Home > من و تقویم > به بهانۀ میلاد کریم اهل بیت امام رضا (ع)

به بهانۀ میلاد کریم اهل بیت امام رضا (ع)

شیواترین بیان برای تمام دوران ها

شاید اگر از گوشه کنار در مورد زندگی امام رضا چیزهایی شنیده باشید این سئوال در ذهنتان باشد که امام رضا چرا و به چه نحوی ولایتعهدی مامون را پذیرفتند؟ اصلا ولایت عهدی به چه معنا بوده است؟ شهید مطهری در کتاب سیری در سیرۀ ائمه اطهار با بیانی شیوا این مطلب را گشوده اند اما ما در اینجا تنها از زاویۀ حدیثی که خود حضرت بیان کرده اند، به این موضوع می پردازیم. در آن زمان که مامون مردم را به منظور گرفتن بیعت برای ولایتعهدی امام رضا (که بعد از مامون خلیفه مسلمین باشند) جمع کرده بود، و علویان و عباسیان یکی یکی با امام بیعت کردند، و شعرا و خطبا آمدند و شعر و خطابه خواندند، قرار شد خود حضرت خطابه ای بخوانند؛ حضرت برخواستند و یک خطابه در یک سطر و نیم ایراد کردند:

لـنـا عـلیکم حق برسول الله و لکم علینا به حق فاذا انتم ادیتم الینا ذلک وجب علینا الحق لکم. مـا اهـل بیت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داریم، شما نیز به آن واسطه بر ما حقى داریـد وقتى که شما حق ما را به ما دادید، حق شما بر ما واجب می شود.[۱]

به نظر می رسد با بیان این خطابۀ کوتاه امام قصد داشتند یک جریان را در میان مردم راه بیندازند. جریانی با افکندن یک سئوال در میان مردم. این سئوال که حق ائمه بر گردن ما چیست؟ و حق ما بر ائمه چیست؟ و مسلما امام در یک جمع عمومی سئوالی را طرح نمی کنند که بی پاسخ باشد و قبلا توسط ائمه به آن پاسخ داده نشده باشد، یا عقل و فطرت های سلیم نتواند پاسخ آنرا بیابد. وقتی امام می فرمایند که در صورتی ادای حق بر ما واجب می شود که ابتدا شما حق خود را ادا کنید، این از یک سو به معنای آن است که فاصله ای میان ادای حق از سوی مردم و ادای حق از سوی امام وجود ندارد زیرا امکان این وجود ندارد که امام معصوم واجبی را ترک گوید و از سوی دیگر تکلیف مردم باید چیزی باشد که تنها در صورت اجرا، تکلیف بر امام واجب شود. با یک فکر عقلانی به این نتیجه می رسیم که این حق نمی تواند چیزی جز واگذاری حکومت و ولایت به امام معصوم باشد. و واگذاری حکومت تنها به معنای پذیرش حاکمیت و ولایت ایشان است. اما در بعد اجتماعی برای اینکه این شرط محقق شود لازم است که مردم بر واگذاری حاکمیت بر امام اتفاق داشته باشند همانطور که در زمان امام علی(ع) پس از عثمان اکثریت مردم بر آن شدند که امام علی خلیفه و حاکم ایشان باشد و حضرت نیز پذیرفتند. گویی مردم میان دو امر مختارند و حق رای دادن و رای داشتن دارند، اینکه حاکمیت را حق امام معصوم بدانند یا فرد دیگری را انتخاب کنند. اما در بعد شخصی نیاز به اتفاق اکثریت نیست، تنها کافیست که فردی در درون خود ولایت امام را بپذیرد و حکم و نظر و خواستۀ او را بالاتر از حکم و نظر و خواستۀ خود و لازم الاجرا بداند…. امام رضا در آن شرایطی که مامون می خواست با ولی عهد قرار دادن امام، ایشان را وادار به سکوت نماید و از سوی دیگر مردم را فریب دهد، با بیانی بالاتر از این نمی توانست نقشه های شوم را در خفقان موجود رسوا سازد و مردم را به حرکت در آورد و گویی دلیل اصلی پذیرش ولایتعهدی آن هم با آن شرایط و حالاتی که در تاریخ ثبت است، چیزی جز بیان همین حق حاکمیت خود بر مردم و آگاه سازی و بیدار سازی مردم از طریق تریبون حاکمیت غاصب نمی باشد. امام با این حدیث بیان می دارند که حاکمیت و ولایت حق ماست که خداوند آنرا به ما داده است، چیزی نیست که اعطای آن از سوی یک فرد باشد و لازم باشد که حاکم یک جامعه این حقی را که خودش بدون انتخاب مردم از ما گرفته است بخواهد با عنوان ولایت عهدی و پس از مرگش به ما بدهد. و از سوی دیگر دارد به مردم راه را نشان می دهد، می گوید ای مردم اگر شما متفق شوید بر اینکه در همین زمان من حاکم و ولی شما باشم، بر من هم واجب می شود که حاکم و ولی شما شوم، پس به هر ترتیبی که شده حاکمیت را از دستان نااهلان و غاصبان بیرون می کشم و خواستۀ شما مردم را محقق می کنم … اما صد افسوس که تنها حدیثش ماند و آن حق همچنان عقیم …

سخن را پایان می دهیم با حدیثی از امام(ع) و ولی عصر(عج):

اگر شیعیان ما _ که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد_ با دل های متحد و یکپارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند، ملاقات ما از آن ها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهدۀ با معرفت برای آنها حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند. آن چیزی که ما را از آنان دور کرده است، گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند و ما چنین انتظاری از آن ها نداشتیم.[۲]

و آیا دیدار جمعی شیعیان با امام عصر، معنایی جز ظهور ایشان و حرکت در جهت ولایت و حاکمیت دارد و جالب آنکه فقط متفق شدن شیعیان و نه تمام مردم جهان برای این امر کافیست و جالبتر و البته تاسف برانگیزتر آنکه این نامه ۹۰ سال پس از آغاز غیبت خطاب به شیخ مفید از ناحیه مقدسه صادر شده است و امام همین مقدار را هم تاخیر دانسته اند …

 

[۱]. بحارالانوار جلد ۱۴۶

[۲]. بحارالانوار۱۷۶:۵۳

Check Also

کجایند مدعیان حمایت از حقوق زنان؟؟؟

آن هنگام که نظام آفرینش حقیقت وجودی زن را بر صحیفه حیات بشر رقم می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *