Home > من و مطالعه

من و مطالعه

جنایت ظهر روز یکشنبه (قسمت سی و یکم )

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر تهدید من نه تنها روی ایمان هاشمی تاثیرگذار نبود. بلکه همه چیز را بدتر کرد! از آن پسرهای بی کله ای بود که می گفت تو برای منی و لاغیر! از یاران دلخور بودم که چرا نیست؟ چرا خودی نشان نمی دهد؟ …

ادامه مطلب ...

معرفی کتاب عاشورایی “شماس شامی “

مجید قیصری در این اثر به روایت یک محقق سوری می‌پردازد که به طور اتفاقی، کتاب کهن و ناشناخته‌ای را در شهر حلب به دست می‌آورد و اگر خواننده تا انتها با داستان همراه شود متوجه می‌شود که داستان به گونه‌ای معما گونه پیش می‌رود، درعین اینکه او بارها درباره …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه (قسمت سی ام)

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   راس ساعت ۸ زنگ در به صدا درآمد. از اینکه سر وقت آمدند و امتیاز اول را مثبت گرفتند چهره ام درهم رفت. قبل از باز کردن در مامان گفت: _ دخترکم! بگو نه. ولی احترام مهمون رو نگه دار! و …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه (قسمت بیست و نهم)

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   یک هفته ای از دانشگاهی شدنم می گذشت. با مهدیا صمیمی تر شده بودم و چند باری توی خانه و جلوی محمدحسین از او تعریف کرده بودم. بدم نمی آمد عروس خانواده مان کسی باشد که اینقدر دوستش دارم! آخرین باری …

ادامه مطلب ...

معرفی کتاب ” رضایت زناشویی”

کتاب رضایت زناشویی اثر دکتر عباس پسندیده  عضو هئیت علمی دانشگاه قرآن وحدیث که توسط انتشارات دارالحدیث در۳۵۹ صفحه به چاپ رسیده است. این کتاب از سه فصل اصلی ترغیب به ازدواج، عوامل پیشینیِ پایداری و رضامندی و عوامل پسینیِ پایداری و رضامندی تشکیل شده است.  از مزیت های این …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه (قسمت بیست و هشتم )

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   با دیدن یاران ذوق زده شده بودم. جوری که انگار نمی دانستم او هم این دانشگاه درس می خواند و حالا با دیدنش سورپرایز شدم!! خودم را کنترل کردم و بیش از این هیجان زده نشان ندادم. _ سلام زینب سادات …

ادامه مطلب ...

آلبوم خانواده (تصویر هفتم)

تصویر هفتم داماد مشغول آراستن اتاق عروس است. مقداری شن در کف اتاق پهن است. چوبی در داخل اتاق نصب شده و بر آن مشک و کوزه آب آویزان است. چوبی بزرگ که دو انتهای دیوار را به هم ارتباط داده، نقش چوب لباسی را برای این خانه ایفا خواهد …

ادامه مطلب ...

جنایت ظهر روز یکشنبه (قسمت بیست و هفتم)

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه المنتظر   مثل بچه ها دنبالش می رفتم. قدش بلند بود و برای اینکه عقب نمانم باید می دویدم. کمی بعد متوجهم شد و گفت: _ دارم تند تند راه میرم؟ معذرت می خوام! به نفس نفس افتاده بودم. به دروغ گفتم: _ …

ادامه مطلب ...