Home > من و خودم > فرا تر از رنج

فرا تر از رنج

بالاخره با سختی ها و ناخوشایندهای زندگی چه کنیم؟

آیا در زندگی روزانه خود اندیشیده اید؟ آیا می شود شما یک روز را به شب برسانید در حالیکه با هیچ موضوع ناخوشایندی روبرو نشوید؟ آیا می شود در زندگی شما هر چند وقت یکبار سختی ای بزرگ یا کوچک پیش نیاید؟ در زندگی دیگران چطور؟ آیا می توانید کسی را پیدا کنید که در این مورد استثنا باشد؟ یعنی کسی که هیچ ناخوشایندی و سختی و رنجی در زندگیش پیش نیاید؟ اما آیا کسی را می شناسید که سختی ها و دشورایهای زندگی او را آزار ندهد و در او تغییر و آشوبی ایجاد نکند؟ گرچه حتما همه شما به سئوالهای اول پاسخ منفی می دهید اما ممکن است برخی از شما به این سئوال پاسخ مثبت دهید.

آری تک تک ما انسانها در زندگی خود با سختی ها و ناخوشایندی هایی روبرو می شویم، انسانها هر قدر هم که در آسایش و راحتی باشند باز هم در زمانی از زندگیشان با سختی روبرو می شوند.

واقعیت این است که تجربۀ ما از سختی ها و ناخوشایندی ها یکسان نیست.

برخی از ما با آغوشی باز به استقبال سختی ها و شکست ها می رویم. برخی از ما افسرده و ناتوان می شویم. برخی از ما سعی می کنیم که از آنها عبرت بگیریم. برخی از ما اصلا از پیش آمدن سختی ها و شکست ها در زندگی هیچ ناراحت نمی شویم و …

به راستی رنج و سختی، این واقعیت اجتناب ناپذُیر در زندگی تک تک ما انسانها در تمام زمانها و مکانها، از کجا ناشی می شود؟

درون ما پر است از خواسته ها و تمایلاتی که با یکدیگر در تضاد هستند، اگر بخواهیم به یکی برسیم نمی توانیم به دیگری برسیم.

اصلا گاهی امکان اینکه دو جور خواسته را با هم داشته باشیم نمی شود. مثلا مگر می شود هم تن آسایی کنیم و به خواستۀ جسم و تن خود گوش دهیم و هم در تحصیلات و شغل خود به آن موفقیتی که می خواهیم دست یابیم؟ آیا در صورتی که پیشرفت و موفقیت را انتخاب کنیم، با رنج از دست دادن تن آسایی و راحت طلبی روبرو نمی شویم؟

پس در این دنیا ما به خاطر تمایلات و خواسته های متضاد خود دائما در حالت رنج و سختی قرار می گیریم. ممکن است غمگین شویم. ممکن است احساس حسرت و زیان دیدن کنیم و … جالب این است که هر کس با هر عقیده و مسلکی که داشته باشد، این رنج ها و سختی ها را تجربه خواهد کرد. ما اگر انتخاب نادرست کنیم، رنج خواهیم کشید و پیامد منفی آنرا خواهیم دید و اگر هم انتخاب درست کنیم باز تا رسیدن به پیامد مثبت رنج تلاش و کوشش و مبارزه با خواسته های دیگر را تجربه خواهیم کرد. پس قدم اول آن است که:

بپذیریم رنج و سختی، اتفاقات ناخوشایند، احساسات، افکار و حالات ناخوشایند، بیماری، مواجه شدن با شکست و گاهی احساس ضعف و نقص بخشی اجتناب ناپذیر از هویت انسانی ماست. و اتفاقا نقطۀ اوج انسانیت ماست.

مگر زنبور هر روز صبح که از خواب بیدار می شود بین انتخاب تغذیه از شهد گلها یا مردارهای متعفن، دچار تردید می شود که رنج تردید و انتخاب را به دوش بکشد. پس اگر احساس ضعف و نقص کردیم، اگر احساس تردید کردیم، غصه نخوریم، اگر به خاطر انتخاب هایمان مجبور به گذشتن از برخی خواسته های دیگر شدیم فراموش نکنیم که دقیقا همین یعنی انسانیت. اگر گاهی وسوسه دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها به سراغمان می آید، این یعنی وارد شدن در مقوله ای به نام انسانیت. پس آنرا بپذیریم، احساسش کنیم و از کنارش به آرامی بگذریم. گرچه این سخن به معنای تقدیس رنج نیست بلکه به معنای آن است که نخواهیم که زندگی بدون رنجی داشته باشیم، چرا که اگر این را بخواهیم یعنی یک امر محال را خواسته ایم و چون به خواستۀ خود هرگز نمی رسیم، دچار رنج صد چندان می شویم چرا که در طلب چیزی می دویم که هرگز به آن نخواهیم رسید و این ما را عذاب خواهد داد.

نه رنج را نفی کنیم و نه تقدیسش کنیم.

بپذیریم که هست مانند هر آن چیزی که در این دنیا هست … و این اولین گام است برای فراتر رفتن از رنج و اینکه بدانیم چگونه رنج بکشیم و چه رنجی را بکشیم تا در آرامش بمانیم و به هدف دست یابیم.

ادامه دارد …

Check Also

صبر و مهارت بدست آوردن آن

  پیشرفت تکنولوژی ازیک سو رفاه و آسایش را برای بشر امروز به ارمغان دارد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *