدیدها > نوستالژی و خاطرات خوب و بد قدیمی

نوستالژی و خاطرات خوب و بد قدیمی

nostalogy

یکی دو هفته ای هست که از شبکه سه تلویزیون، برنامه ای تحت عنوان یادگاری پخش می شود. برنامه ای خاطره انگیز برای کسانی که گذشته ای مشترک داشته اند. دردهای مشترک و شادی های مشترک. این برنامه از هر دری سخنی دارد. از تجربه هایی مربوط به بیست، سی سال قبل. این روند چند سالی هست که در رسانه ها شروع شده است. این روند چندی قبل در اینترنت و به خصوص در فیس بوک و یا ایمیل ها (ایمیل هایی با عنوان شما یادتون نیست اما…، یا صفحه های ما دهه شصتی ها و …) از طریق قرار دادن عکسهای مربوط به دفتر و کتابهای قدیمی و آدامس و اسباب بازی و کوپون های اوایل انقلاب و یا موسیقی های خاطره انگیز برنامه های کودک یا مارش های جنگی و … و یا نام بردن از تفریحات قدیمی، آغاز شده بود. بعدها صدا و سیما نیز در همین راستا اقدام به ساختن برنامه هایی مثل « بچه های دیروز » و همین برنامه « یادگاری » نمود و گویا این روند یاد کردن از خاطرات کهنه همچنان ادامه دارد: یاد کردن از اتفاقات نوستالژیک و غرق شدن در حس دوگانه اندوه و شادی موجود در خاطرات قدیمی.
اصطلاح نوستالژی Nostalgia از دو کلمه یونانی ساخته شده‌است : nostos که به معنی بازگشت به خانه‌است و algia که معنی «درد» می‌دهد. واژه‌نامه انگلیسی آکسفورد ، نوستالژی را شکلی از دلتنگی که ناشی از دوری طولانی از زادگاه است ، تعریف کرده‌است. نوستالژی را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا ، اشخاص و موقعیت‌های گذشته ، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه است (دانشنامه ویکی پدیا).
اما به این بهانه می خواهم کمی از نوستالژی بگویم و حافظه جمعی:
نوستالژی یک پدیده روانشناختی است که در حوزه های مختلف روانشناسی، روانکاوی، جامعه شناسی، مردم شناسی و … مورد توجه و تحقیق است. برخی معتقدند این پدیده یک بیماری روانی با آثار عاطفی مالیخولیایی بر حافظه است، برخی از بعد جامعه شناختی به آن نگاه می کنند و آنرا نوعی میل به گذشته می دانند که در برابر پیشرفت قرار می گیرد. در این رویکرد عموما با دیدی نقادانه به نوستالژی می نگرند و معتقدند نوستالژی اگر از سوی قدرت حاکم تقویت گردد، می تواند به نوعی مانع تفکر و پیشرفت باشد. گاهی یک موسیقی خاطره انگیز، ما را می برد به بیست سال قبل، و یک تجربه شخصی را برای ما زنده می کند، اما گاهی یک مارش نظامی یادآور یک خاطره جمعی است. خاطرات جمعی که در حافظه جمعی ما قرار دارد و یادگاری است از تجربیات جمعی. مثل کارتونهای زمان کودکی، سریالهایی که از تلویزیون های سیاه و سفید ما پخش می شد، آژیر خطر برای رفتن به پناهگاه و هزاران خاطره دیگر.
اما آنچه به نظر می رسد در برخورد با موضوعات نوستالژیک وجود دارد و در یادآوری خاطرات به شکل معمول آن دیده نمی شود، به نوعی ایده آل کردن گذشتهاست.
گویی ما زمانی ارزشمند را از دست داده ایم، زمانی که در نهایت خوشبختی و شادی زندگی می گذراندیم. اما باید در نظر داشته باشیم که حافظه انسان در طول زمان دستخوش تغییرات فراوانی می گردد. حافظه جمعی در مواجهه طولانی اش با حوادث مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دچار تغییرات بزرگی می شود.
نوستالژی نوعی تمایل ذهن است برای ایده آل کردن گذشته و حسرت بازگشت به آن برای رهایی از مشکلات و انکار دردهای کنونی. از این لحاظ می توان به عنوان نوعی مکانیسم دفاع روانی به آن نگریست. بنابراین غرق شدن در نوستالژی، نوعی زیستن در گذشته است. نوستالژی در برابر آینده و حال قرار می گیرد. تمایل به فرار از زمان حال به سمت گذشته. از همین روست که درگیری بیش از حد با موضوعات نوستالژیک، مانع از زیستن در زمان حال و فکر کردن به آینده می گردد.
منظورم از این حرف ها این نیست که بگویم باید از نوستالژی دوری کرد یا خاطرات گذشته را دور ریخت اما حس نوستالژیک اگر روند عادی و جاری زندگی روزمره گردد، ما را از پیشرفت باز می دارد. حافظه انسان حالتی انتخابگر دارد. یعنی برای ایجاد لذت در ما، خاطرات را دستچین می کند. در بسیاری از موارد خاطرات بد کمرنگ می شود و خوبیها پر رنگ می گردند یعنی ایده آل سازی صورت می گیرد. همانند وقتی که ما عاشق فردی می شویم. در این حالت، عاشق، معشوق خود را ایده آل می کند و نکات منفی او را نمی بیند. ایده آل کردن گذشته مضرات خود را دارد که شاید در زمان دیگری به آن بپردازم. به هر حال ایده آل سازی باعث شوق ما به زیستن در گذشته می شود.
غافل از اینکه ما در همان زمانی که اکنون حسرت بازگشت به آن را داریم هم زیسته ایم، همانطور که سی سال بعد، حسرت امروزمان را خواهیم برد.
نویسنده: آ.ز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *