Home > من و مطالعه > من و قصه

من و قصه

جنایت ظهر روز یکشنبه – قسمت بیستم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر دی و بهمن پیش دانشگاهی را به زور و با اعصاب خوردی سپری کردیم و اسفند دیگر وقت بریدن بود!! هر روزم با گریه گره خورده بود و حتی شوخی های محمدحسین هم نمی توانست حالم را خوب کند. کنکور برای من …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه – قسمت نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر تا چند روز در خانه ی ما بحث بر سر رفتار بی ادبانه ی من با خواستگار بود و بابا که تا آن روز هیچ وقت با من سرسنگین نشده بود سر این قضیه چند روزی تحویلم نگرفت. برعکس او محمدحسین هزار …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه – قسمت هجدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر صدای یاران را از پشت گوشی می شنیدم. محمدحسین گفت: _ چرا توام مثه من ناراحتی پسر؟ نمی دانم یاران چه گفت که محمدحسین جواب داد: _ نمی دونم بابا! خدا رو شکر خواهر نداری یاران… ادامه ی حرفش را نشنیدم چون …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه – قسمت هفدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر صدای خنده ی چند دختر که از موسسه خارج می شدند باعث شد خودم را کنار بکشم… به دیوار تکیه دادم و خواستم تا در همان چند ثانیه باز صحنه دیدن یاران را مرور کنم که دیدنش بین آن دختر ها خاطره …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز ۱شنبه – قسمت پانزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   روزهای آخر شهریور ماه بود و کم کم باید آماده می شدم تا دوباره به مدرسه بروم. دوست صمیمی ام با خانواده اش از ایران رفته بود و من اصلا حال و حوصله ی مدرسه رفتن را نداشتم. روز اول مهر، …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز ۱شنبه – قسمت چهاردهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   می دانستم دلیل قبول نکردن محمد حسین چیست… به خاطر پولش بود. ما فقیر نبودیم ولی اهل ولخرجی هم نبودیم. ترجیح می دادیم پولمان را برای کارهای ضروری تری خرج کنیم نه اینکه کلی پول بابت یک وعده ناهار بدهیم. یاران …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز ۱شنبه – قسمت سیزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   نشستم توی ماشین و بابت تاخیرم معذرت خواهی کردم. محمد حسین از توی آینه نگاهم کرد و گفت: _ چرا مشکی؟ سنگینی نگاه یاران را حس کردم… همین طور که به بیرون نگاه می کردم، گفتم: _ همین جوری… ماشین حرکت …

ادامه مطلب ...