Home > من و خانواده > من و میوه دلم > مصونیت از آسیب ها – ۱

مصونیت از آسیب ها – ۱

نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی

تا به حال شده است وقتی از خیابان رد می شوید و مردی را می بینید که اعتیاد از سر و رویش می بارد، از خودتان بپرسید واقعا چه عواملی باعث شده که این انسان کارش به اینجا بکشد؟ اگر اولین پاسخی که به ذهنتان می آید تاثیر اجتماع و به قول معروف رفیق ناباب و در دسترس بودن مواد و … است، آیا از خود پرسیده اید که آیا خانواده اولین و مهمترین اجتماعی نیست که فرد در آن بزرگ می شود، رشد می کند و به خود می بالد؟ آیا از خود پرسیده اید که در همین جامعه بسیاری از افراد با وجود مشکلات زیاد به این جور مسائل گرفتار نمی شوند؟ آیا از خود پرسیده اید که من به عنوان پدر یا مادر چه می توانم کنم که حتی اگر جامعه پر از ویروس باشد، فرزندم در میان این ویروسها واکسینه شود؟ … اعتیاد یکی از اصلی ترین عوامل در کاهش بهداشت روانی و جسمانی فرد، خانواده و اجتماع می باشد. فرد معتاد در درجه اول خود را درگیر عواقب اعتیاد می کند و سپس خانواده و اجتماع را درگیر می کند.

فردی که وابستگی به مواد مخدر دارد، با مصرف مواد به دنبال تجربه یک حالت هیجانی خاص یا تغییر حالت خلقی و هیجانی ناخوشایند خود است.

وابستگی به مواد مخدر نوعی بیماری است که در عملکرد فرد اختلال زیادی ایجاد می کند. این اختلال به میزانی است که فرد را از چرخه عادی زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و شغلی به تدریج خارج می کند و او را به سوی زوال شخصیت و زوال جسم و در نهایت مرگ پیش می برد. مصرف مداوم مواد مخدر، برای اندام های داخلی بدن بسیار مضر است و کارکرد نظام عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب تغییراتی ماندگار در مغز می شود.

نقش خانواده در بروز و یا پیشگیری از اعتیاد، موضوع مسلمی است که تحقیقات و پژوهشهای متعددی در تمام دنیا این مسئله را ثابت کرده است.

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که همواره والدین میزان شیوع سوء مصرف مواد را کمتر از میزان و اقعی آن تخمین می‌زنند و درنتیجه خطر آن را نیز احساس نمی‌کنند و اغلب باور ندارند که این مشکل برای فرزندان آنها نیز ممکن است پیش بیاید.

در اینجا به توضیح مهمترین عواملی می پردازیم که وجود و رعایت آنها در درون خانواده سدی حفاظتی در برابر درگیر شدن در اعتیاد و بالتبع سایر آسیبها و معضلات اجتماعی می باشد.

  • یکی از عواملی که هر فردی را در مقابل آسیبها و وسوسه های اجتماعی، شکننده و آسیب پذیر می کند عدم اعتماد به نفس درونی و احساس ارزشمندی است.

پایین بودن عزت نفس و احترام قائل نشدن برای خویش می تواند قدرت کنترل بر موقعیت های زندگی را از انسان بگیرد و احساس حقارت، درماندگی، ناتوانی، پوچی و ناامیدی را در او تشدید کند. انسانی که برای خود ارزش و حرمتی قائل نشود، به سادگی در دام انواع اعتیاد و انحرافات اسیر می شود. بنابراین بسیار مهم است که والدین برای تقویت اعتماد به نفس فرزند خود، سرمایه گذاری کنند و آگاهی های خود را در این زمینه بالا ببرند. تقویت اعتماد به نفس در هر سنی روشها و راهکارهای مخصوص به خود را دارد. به طور کلی والدین باید با به کار بردن راهکارهای مناسب فرزند پروری، این احساس را در کودک و نوجوان خود به وجود بیاورند که او موجود ارزشمندی است و درون خانه و خانواده از موقعیت و جایگاه مناسبی برخوردار است و وجود او مورد پذیرش اعضای خانواده است، حتی اگر خطا کند.

  • یکی از عواملی که اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی در افراد بالا می برد، پایبندی به اهداف و آرمانهای بالا و ارزشمند است.

اگر نوجوان و جوان خود را انسانی در مسیر تحقق اهداف متعالی بداند، به سادگی اسیر خواسته ها و آسیبهای اجتماعی نمی شود. تحقیقات نشان می دهد که انسانهای بی هدف و بی آرزو، خیلی بیشتر از دیگران اسیر اعتیاد و سایر انحرافات می شوند. داشتن اهداف معنوی و اهداف انسانی، به زندگی انسان معنا می دهد. اهمیت قائل شدن والدین برای ارزشهای معنوی و اخلاقی، فرزند را به سمت اتخاذ اهداف متعالی هدایت می کند. گاهی نیز می توانید با فرزند خود در زمینه اهدافی که در زندگی دارد به گفتگو بنشینید. معمولا کودکان و نوجوانان برخی از هدفهای متعالی را در گوشه ذهن خود می پرورانند. شاید مهمترین کاری که شما می توانید انجام  دهید آن باشد که انان را در زمینه پیگیری اهدافشان تشویق کنید و یاریشان کنید تا هدفهایشان را تحقق بخشند. و بدترین کاری که می توانید بکنید آن است که اهداف آنان را مسخره کنید. اگر اهداف آنان به نظرتان ناممکن می رسد، سعی کنید تا با همفکری با فرزند خود به راههای عملی کردن اهداف، دست یابید. گاهی در مکالمات روزمره و به طور غیر مستقیم به فرزند خود یادآور شوید که وجود او و وقت او بسیار ارزشمند است چون قرار است که به فلان هدف والایی که خودش برای خودش انتخاب کرده است برسد.

  • یکی از جنبه های مهم رفتار پدر و مادر، اقتدار و کنترل صحیح است.

والدینی که از قاطیعت همراه با محبت، اعتماد و دموکراسی برخوردارند، در هدایت، نظارت و تربیت فرزندان موفق ترند. خوب است که والدین آگاهی های خود را در مورد سبک های تربیتی بالا ببرند. دو سبک تربیتی که تاثیر بسیار مخربی بر فرزند دارد و او را بسیار آسیب پذیر می سازد، فرزند پروری سهل گیر و به اصطلاح لوس کردن و آزاد گذاشتن فرزند از یکسو و فرزند پروری مستبدانه و سخت گیر از سوی دیگر می باشد. در سبک فرزند پروری مقتدارنه که به نوعی حد وسط این دو نوع فرزند پروری است، یک نوع کنترل و نظارت مناسب وجود دارد. فرزند می داند که رفتارها و اعمالش تحت نظارت والدین قرار دارد. در عین حال والدین به فرزند خود محبت کافی را مبذول می دارند. در سن نوجوانی والدین باید دورادور و به طور کاملا غیر مستقیم فرزند خود را کنترل و نظارت کنند. دوستان، رفت و آمدها و … را بدون سر و صدا و جار و جنجال کنترل کنند چرا که در غیر این صورت مشاهدۀ کنترل فرزند توسط والدین باعث سلب اعتماد فرزند به والدین می شود.

دادن آزادیهای فردی مشخص که مناسب با سن و ظرفیت ها و تمایلات فرزند و توام با کنترل و نظارت باشد، موجب می شود که فرزند به تدریج به بلوغ عاطفی و اجتماعی دست پیدا کند، خود را قادر به انتخاب صحیح از غلط و برعهده گرفتن مسئولیت ها بداند، اعتماد به نفس در او رشد کند و آماده ورود کامل به اجتماع شود.

در فرزند پروری مقتدرانه رفتار نامناسب فرزند از سوی والدین مورد عتاب و بازخواست قرار می گیرد اما نه به گونه ای که فرزند احساس طرد شدن و بی ارزش بودن کند.

ادامه دارد …

Check Also

شکل گیری حواس پنجگانه ی دلبندتان

برخی اعتقاد دارند اولین کلمات و جملاتی که کودک به زبان می آورد کلمات و جملاتی است که در روزهای بارداری شنیده و به حافظه سپرده است...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *